«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ آذر ۲۷, پنجشنبه

گریز بی پیشینه ی سرمایه از ایران! ـ بازانتشار

ای ـ میل زیر را امروز دریافت کرده ام. درونمایه ی آن مانند بسیاری دیگر از اینگونه ای ـ میل هاست که روزانه برای به دام انداختن آدم های نادانی که دنبال دستیابی به پول و پله ی مفت و ارزان «توی دیگ می افتند»، از سوی نیرنگبازان و کلاهبرداران فرستاده می شود. با این همه، شیوه ی نیرنگ بازی در این یکی برپایه ی واقعیتی نهاده شده که از انقلاب مشروطیت به این سو در کشورمان پدید آمده و پس از آن تاکنون پی گرفته شده است: فرار سرمایه!

با هر جنبش انقلابی، با هر هرج و مرج "انقلابی" و نادانی انقلابیونی که بجای همکاری با یکدیگر به جان هم افتاده و جنگ «حیدری»، «نعمتی» به راه انداخته اند؛ با هر افزایش ناگهانی بهای نفتی که سرمایه ی آن هیجگاه در میهن مان و به سود آبادانی و بهبود زندگی مردمان آن بکار نیفتاده، روند «فرار سرمایه» از کشور ما اوج تازه ای گرفته است. هم اکنون نیز با چشم انداز کم و بیش تیره و تاری که حاکمیت ضدخلقی، دروغگو، فریبکار و همزمان نادان و ناکارآمد جمهوری اسلامی برای مردم میهن مان رقم زده، فرار سرمایه به جاهای امن تر اوج بازهم بیش تری گرفته و می گیرد.

عنوان این یادداشت کوتاه را نخست اینچنین برگزیده بودم:
«جلوی فرار سرمایه از ایران را بگیرید!» سپس بی درنگ با خود اندیشیدم:
چه عنوان بیمایه ای! چه کسی جلوی این فرار گسترده و بی پیشینه را تاکنون گرفته که اکنون به چنین کاری دست یازد؟ آیا از مردمی سازمان نیافته که دست شان به جایی بند نیست، می توان انتظار چنین کاری داشت؟ از دزدان چطور؟


ب. الف. بزرگمهر ۳۰ خرداد ماه ۱۳۹۰

https://www.behzadbozorgmehr.com/2011/06/blog-post_772.html 

ای ـ میل دریافتی:

  From: Mr. Eddie Shields
I am contacting you in respect of a business proposal that will be of an great benefit to both of us at the end. 

 I am Mr. Eddie Shields, the Auditor General of a Finance Company here in London. In the course of my auditing, I discovered an abandoned sum of 45,000,000.00 GBP (Forty Five MillionBritish Pounds) which belongs to late Mr. Hassan Ramezani, a Citizen of Iran. I have made several efforts to trace any member of his family so that they will come and claim this money but unfortunately all my efforts to locate any of his family members was unsuccessful therefore I decided to contact you for you to stand as his next of kin since he is a Persian Citizen. From my inquires through his file in my office, I discovered that he did not indicate any person as his Next of Kin which means that no body will ever come for this money again in this life.

If we do not claim this money now, it would be forfeited and subsequently recovered by the British Government as an abandoned money according to the British Law. My intention is to work with you secretly as a team so that this sum of 45,000,000.00 GBP (Forty Five Million British Pounds) will be released to you as the next of kin to late Mr. Hassan Ramezani thereafter you and me will share the money at the ratio of 50% to each of us.

I want to assure you that this money will be released to you without any problem on your side after claim, I will guide you properly on how to submit your application to our Company for the release of the fund to you. I am also ready to provide you with the deposit document which our Company will request from you as proof of your true relationship with late Mr. Hassan Ramezani before they will release the fund to you, all I need is your full cooperation and for you to keep this transaction 100% secret for our own security after claiming the fund.

If you are interested to work with me in this transaction, please give me a reply to this private email address: XXX so that I can send you more details on how we can claim this fund without any problem. Be informed that I have already studied this transaction completely before consulting your involvement and I believe that you will not betray me at the end when the fund will be released to you.
Thank you for understanding.

Regards,

 Mr. Eddie Shields.

نشانی ای ـ میل را دانسته زدوده ام (XXX).

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!