«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۴ مرداد ۱۲, دوشنبه

پولشویی در دریای تفلیس بهتر است! ـ بازانتشار

در گزارش زیر، گوشه ی بسیار کوچکی از چپاول سرمایه های ایران که می بایستی در راه آبادانی و پیشرفت کشور و نیز بهبود وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی توده های مردم آن بکار می رفته و هزینه می شدند به نمایش گذاشته شده است. با آنکه به انگیزه ی برخی دوراندیشی های روزنامه نگارانه یا شاید انگیزه هایی دیگر، تنها به برخی پلشتی های انجام یافته، اشاره هایی گذرا شده، با این همه، شمار نه چندان اندک بازرگانانی که برخی از آن ها همراه با سرمایه ی خود (؟) از همانجا به کشورهای دیگری کوچ کرده و به ایران بازنگشته اند، دست اندرکار بودن بلندپایگان دولتی رژیم تبهکار جمهوری اسلامی که «بسیار حساس» بودن برخی پرونده ها، بیگمان به آن ها اشاره دارد و منتشر نشدن «جزئیات مربوط به بسته شدن حساب بانکی ایرانی‌ها» از سوی دولت گرجستان، دولتی پلید و ضدمردمی که هماوندی های بسیار نزدیک با کشورهای امپریالیستی و بوِیژه ایالات متحد دارد، بخوبی روشنگر گوشه ای از چپاول سترگ سرمایه های مردم ایران از سوی سرمایه داری سوداگر و ضدملی با همکاری همپالکی ها و همدستان خود در دیگر کشورهاست.

اظهارنظر همراه با افسوس و آرزوی عضو «اتاق بازرگانی بین‌المللی گرجستان» که نام خانوادگی وی گویای خاستگاه ایرانی وی است، نشانه ی دیگری از اوضاع اسفناک توده های مردمی است که یکی از بزرگ ترین انقلاب های سده ی بیستم ترسایی بر دوش آن ها به پیروزی رسید و منطقه ای بزرگ پیرامون خود را لرزاند و از خواب بیدار نمود، ولی خود نه تنها سهمی در دستاوردهای آن نداشتند که میوه چینان به پوستین اسلام در آمده، هر آنچه توانستند، خوردند و بردند و چاپیدند و به ریش آن ها خندیدند:
«وی دوبی را نمونه‌ای از جذابیت برای سرمایه گذاران ایرانی نام برده و گفته است که ایرانی‌ها سالانه ۲۰ میلیارد دلار سرمایه به دوبی می‌برند؛ تفلیس هم می‌تواند دوبی دیگری باشد.»

آیا «حضرت آقا» سپارشی برای بازرگانانی که گرجستان را نیز چون دیگر کشورهای منطقه و جهان بازشناخته اند، ندارد؟ آیا نمی خواهند، به عنوان نمونه، پند و اندرزشان دهند که در آنجا بیش از اندازه خوشگذرانی نکنند و «بیت المال مسلمین» را هزینه ی «صنعت توریسم» و زیبارویان گرجی ننمایند؟!

راستی در این گزارش از طرح «دریای تفلیس» سخن به میان آمده که گویا با سرمایه ی ایرانی کلید زده شده است. آیا «حضرت آقا» نمی خواهد به بازرگانان و سوداگران سپارش کند که پول هایشان را در دریاچه اورمیه بشویند؟ یا شاید این دریاچه، همانگونه که خود خشک می شود، سرچشمه ی سرمایه های آقایان اسلام پناه را نیز خواهد خشکاند؟! آیا برای پولشویی، دریایی دیگر باید ساخت که اندکی دور از دیدگان مردم ایران باشد؟!

آیا کسی در این کشور پیدا می شود که پاسخگوی این گند و گه کاری ها باشد؟

ب. الف. بزرگمهر    نهم مهر ماه ۱۳۹۲
 http://www.behzadbozorgmehr.com/2013/10/blog-post_1.html

***

بیش از ۱۶۰۰ بازرگان ایرانی وادار به ترک گرجستان شده‌اند!

محمود داوری یکی از اعضای «اتاق بازرگانی بین‌المللی گرجستان» می‌گوید که اخیرا ۱۶۴۵ تاجر ایرانی به خاطر آنچه که وی «مواجه شدن با چالش‌هایی از طرف دولت گرجستان» نامیده، وادار شده‌اند از این کشور بیرون بروند.

داوری، تاجر ایرانی ـ گرجستانی در گفت‌ و گو با روزنامه ی «فایننشال» چاپ گرجستان اعلام کرد که در سال ۲۰۱۳، بازرگانان ایرانی با دشواری های پرشماری که به دستور دولت تفلیس پدید آمده بود، روبرو و حتی وادار شدند که حساب‌های بانکی خود را ببندند.

این روزنامه اشاره کرده است که به جز وادار شدن برخی بازرگانان ایرانی برای بستن حساب‌های بانکی خود در گرجستان، «بانک مرکزی» این کشور نیز تیرماه سال کنونی، حساب بانکی ۱۵۰ بازرگان ایرانی را به اتهام بهره برداری آنها از سیستم مالی این کشور برای دور زدن تحریم‌های «باختر» بر ضد ایران و پولشویی بسته بود.

گئورگی کاداگیدزه، رئیس «بانک مرکزی گرجستان»‌‌ همان هنگام از «ناکام گذاشتن کوشش چند بانک ایرانی و اشخاص حقیقی هماوند با دولت ایران در دو سال گذشته که می‌خواستند وارد سامانه ی بانکی گرجستان شوند»، آگاهی داد. وی بگونه ای روشن به «بانک پاسارگاد ایران» اشاره کرد که درخواست آن برای برپایی شعبه‌ای در تفلیس رد شده است. با اینهمه، دولت گرجستان تاکنون جزئیات مربوط به بسته شدن حساب بانکی ایرانی‌ها را منتشر نکرده است!

یک مقام وزارت اقتصاد که نخواسته نامی از وی برده شود، در گفت‌وگو با «فایننشال» گفته است که پرونده این ایرانی‌ها هنوز هم «بسیار حساس» است.

بر پایه ی گزارش «دفتر آمار ملی گرجستان»، شمار شرکت‌های ایرانی ثبت شده در این کشور در سال  ۲۰۱۲ – ۲۰۱۳ به ۲۲۱۵ مورد رسید. بر پایه ی این گزارش، ایران در شش ماه نخست سال ترسایی کنونی، بیش از ۴۷ میلیون دلار کالا به گرجستان صادر کرده و بیش از ۱۴ میلیون دلار واردات از این کشور داشته است.

کل صادرات ایران به گرجستان در سال گذشته، کم و بیش ۱۰۰ میلیون دلار بود و ۱۹ میلیون دلار نیز واردات از این کشور داشت.

داوری در پی گفته است که «چطور یک تاجر بدون حساب بانکی می‌تواند تجارت خوبی داشته باشد؟ خصوصا اینکه ایرانی‌ها برای دریافت ویزای گرجستان نیز دچار مشکل شده‌اند.»

گرجستان از ۱۰ تیرماه سال کنونی به صورت یکجانبه، قرارداد از میان برداشتن روادید با ایران را زیر پا نهاد.

قرارداد از میان برداشتن روادید برای اقامت ۴۵ روزه میان دو کشور در جریان سفر وزیر خارجه ی وقت ایران به تفلیس در نوامبر ۲۰۱۰ امضا و در ژانویه ۲۰۱۱ به اجرا گذاشته شد.

این روزنامه از زبان مقامات گرجستان علت زیرپا نهادن قرارداد از میان برداشتن روادید با ایران را دشواری های مهاجرت و تحریم‌ها علیه ایران، عنوان کرده است.

این گزارش می‌گوید که بانک‌های گرجستان همچنین محدودیت‌هایی برای ارائه ی خدمات به شهروندان ایرانی اعمال کرده‌اند.

روزنامه «فایننشال» از زبان داوری نوشته است که بانک «تی بی‌سی» گرجستان، حساب‌های بانکی ایرانی‌ها به ارزش ۱۸ میلیون دلار را بسته است. هم‌اکنون هیچ بانک گرجی با ایرانی‌ها همکاری نمی‌کند و همه این‌ها به دستور دولت این کشور انجام می‌شود. وی گفته است که «صنعت جهانگردی» گرجستان نیز از این کارها آسیب می‌بیند.

بر پایه ی گزارش «دفتر آمار ملی گرجستان» در سال ۲۰۱۲ حدود ۸۹ هزار و ۶۹۷ ایرانی با آماج بازرگانی و خوشگذرانی به آن کشور آمده و ۸۸ هزار و ۷۹۲ نفر آن‌ها به کشور خود بازگشته‌اند.

داوری گفته است که هم اکنون با بیرون رفتن بازرگانان ایرانی و دشواری های پدید آمده، بسیاری از طرح ها به حالت واژگون درآمده است؛ از آن میان، طرح «دریای تفلیس».

وی دوبی را نمونه‌ای از جذابیت برای سرمایه گذاران ایرانی نام برده و گفته است که ایرانی‌ها سالانه ۲۰ میلیارد دلار سرمایه به دوبی می‌برند؛ تفلیس هم می‌تواند دوبی دیگری باشد.

برگرفته از «رادیو فردا»:
http://www.radiofarda.com/content/f8-goergia-iran-trade/25122643.html

این گزارش از سوی اینجانب، پارسی نویسی و ویرایش شده است.     ب. الف. بزرگمهر

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!