«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۷ مرداد ۲۳, سه‌شنبه

ادعاها خروار خروار؛ عملکرد، پوچ یا سردرگم! ـ بازانتشار

تصویری است از «مقام معظم رهبری»، «دامت برکاته» ( پارسی آن همانا «دامت پربرکت باد!») ، همراه سخنانی "حکیمانه" از وی (تصویر پیوست از «گوگل پلاس»).

به آن چهره ی خودخواه بنگرید! از دشمن شناسی و دوست شناسی و جریان شناسی و از همه مهم تر نیروی نحلیل سیاسی سخن رانده است. نیازمند توضیحی افزوده نیست که چگونه در همه ی این زمینه ها آزمون خود را پس داده است؛ آزمونی که گاه حتا «اهل بصیرت» ادعایی اش نیز آنچنان گه گیجه می گیرند که جای دوست و دشمن را گم می کنند! پیامد آن نیز فتنه هایی است که پی در پی از اینجا و آنجای خیمه و خرگاه و پیرامون آن برمی خیزد. با این همه، نکته ی سزاوار درنگ، رد پای تجزیه و تحلیل های چپ در بسیاری از گفته های اوست؛ ولی تنها ردِ پایی کمرنگ شده یا به رنگی دیگر درآمده؛ بگونه ای که حتا بهترین تحلیل ها نیز در مغز آچمز شده اش، کمانه نموده و دگردیسه می شود. ادعاها خروار خروار؛ عملکرد، پوچ یا سردرگم! آن هم در شرایطی که این یکی، بسی بیش تر از رهبر پیشین، نیازمند رسانه های چپ است؛ ولی از آن یکی بگونه ای نسنجیدنی یا بزبانی گویاتر در این باره: «قیاس مع الفارق»، کم تر از آن تحلیل ها و نیز کارِ جهان سر در می آورد؛ از او که چنین عرّ و تیزها و خودنمایی هایی نداشت و هیچگاه نمایشی از دانش و بینش خویش برای کسی نمی داد؛ در حالی که نه تنها از دانش و بینشی برتر از این دَبَنگِ خودنما برخوردار بود که هوشی سرشار نیز داشت. هماوندی های گاه واژگونه ی جُستارها با خوی و سرشت آدمیان را می بینید؟!

ب. الف. بزرگمهر    ۲۴ دی ماه ۱۳۹۳

http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/01/blog-post_43.html

اقتصادی بیش از پیش نظامی شده و پای در گِل


برای همین، چهل سال است آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! ـ بازانتشار

از زبان «آقا بیشعور نظام»:
وقتی به شما می گوییم، استکبار به اسلام هجمه آورده، همین است که می بینید. هر روز گروهی بی بصیرت را به فتنه تحریک می کنند. ما در سخنرانی مان در دیدار با هزاران تن از مردم قم (تصویر پیوست) از سه گوش فتنه نام بردیم۱ و فراموش نمودیم تا گوشه ی چهارم آن را یادآور شویم! آماری که برادر سخنگوی مان در وزارت کشور بیرون داده، نشان می دهد که «... از ابتدای دولت تدبیر و امید تا امروز حدود ۴۳ هزار تجمع را شاهد بوده‌ایم که تعدادی با مجوز و تعدادی هم بدون مجوز بوده است.»۲ به این ترتیب، روشن می شود این فتنه که بس عظیم تر از همه ی فتنه ها و انحراف های پیشین است، چهارگوش دارد. البته ما انحراف های کوچکی چون آنچه بچه باز بیت خودمان چندی پیش پدید آورد و کم مانده بود تا شلوار صد تن از مسوولین بحمدلله پاکدست مان را پایین بکشد و بیش تر آبروی نظام را بریزد را بشمار نیاورده ایم.

آن هنگام که «این آتش‌بازی‌ها و شیطنت کاری‌ها آغاز شد»۳ از خدا پنهان نیست؛ از شما نیز پنهان نباشد که زبان مان بند آمده بود و در اقدامی احتیاطی، «اهلِ بیت» را با شتاب بسیار به ولایت برادر عزیزمان: «آقا رجب طیّب اردوغان، دامت برکاته» فرستادیم. از این ناراحت بودیم که مسوولین نظام کجا گم و گور شده اند که تا فتنه بزرگ تر نشده، جلوی آن را بگیرند. انگار این همه مسوول گماشته شده در اینجا و آنجا کیر خر بودند که هیچ کاری نمی کردند؛ نگو که برخی از ایشان با «استکبار جهانی» ساخت و پاخت کرده و «دشمنان حتی برای نفوذ در برخی ارکان، افرادی را تطمیع کردند و خود نیز مستقیم وارد میدان شدند که دخالت های مسوولان آمریکایی را در این چند روز اخیر همه دیدند ...»۴

«می گویند حکومت ایران از مردم خود می ترسد! خیر. حکومت ایران متولد این مردم است و نظام اسلامی چهل سال است که به پشتوانه همین مردم در مقابل شما ایستاده است.»۵ البته ناگفته نماند با آنکه «جذب حداکثری و دفع حداقلی» را به ارکان نظام رهنمود و پیشنهاد داده بودیم، هر سال شمار بیش تری از خودی ها ناخودی شده یا پول و پله ای بهم زده، راه «ینگه دنیا» را در پیش گرفته اند. کار به آنجا رسیده که هم اکنون، حتا برادران چماق بدست و سرکوبگرمان هم چون گذشته ها که همه چیزشان را در راه الله خرج می کردند، دیگر خودی بشمار نمی روند. برای همین ناچاریم جز حقوق و مزایای سرکوبگری و چماق کشی، هر از گاهی، دهان شان را با چیزهای دیگری نیز شیرین کنیم. اگر می پندارید، منظورمان تنها «ساندیس» و ایناست، اشتباه می کنید. این بار دستور دادیم به هر یک از برادران بسیجی ارزشی که «حداقل سه روز در فراخوان ها به جهت مقابله با اغتشاشگران حضور بهم رسانده بودند، یک سکه بهار آزادی هدیه دهند.»۶ 

«می گویند حکومت ایران از قدرت امریکا هراس دارد؛ در پاسخ می گوییم اگر ما از شما هراس داشتیم، چگونه در دهه پنجاه شما را از ایران بیرون ریختیم و در دهه نود نیز شما را از کل منطقه بیرون راندیم.»۷
به همین زودی یادتان رفته، چگونه و به چه زیبایی نرمش قهرمانانه انجام دادیم؟!

«شما خجالت نمی کشید؟ در یک‌ سال گذشته هشتصد نفر از مردم امریکا به دست پلیس کشته شده اند. در قضیه قیام وال استریت هر کاری که توانستید بر ضد مردم کردید و با هر احتمال و تهمتی، مردم را کشتید؛ آن وقت برای مردم ایران اظهار نگرانی می کنید؟»۸ گیریم تنی چند را کهریزکی کرده اند. به شما چه؟! در صدر اسلام هم از اینگونه رویدادها بسیار بوده است.

«دشمنان مانند مگس روی زخم ناشی از مشکلات و ضعف ها می‌نشینند، بنابراین باید زخم را خوب کنید و نگذارید بوجود آید؛ چرا که اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، تبلیغات و فضاسازی بیگانه اثر نمی گذارد و آمریکایی ها هم نمی توانند هیچ غلطی بکنند.»۹

برای همین، چهل سال است آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۵ دی ماه ۱۳۹۶


پی نوشت:

۱ ـ « قرائن و شواهد اطلاعاتی نشان می دهد که این قضایا سازماندهی شده بوده و در شکل گیری آن، یک مثلث فعال بوده است. یک رأس این مثلث، امریکا و صهیونیستها بودند که طراحی را انجام دادند و چند ماه برروی این طراحی کار کردند و بنای آنها این بود که حرکت ها از شهرهای کوچک شروع شود تا به مرکز برسد. رأس دوم این مثلث، یکی از دولتهای پولدار خلیج فارس است که هزینه این نقشه را تأمین کرد و رأس سوم نیز، پادوها بودند که مربوط به سازمان آدمکش منافقین هستند و از ماهها قبل آماده بودند.»


۲ ـ برگرفته از گزارش «در مراحل پایانی تغییر استانداران هستیم»، «خبرگزاری فارس»  ۲۳ دی ماه ۱۳۹۶

۳ ـ برگرفته از «پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم بصیرت العظما»  ۱۹ دی ماه ۱۳۹۶

۴ و ۵ ـ همانجا

۶ ـ گواهی پیوست

۷ ـ برگرفته از «پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم بصیرت العظما»  ۱۹ دی ماه ۱۳۹۶

۸ و ۹ ـ همانجا
 

عبارتی تازه در ادبیات نوادگان تازی

بتازگی در ادبیات نوادگان تازی در میهن بلاگرفته مان، عبارتی پا به میدان نهاده که هر چه کوشیدم آرش آن را دریابم به جایی نرسیدم:
«دام ظله الوارف»۱

ناگفته نگذارم که در این میان، «دامت اضافاته»۲ و «دامت برکاته»۳ را همگی تا ژرفای جان دریافته ایم و براستی دریافتن این دو، چندان دشوار نبوده و نیست؛ زیرا از یکسو، گواه جیب های هر روز پرپول تر و کاخ های پهناورتر تخم و ترکه ی نوادگان تازی در میهن مان هستیم و از سوی دیگر، پای مردم هر روز در چاله چوله ی تازه ای گیر می کند و آسیب می بیند. به آن می گویند: «آسیب اجتماعی» که در پی نیز گروهی "آسیب شناس" بسیج می شوند تا ببنند، چگونه می شود در این چاله یا آن چوله یا همانا دام پا ننهاد و گرفتار نشد؛ یا از روی این یا آن یکی پرید یا چنانچه بزرگ است از کنارشان، یواشکی رد شد! در این میان، آسیب شناسی که به چگونگی پر کردن چاله بپردازد، اگر نگویم نایاب، بسیار کمیاب است؛ زیرا پر کردن چاله چوله هم هزینه های اجتماعی و اقتصادی دارد، هم هزینه هایی سیاسی از اینگونه که گوشَت را بکشند یا زبانت را بِبُرند و از همه بدتر، در زندان یا در راه زندان، ناچار به خودکشی شوی!

کسی می داند این یکی به چه آرشی است؟ اگر از من که عربی نمی دانم، بپرسید، چیزی در این مایه از آب درمی آید:
«دامت را در سایه ی دیوار پهن کن!»

ب. الف. بزرگمهر   ۲۳ اَمرداد ماه ۱۳۹۷

پی نوشت:

۱ ـ «ابتکار عمل حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (دام ظله الوارف) و دستور تشکیل شورای هماهنگی اقتصادی به سران سه قوه و معاونان آنان با اختیارات ویژه و همچنین فراخوان دولت توسط معظم‌له و بیان توصیه‌ها و رهنمودها و دستورهای دقیق، اقدامی بسیار مهم در ترسیم نقشه راه اصلاح اوضاع اقتصادی و حل مشکلات معیشتی مردم می‌باشد و رهبری حجت را بر همگان به‌ویژه دولتمردان تمام کرده است.» برگرفته از «بیانیه ی مجلس خُمرگان رهبری»، «خبرگزاری تسنیم»، ۱۵ اَمرداد ماه ۱۳۹۷

برگردان به پارسیِ «گوگل» (Google translation)، آن را اینگونه به پارسی برگرداند:
«سایه اش طولانی شد» که امیدوارم درست باشد؛ گرچه، بگمانم برگردانِ درست آن، «سایه اش دراز باد!» باشد

۲ ـ «بر شمار دام هایت افزوده باد!»

۳ ـ با اشاره ای ناسرراست: «بر شمار جانورانی که در دامت می افتند، افزوده باد!»

رفتیم، زدیم، نشاندیم؛ ساده تر از روم باستان! ـ بازانتشار

همه چیزشان عوضی۱ است؛ حتا نام های شان! آن یکی، ملّا اختر محمد منصور نام داشت که چند روز پیش با یورش موشکی «شیطان بزرگ»، تکه تکه شد و آنچنان سوخت که از گوشش نیز کم ترین نشانه ای برجای نماند که بگوییم تکه ی بزرگش، گوشش بود؛ و این یکی، ملّا هیبت‌الله آخوندزاده۲ نام دارد که جانشین وی شده است. هرچه این یکی، چهره ای روشن، دستِکم به اندازه ی اختری کم سو نورانی دارد، آن یکی که اختر بختش به خاموشی گرایید از هیبتی ترسناک چون الله برخوردار بود.۳

با خاموشی ملّا اختر، آنچه مزدوران رسانه ای «شیطان بزرگ» از زبان «مبارک»۴، «روند احیا و تثبیت صلح در افغانستان»۵ نامیده اند، گشوده شد که هنوز چند و چون آن، نقش نوکران منطقه ای و از آن میان رژیم تبهکار دزدان اسلام پیشه در میهن مان در چنین گشایشی (؟)، چندان روشن نیست. آنچه روشن است، خرسندی بیش از اندازه ی «مبارک» از مرگ آن رهبر بداختر است که چنین سپارش یا بهتر است بگویم: دستوری نیز فرموده است:
«طالبان باید از بخت بدست‌ آمده برای گزینش تنها راه راستین، برای پایان دادن به نبردهای درازمدت بهره مند شود؛ [و] برای آشتی جویی۶ در روندی که فرجام آن آشتی پایدار و سازواری۷ است به دولت افغانستان بپیوندد.۸»۹ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از سوی اینجانب؛ افزوده ی درون [ ] نیز از آن من است.  ب. الف. بزرگمهر)

آیا آن رهبر بد اختر، کشت و کشتار و «جهاد در راه اسلام»۱۰ یا آنچه بگونه ای ریشخندآمیز و بی هیچگونه آرش و مانشی روشن، «پیکار با استکبار جهانی» خوانده می شود را بیش از اندازه جدی گرفته بود و چندان همسو با سیاست های خداوندان امپریالیست و نوکران منطقه ای اش ره نمی پیمود؟ پرسشی که پاسخ به آن، هنوز دشوار است.

آیا برگزیده شدن یا برگماری شتاب آمیز ملّا هیبت‌الله آخوندزاده به رهبری آن گروه دوزخی را گونه ای دهن کژی به «یانکی» ها و آنچه آن رسانه ی مزدور از زبان روزنامه ی «وال‌استریت‌ ژورنال» آورده بود،۱۱ باید انگاشت؟

بگمان نیرومند نه! زیرا یافتن و برکشیدن رهبری تازه که از آمادگی برای نرمش بیشتر و همسویی فراتر از آن بخت برگشته با سیاست های منطقه ای امپریالیست ها برهبری «یانکی» ها برخوردار باشد، می توانست به همان اندازه برنامه ریزی شده و همزمان با (یا شاید حتا پیش تر) از سر راه برداشتنِ ملّا اختر آغازیده باشد. بگمانم، سخنان همراه با خرسندی و دستور «مبارک» و نیز برگماری شتاب آمیز نزدیک ترین دستیار رهبر جان سپرده بجای وی تا اندازه ای بسیار، گواه این گفتار است. اینکه روندها و ستیزه های درونی دستیابی به بالاترین رده های فرماندهی در چنان گروهی، در آینده چگونه پی گرفته شود و بهره برداری «یانکی» ها از این گروه دوزخی چه سمت و سو یا برجستگی بیش تر یا کم تری یابد، جُستار دیگری است که در اینجا به آن نمی پردازم؛ ولی از این ها که بگذریم، شیوه های کارکرد و "منطق" امپریالیست های «یانکی» در از میان برداشتن یکی و نشاندن دیگری بجای وی، چشمگیر است؛ "منطق"ی برخاسته از زورگویی، بی پرده و کمابیش بی هیچ آراستگی به ادعاهای دمکراسی:
رفتیم، زدیم، نشاندیم! به همین سادگی؛ ساده تر از روم باستان!

ب. الف. بزرگمهر    ششم خرداد ماه ۱۳۹۵


پی نوشت:

۱ ـ عوضی به آرش جابجا شده!

۲ ـ نام کوچک وی، «هبت الله» است که آن را دانسته، «هیبت الله» نوشته ام.

۳ ـ بر بنیاد برخی کیش های آیین های ترسایی و اسلام و شاید برخی دیگر کیش ها، خداوند کالبد آدمی را از روی کالبد خویش آفرید و جان بخشید. چرایش را نمی دانم؛ ولی می پندارم، چهره و اندام ملا اختر، بیش از هر کسی به الله می ماند.

۴ ـ همانا «بَرَک حسین اوباما»

۵ ـ رئیس‌جمهوری آمریکا رسما مرگ ملا منصور، رهبر طالبان افغانستان را در حمله هوایی ایالات متحده تائید کرده و می‌گوید کشته شدن او «گام مهمی» در روند احیا و تثبیت صلح در افغانستان است.

برگرفته از تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»، سوم خرداد ماه ۱۳۹۵


پارسی نویسی:

۶ ـ بجای واژه ی از ریشه عربی «مصالحه»، بهتر است از آمیخته واژه ی پارسی «آشتی جویی» سود برد.

۷ ـ بجای واژه ی از ریشه عربی «رفاه»، می توان بسته به مورد از واژه ها یا آمیخته واژه های «سازواری»، «فراخ زیستی» یا «آسوده زیستی» سود برد.

۸ ـ بجای «ملحق شدن» باید «پیوستن» گفت و نوشت.

***

۹ ـ به گفته رئیس‌جمهوری آمریکا «طالبان باید از فرصت به‌دست‌آمده برای انتخاب تنها راه واقعی، جهت پایان دادن به نبردهای طولانی استفاده کند؛ برای مصالحه در روندی که به سوی صلحی پایدار و رفاه می‌انجامد، به دولت افغانستان ملحق شود».

برگرفته از تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»، سوم خرداد ماه ۱۳۹۵


۱۰ ـ نمونه ای از برداشت این گروه دوزخی و وابسته به امپریالیست های «یانکی»، انگلیس و نوکران منطقه ای شان: پاکستان، عربستان و نیز تا اندازه ای رژیم اسلام پیشه ی ایران از آیین وامانده ی اسلام در گذشته ای دورتر، در دوران حاکمیت رژیم دمکراتیک و پیشروی افغانستان به زهر آلودن آب چاه دبستانی دخترانه در یکی از روستاها یا شهری کوچک در آن کشور بود که به مرگ شماری کودک انجامید.

۱۱ ـ  روزنامه وال‌استریت‌جورنال گفته است کاخ سفید امیدوار است حمله اخیر ضربه‌‌ای اساسی به طالبان وارد کرده و به اختلافات و نبردهای داخلی آنها برای پیدا کردن رهبر جدید دامن بزند.

برگرفته از تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»، سوم خرداد ماه ۱۳۹۵


۱۳۹۷ مرداد ۲۲, دوشنبه

گروه «۴ + آفتابه آب کُن»


تو تنگنا گیر کرده ای مردک کودن؟


واللهِ قادر مُتّعال هم چنین چیزی را در خواب نمی بیند


آنچه در پس درگیری امپریالیست ها هر روز پررنگ تر و چشمگیرتر می شود ... ـ بازانتشار

در تارنگاشت وابسته به وزارت امور بیرونی «یانکی» ها درباره ی چالش های بازرگانی میان «یانکی» ها و چین از آن میان، آمده است:
«لیو هه، دستیار نخست‌وزیر و نماینده ی ویژه رییس‌جمهوری چین، هفته پیش برای گفتگو بر سر چالش های اقتصادی و بازرگانی میان ”پکن“ و ”واشینگتن“ به ”ایالات متحد“ سفر کرد. به گزارش ”خبرگزاری دولتی چین“، این سفر با درخواست بلندپایگان آمریکایی [بخوان: «یانکی»ها!] انجام شد.

آقای لیو، روز شنبه ۲۹ اردیبهشت ماه به خبرنگاران گفت که دو طرف همداستان شده اند تا ”وارد جنگ تجاری نشوند و جلوی برقراریِ تعرفه‌های تازه بر ضد یکدیگر را بگیرند؛ آنچه برجسته ترین آروین گفتگوها بود“ ... دستیار نخست‌وزیر دولت چین، خشنودی خویش از سفر به واشینگتن را نشان داده و گفته‌ است که همداستانی های بنیادین، پیش‌تر میان ”دونالد ترامپ“ [بخوان: لات بی سر و پای «یانکی»!] و ”شی جین‌پینگ“ [بخوان: کاسه بشقاب فروش چینی!] بدست آمده بود. 

در بیانیه ی منتشر شده از سوی ”ایالات متحد“ [بخوان: «یانکی»ها!] و چین در همان روز، گفته شده که این کشور، همداستانی خود با افزایش چشمگیر واردات کالا و خدمات از ”ایالات متحد“ را اعلام نمود. با این همه، خبرگزاری‌های ”آسوشیتدپرس“ و ”رویترز“ می‌گویند که در آن بیانیه از ۲۰۰ میلیون دلار۱ تراز بازرگانی منفی میان دو کشور سخنی به‌ میان نیامده است.»۲ 

با خود می اندیشم، در آنجا جنگ و ستیز اقتصادی بر سر تراز منفی ۲۰۰ میلیون دلاری (میلیارد دلاری؟) میان بزرگ ترین اقتصادهای جهان است. در کشور ما با اقتصادی ناتوان، حسن کوتول پفیوز، تنها در یک قلم، قراردادهای اقتصادی به ارزش ۱۸ میلیارد یورو۳ با ایتالیا دستینه نموده که بخش سترگی از آن نیز خرید کالاهای بُنجل و قراردادهای خدماتی را دربرمی گیرد که بسیاری از چنان خدماتی در خودِ ایران بخوبی انجام پذیر است! همانند چنین قراردادهایی با فرانسه، آلمان، انگلیس، سوییس، اتریش و دیگر کشورهای اروپایی و سایر جاها نیز بسته شده که بگمانم ارزش آن ها، رویهمرفته از ۲۰۰ میلیارد دلارِ یاد شده در بالا سر می زند. آنگاه «آقا بیشعور نظام» از «اقتصاد مقاومتی» داد سخن می دهد که شاید نمادی از آن، تصویرِ زن فروشنده ی بچه به کولی در جایی پرت و کم رهگذر باشد (تصویر پیوست)؛ اقتصادی دچار سخت ترین بیماری های مقاربتی۴ ؛ آن هم در شرایطی که دست شان ـ و نیز دستِ ایران! ـ زیر ساتورِ «قطعنامه فصل هفتم منشور سازمان نامور به ملت های یگانه» است. این بار نیز بگمان بسیار نیرومند، بند را به آب داده اند و آنچه در پس درگیری امپریالیست های اروپایی برای پاسداری از سفره ی گسترده و رنگین ایران با امپریالیست های «یانکی»، هر روز پررنگ تر و چشمگیرتر می شود، گونه ای بخش بندیِ زورگویی و بهره کشی برای به بند کشیدنِ باز هم بیش تر و همه سویه ترِ تار و پود اقتصاد و اجتماع و سیاست ایران اسلام زده و به بدبختی دچار شده است. با آنکه چنان جنگ و ستیزهای اقتصادی و سیاسی میان کشورهای امپریالیستی اروپایی و امپریالیست های «یانکی» از زمینه هایی درخور برخوردار است و حتا می تواند به درگیری های جنگی میان شان در آینده ای دورتر (نه نزدیک!) نیز بینجامد،۵ در زمینه ی برخورد با کشورهایی چون روسیه، چین و سایر کشورهای پیرامونی چون ایران، همه ی کلان سرمایه داران جهان در کالبد کشورهای امپریالیستی، دست در دست یکدیگر دارند و همچشمی های گرگ منشانه شان بس کمرنگ تر از آن است که بتوان از آن ها بر بنیادِ آنچه درست یا نادرست، «سیاست تراز (موازنه) منفی» نام گرفته، بهره برد. این، پنداری بیهوده است که هم اکنون نیز همه ی نشانه های خودفریبی و مردم فریبی را دربر دارد؛ زیرا افزون بر شمار نه چندان کمی از غول پیکرترین «کارتل» ها و «تراست» های سرمایه داری در زمینه های نفت و ترابری دریایی و امور مالی و بانکی که به پیروی از فرمان تازه ی لات بی سر و پای «یانکی» از قرارداد با رژیم تبهکار سگ مذهبان اسلام پیشه کناره می گیرند و خواهند گرفت، پهلوهایی از سخنان دوپهلوی سیاست بازان فریبکار اروپایی نشان می دهد که هیچگونه پایوری برای رژیم فرمانروا بر میهن مان در کار نیست و در آینده نیز نخواهد بود؛۶ حتا روسیه و چین نیز از دادن چنان پایوری سر باز زده اند. این ها هنوز به آرش اینکه کشورهای امپریالیستی بگونه ای بایسته برای سرنگونیِ رژیمِ آدمکشِ موش های اسلام پیشه سمتگیری نموده یا خواهند نمود، نیست؛ به این شَوَندِ ساده که چنین رژیمی، هم در زمینه های اقتصادی و هم در زمینه ی سیاست های دوربردی و راهبردی منطقه ای و جهانی، نقش بس سودمندی برای کشورهای امپریالیست برهبری «یانکی» ها بازی نموده و همچنان بازی می نماید. به یاری چنین رژیمی بود که آنچه «بنیادگرایی یهودی» («سیهونیسم») نام گرفته و هماوندی تنگاتنگی با رژیم سیهونستی اسراییل از آغاز پیدایش خود تاکنون دارد در گونه های ریز و درشت «بنیادگرایی اسلامی» کالبد و جان دیگری یافت و به نوبه ی خویش، زمینه ی باز شدن دوباره ی پای امپریالیست های کهنه و نو به منطقه را فراهم نمود. بکوشش چنین رژیم تبهکاری بود که جنبش های پایدارِ منطقه در برابر امپریالیست ها از جنبش های با گرایش های چپ گرفته تا جنبش های ملی، پارچه پارچه شده و سمت و سوی جنبش های کور و کورترِ هرج و مرج جویانه با جامه های گوناگون "اسلامی" بخود گرفتند.

 به باور من، برجسته ترین شَوَندِ زیر پا نهادنِ رسمی قراردادی که از همان نخست در دوره ی گماشتگیِ «برادر بَرَک حسین اوباما»، زیر پا نهاده شد و مُرد،۷ اوضاع بسیار بحرانی اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی ایران است که کشورهای امپریالیستی برهبری «یانکی» ها نیز ناگزیر به دیدن و بشمار آوردن آن هستند؛ ناگفته نگذارم که خیزش توده های مردم ایران در دی ماه سال گذشته، آن ها را نیز دستِکم به اندازه ی رژیم پوشالی «ایلخانان ولایت» ترساند. 

با آنچه کوتاه و فشرده در بالا از آن یاد شد و هنوز برخی دیگر سویه هایِ جُستار را ناگفته نهاده ام، خود را در جایگاه راهنمایِ رژیم پوشالی دزدان اسلام پیشه یا «دولت زهدان اجاره ایِ» آن نشاندن و بر زبان راندن پند و اندرزهایی چون «... در این موقعیت بسیار خطیر، باید با بهره‌جویی از اختلاف‌نظر پنج امضا کنندهٔ دیگر برجام با دولت آمریکا به تلاش جدّی ‌برای حفظ و تداوم توافق برجام ادامه داد.»۸ در خوش بینانه ترین برخورد، نشان از خریّتی همه سویه دارد؛ گرچه، اینجانب با چنین خوش بینی که سر به خوش باوری کودنواری می زند به چنین گروهبندی های نادرستی نمی نگرم.

ب. الف. بزرگمهر  ۳۰ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۷

http://www.behzadbozorgmehr.com/2018/05/blog-post_34.html 

پی نوشت: 

۱ ـ بگمانم سخن بر سر ۲۰۰ میلیارد دلار باشد که این تارنگاشت شلخته و ناپاسخگو، آن را ۲۰۰ میلیون دلار نوشته است. 

۲ ـ برگرفته از گزارش «چین: واشینگتن و پکن توافق کرده‌اند درگیر جنگ تجاری نشوند»، تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»، ۳۰ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۷ (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی و نیز بازنویسی درخور از سوی اینجانب؛ برجسته نمایی های متن و افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)

۳ ـ «با آغاز اجرایی شدن ”برجام“، میان ایران و ایتالیا قراردادهایی به ارزش ۱۸ میلیارد یورو دستینه شد که کمابیش پنج و نیم میلیارد یورو آن از آنِ ”صنعت فولاد“ بود. در بهمن ماه سال ۹۴ و همزمان با سفر حسن روحانی به رم، اعلام شد که قراردادی میان ایران [بخوان: رژیم سگ مذهب دزدان اسلام پیشه!] و شرکت ”دانیلی“ بسته شده که ”پرشین متالیک“ نام دارد و ارزش آن دو میلیارد دلار است [بی هیچ گمان گفتگو، راهی درخور برای پولشویی های کلان دزدان اسلام پیشه؛ شرکت هایی پوشالی و کارچاق کن!].

برگرفته از گزارش «یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فولاد جهان همکاری با ایران را متوقف کرد»، تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»، ۲۸ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۷ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ برجسته نمایی های متن و افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)

۴ ـ همانا نزدیکی های جنسیِ پیامد نرمش های قهرمانانه پی در پی با «شیطان بزرگ» و همدستانش 

۵ ـ «نکته ی دیگری را نیز در اینجا تنها اشاره می کنم؛ ولی به آن بیش تر نمی پردازم؛ نکته ای که به پندار من، در آینده نقشی برجسته تر در روند دگرگونی های سیاسی جهان خواهد یافت:
دگرگونی ناگزیر سیاست امپریالیست های یانکی و همدستان امپریالیست اروپایی باختری آن در رویارویی با تراز نیروهای نوپدید جهانی و از آن میان بویژه روسیه و سیاست های ماجراجویانه ی آن!

آیا چون روسیه تزاری، رژیم مافیایی کنونی آن کشور به همدستی و همیاری بیش تر در فرآیندهای جنگ جویانه و آماج های اهریمنی چیرگی بر کشورهای دیگر و به بردگی واداشتن خلق ها و ملت ها کشانده خواهد شد و نقشی پایور از سوی کشورهای امپریالیستی برای آن رژیم بدیده گرفته شده و برسمیت شناخته خواهد شد؟ آیا با افزایش تنش ها از آن میان، میان امپریالیست های ”یانکی“ در نقش سرکرده با امپریالیست های اروپای باختری، پدیداری پیشانی های سیاسی ـ نظامی تازه ای چون آنچه پیش از جنگ های جهانی نخست و دوم پدیدار شد و به جنگ فرارویید را گواه خواهیم بود؟

به پندار من، چه آن ماچه سگ بر سر کار آید، چه ”ترومپت پرهیاهو“، این جُستارها با برجستگی هرچه بیش تر در آینده رخ نموده و به میان خواهند آمد. جُستارهایی که نمودهایی نه چندان روشن از آن را در ستیزه های میان آن دو گواه بوده ایم.» 

برگرفته از نوشتارِ «نکته هایی چند پیرامون گزینش میان سگ زرد و شغال در کشور ”یانکی“ ها»، ب. الف. بزرگمهر    ۱۸ آبان ماه ۱۳۹۵ 

http://www.behzadbozorgmehr.com/2016/11/blog-post_8.html 

۶ ـ «... رهبران اروپایی از آن میان، رییس‌جمهور فرانسه در روزهای گذشته گفته بودند که نمی‌توانند شرکت های اروپایی را به سرپیچی از قانون های تحریمی ”ایالات متحد“ یا سرمایه‌گذاری در ایران وادارند.»

برگرفته از گزارش «از تمهیدات کمیسیون اروپا برای حفظ برجام چه می‌دانیم؟»، تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» ۲۸ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۷ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر) 

۷ ـ بویژه در این زمینه، مزدورِ خبرچینِ «یانکی» ها: «سیّد از خرجسته» که جوهر آن قرارداد ننگین هنوز خشک نشده، آن را برای دستینه شدن از سوی «سازمان نامور به ملت های یگانه» به آنجا برد تا «قطعنامه فصل هفتم منشور» آن سازمان بکار گرفته شود، نقش شایان درنگی داشت. 

۸ ـ برگرفته از «اعلامیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران ـ ضرورت مبارزۀ مشترک و هماهنگ با سیاست‌های جنگ‌طلبانهٔ آمریکا و ارتجاع در منطقه» ۲۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷

این بار امانت که خدا داد، بزرگ است ... ـ بازانتشار

تقصیر کسی نیست، اگر پول نداریم
قحطی شده و میوه و محصول نداریم

جز این که مگس کیش کنیم و بپرانیم
در کشورمان شاغلِ مشغول نداریم

ای دوست بیا هُل بده از پشت کمک کن
در گل، خرِ ما مانده و هرکول نداریم

دیوار اگر کج شده، این بار ببخشید
تحریم شدیم و نخ و شاغول نداریم

یک مساله داریم و هزاران تز و استاد
اما قلم و کاغذ و فرمول نداریم

هرکس شده بیمار، چه بهتر که بمیرد
زیرا سرم و شربت و کپسول نداریم

این بار امانت که خدا داد، بزرگ است
ما هم که ضعیفیم و کت و کول نداریم

از روی سر و گردن تحریم پریدیم
با این که مدال پرشِ‌ طول نداریم

هرچند همه فلسفه دانیم ولی حیف
هنگام عمل، شیوه‌ی معقول نداریم

چندی‌ست که اوضاع خرابست و به هرحال
جز داعشیان، آدم مسوول نداریم

در وادی ما احمق و دیوانه زیاد است
مشکل سر این است که بُهلول نداریم

آمار گرفتند و مشخص شده حالا
در کشورمان آدم گاگول سه نقطه...

از «گوگل پلاس»

برنام را از متن سروده برگزیده ام. ب. الف. بزرگمهر

http://www.behzadbozorgmehr.com/2016/09/blog-post_94.html

... به یاد برومندترین فرزندان پرپر شده ی ایران زمین


آن روز، چندان دیر و دور نیست


۱۳۹۷ مرداد ۲۱, یکشنبه

هنوز تا پِخ پِخ شدن تان، راه دراز است ...


قلبم گواهی می دهد که فیلت هیچگاه یاد هندوستان نخواهد کرد ...


ما هم امیدواریم که جنگ نشود ...


بنازم به این پلیس فتا! ـ بازانتشار

زیر برنام «پلیس فتا»، تصویر بانویی در جامه ی نیروهای انتظامی درج کرده است. با خود می اندیشم:
با چنین پلیس دلربایی، نیازی به پیگرد و سر در پی دزدان نهادن نیست؛ خودشان با پای خود خواهند آمد یا آنگونه که گفته می شود: جَلب خواهند شد ... 
 
برایش نوشتم:
بنازم به این پلیس فتا! 
 
ب. الف. بزرگمهر    ۲۷ آبان ماه ۱۳۹۴ 
 
پی نوشت:
 
شایان درنگ برای «الاغ مُعَظّم»! 
 
چنانچه بایسته است، بی هیچ فشار و شکنجه، حتا گناه خبرچینی برای بیگانگان و نفوذ در دم و دستگاه آسمانی ریسمانی «ولایت» را بر دوش گرفته و بار خبرچینانِ خیمه و خرگاه سر تا پا آلوده و انباشته از دزدت را نیز سبک خواهند نمود! 
 
«الاغ مُعَظّم»!
 
زنان نیمی از جامعه اند و تنها برای بچه زاییدن و کدبانوگری آفریده نشده اند! یکبار و برای همیشه، این را آویزه ی گوش خود کن و بیش از این خود را ریشخند خودی و ناخودی ننما!
 
ب. الف. بزرگمهر    ۲۷ آبان ماه ۱۳۹۴
 
http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/11/blog-post_9.html 

 

نهادینه شدن تبهکاری که شاخ و دم ندارد، گوزمشنگ قلی خان!

در پی رسوایی بسیار بزرگ مالی تازه و ناپدید شدن ۹ میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی، «نمودار "اسلام" و المفسدین، گوزمشنگ قلی خان»، در نشست «هم اندیشی با مدیران عامل خبرگزاری‌ها و مدیران مسوول رسانه‌ها» که آماج آن، جز گوشزد به آن ها در پنهان نگاه داشتن گند و گه های یکی در پی دیگری روی آب آمده و هماهنگی هرچه بیش ترشان با «اداره کل مسایل فرهنگی دادستانی کل کشور»۱ بیش نبود با اشاره به ترفندهای دشمنانِ در کمین رسانه ها نشسته از آن میان، سخنان رهبرکونه۲ ی زیر را از خود در کردند:
«دادستان کل کشور با اشاره به نقشه ی دشمنان برای بزرگنمایی تبهکاری ها در کشورمان، گفت:
دشمنان، فساد در کشورمان را گسترده و غیر قابل جمع آوری نشان می‌دهند؛ درحالیکه مطابق آمار مرکز بین المللی، هیچ کشوری فاقد عنصر فساد نیست؛ ولی در مورد کشور ما آنچنان تبلیغ می‌کنند که گویی همه نظام را فساد گرفته است.»۳

بله در همه جای جهانی که در آن سرمایه داری امپریالیستی ریشه دوانیده به شَوَند انگلی بودن این سامانه و سرشت انگل پرور آن، تبهکاری ها و پلشتی های گوناگون در همه ی زمینه های اقتصادی ـ اجتماعی بویژه در زمینه ی مالی رخ می دهند که تاوان آن را در فرجام کار، توده های مردم از آن میان با هر روز بیش تر تنگدست شدن شان می پردازند؛ ولی در بسیاری از کشورهای جهان بویژه در آن گروه از کشورها که رسانه های اجتماعی هنوز از نیرومندی نسبی برخوردارند، هنگامی که پته ی این یا آن باند تبهکارِ کلان روی آب می افتد، ناگزیر به برخورد با تبهکاری انجام شده می شوند؛ برخوردی کمابیش درخور که از برکناری بی درنگ تبهکاران از مسوولیت های دولتی و زندان های درازمدت گرفته تا حتا بدار آویخته شدن یا تیرباران شان در کشورهایی درستکارتر را دربرمی گیرد. در کشور بخت برگشته ی ما تاکنون، واژگون آن برخورد شده و تا هنگامی که رژیم دزدان اسلام پیشه بر سر کار است، در بروی همین پاشنه خواهد چرخید. در این رژیم بس پلید، بزهکاران و آفتابه دزدانی که گاه پولی بسیار کم یا حتا تکه ای نان دزدیده اند را پادافرهی سخت داده و می دهند و بر بنیاد شریعتی شتری، گاه دست و پایش را بُریده، برای همیشه زمینگیرش می کنند و با کلان دزدان، هر اندازه که دزدی های شان کلان تر باشد به گفت و گوهایی پندآمیز و اندرزگویانه می نشینند تا از این رهگذر از نمد بر باد رفته، کلاهی برای خود دست و پا کنند:۴ 
جداگانگی (تفاوت) بسیار چشمگیری که جناب «نمودار "اسلام" و المفسدین» بگمانم آن را دانسته و آگاهانه نادیده گرفته و به همین شَوَند از سوی اینجانب، سزاوار فرنام «گوزمشنگ قلی خان» شده است.

نگاهی کوتاه و گذرا به گفته های این و آن از مسوولین والاگُهتر تمرگیده در بالاترین جایگاه های نظام سگ مذهب گرفته تا فلان «نُقلعلی نظامِ» در این باره، بخوبی گواه دست اندرکار بودنِ سرراست یا ناسرراست همگی در این دزدی های کلان و سبز کردن سخن آن امام راحل که گفته بود: «همگی با هم ...» بگونه ای دلخواه و سازگار با زمانه ی خویش است؛ بگونه ای که هر کدام و بیش تر در باندبازی و گاوبندی با دیگر دزدان، جایی درآمدزا را چسبیده و توده های مردم ایران را می دوشند. به همین شَوَند است که واکنش بسیاری از آن ها بویژه دله دزدهایی که شاید سرشان بی کلاه مانده از غُر و لُند یا انتقادی آبکی فراتر نمی رود. برای آنکه پُربیراه نگفته باشم و نمونه ای بدست داده باشم، غُر و لُندِ «خرس مشهدی» که خود و داماد تبهکارش بر گنج «آستان قٌدس» چنبره زده اند را یادآور می شوم:
«رفتید و مذاکره کردید؛ دلار ۳۰۰۰ تومان را ۱۰۰۰۰ تومان کردید، کار دیگری کردید؟ بازهم می‌خواهید مذاکره کنید؟»۵

با آنچه کوتاه و فشرده در میان نهاده شد، چنانچه رژیم و دولتی حتا رویهمرفته درستکار ـ و نه درستکار به آرش راستین آن که در سامانه ی سرمایه داری امپریالیستی، گوهری نایاب است ـ رشته ی کارها را در کشورمان در دست داشت، نه تنها می بایستی همه ی دولت بی آبروی انباشته از کلان دزدانِ «زهدان اجاره ای» را برکنار می کرد که همه ی آن دزدان و رشوه خوران و پولشویان و بویژه «دانه درشت» ها را به زندان های درازمدت می افکند و بسیاری از آن ها را بدار می آویخت. به این ترتیب، پاسخ کوتاه و رُک و پوست کنده به این آخوند دست اندرکار در همه ی پلشتی ها و تبهکاری های "نظام" بی سر و سامان دزدان اسلام پیشه چنین است:
خودت را به خریّت نزن و بیش از این، ریشخند این و آن نکن! بخش سترگی از مردم ایران، همه چیز را دریافته اند و می دانند چه کلاه گشادی بر سرشان نهاده اید؛ نهادینه شدن تبهکاری یا آنگونه که بر زبان کژدم گزیده ات آمد: «همه نظام را فساد گرفته»، شاخ و دم ندارد، گوزمشنگ قلی خان!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۱ اَمرداد ماه ۱۳۹۷

پی نوشت:

۱ ـ بیگمان پیش از درج دله دزدی ها و تبهکاری های دیگر در رسانه و نه پس از آن!

۲ ـ بجای «رهبرگونه»! این را ناچار شدم برای آن گروه از بر و بچه های بسیار باادب که چشم بر بسیاری چیزها می بندند، ولی از شنیدن یک دشنام یا ناسزای ساده، سرخ و بور می شوند، نوشتم که بدانند، دستم دانسته روی دکمه ی «ک» "رهبر عظیم الشان" رفته است؛ وگرنه، پیروان «لُقمان حکیم» تیزهوش تر و تیزبین تر از آنند که به چنین پی نوشتی نیازمند باشند.   

۳ ـ برگرفته از گزارش «دشمنان درصدد نفوذ در اتاق‌های تصمیم گیری هستند»، «خبرگزاری فارس»   ۲۰ اَمرداد ماه ۱۳۹۷ (با اندک ویرایش درخور بویژه در نشانه گذاری ها از سوی اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

۴ ـ «مسلمان های حاکمیت و پیرامون حاکمیت ایران این رسم را کمی دگرگون نموده اند؛ آن ها هنگامی که خطایی از برادر خود دیدند با او در کار خطا مدارا می کنند و همزمان با راهنمایی و پند و اندرز راه های تازه تری جلوی پایش می گذارند و گاهی هم اگر لازم بود، وی را تهدید به افشاگری می کنند؛ ولی چون مسلمانان خوبی هستند و نمی خواهند که رشته ی برادری و چیزهای نیک دیگر بریده شود، همه ی آنچه را که باید بگویند، نمی گویند! امام علی گفته بود که فرزندان زمانه ی خود باشید. آن ها هم فرزند زمانه ی خود هستند!»

برگرفته از یادداشتِ «شیوه ی کاربرد اندرز حضرت علی از سوی مسلمانان درون و پیرامون حاکمیت ایران!»، ب. الف. بزرگمهر   ١٣ آذر ماه ١٣٩١


۵ ـ برگرفته از گزارش «علم الهدی: دلار ۱۰ هزار تومانی نتیجه مذاکره با اروپا و آمریکا بود»، «خبرگزاری آفتاب»  ۱۹ اَمرداد ماه ۱۳۹۷
 

... چه باک که گُل ها و خاک سرزمین مان به باد می رود! ـ بازانتشار

... گرچه به جز این باید از خاک پای آن نیز خوب پاسداری کرد تا گُل خوب از آب و گِل درآید؛ گُل ها و خاکی که بویژه شیخک ها و خرسک های شکمباره ی پیرامون شاخاب پارس به هر دوی آن ها سخت دلبسته اند و در همدستی با رژیم تبهکار اسلام پیشه، روزانه هم از این و هم از آن تا آنجا که دست شان برسد و تیغ شان بِبُرد، می چینند و بار می زنند و می برند. روشن است که در این خورد و برد، پولی نیز کف دستِ کِرم های الله در باغِ به یغما رفته و رو به خشکی نهاده ی ایران: خیانتکاران، دزدان و زن بمزدان اسلام پیشه نهاده می شود تا بالا پایین شدن های روزانه شان به درگاه الله را پربارتر پی گیرند؛ چه باک که گُل ها و خاک سرزمین مان به باد می رود!

ب. الف. بزرگمهر    نهم دی ماه ۱۳۹۵


۱۳۹۷ مرداد ۲۰, شنبه

یک کشور و یک مقام مُعظّم رهبری! ـ بازانتشار

خبر و نیمچه تحلیل زیر را که خواندم، آن را با رویدادهای نه تنها سال های گذشته که چند هفته ی کنونی سازگار یافتم؛ بویژه، آنگاه که احمدی نژاد پس از رد شدن شایستگی یار غار خویش، رحیم مشایی جن گیر به عنوان نامزد «ریاست جمهوری»، گفته بود:
«... در کشوری که ولایت فقیه دارد به کسی ظلم نمی شود!»، جُستار را بسیار بودار یافتم؛ ولی این تنها یک گمان بود و نه چیزی گواهمند. خبر زیر نیز با آنکه گامی فراتر است، همچنان گواهمند نیست؛ ولی نمودها و نشانه های بسیاری بر درستی آن و نیز اوضاع بیمناکی که هر آن می تواند از جایی و با هر جرقه ای آغاز شود، گواهی می دهند. به آن در اینجا نمی پردازم؛ ولی، هنگامی که خبر و تحلیل را خواندم؛ چیزهایی که بخش هایی از آن، پیش تر جُسته گریخته، اینجا و آنجا درز کرده بود، یاد حکایت زیرکانه۱ی زیر از عُبید زاکانی افتادم که کم و بیش سنجیدنی با اوضاع حاکمیت تبهکار کشورمان و بلایی است که به سر مردم آن درآورده و می آورند؛ کشوری که به دست مشتی نابکارِ نادان و ناکارآمد می چرخد؛ کسانی که بوی «هویج» دراز شده از سوی باخترزمین، هر بار آنچنان سرمست شان کرده و می کند که درنمی یابند بر شاخه نشسته و بُن آن را می بُرّند؛ کسانی که تُخماق های هر از گاهی فرود آمده بر سرشان نیز هربار بیش از پیش گیج ترشان کرده و می کند؛ و بدبخت مردمی که در چنگِ چنین رژیم تبهکار و فرومایه ای گرفتار و راه تیره روزی های بیش تر می پیمایند.

عُبید، چنین نوشته است:
«در ولایت هرات دیهیست چرخ نام. قاضی آنجا به خانه نَدّافی۲ رفته بود و شراب خورده و در مستی بر مُشته۳ ی نَدّاف ریده. شاعری گفته بود:
از علم و عمل بری بود قاضی چرخ
با خلق به داوری بود قاضی چرخ
بر مشته اگر می بِرید، نیست عجب
زان روزی كه مُشتری۴ بود قاضی چرخ»

... و من می پندارم که میهن مان به اندازه ی روستای چرخ آن هنگام در ولایت هرات، کوچک شده است.

ب. الف. بزرگمهر    ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۲


پانوشت:

۱ ـ از دید من، سراینده ی آن سروده در حکایت عُبید زاکانی و نیز خود وی، بسی بیش تر از آن قاضی زمینی و روستای چرخ در ولایت هرات را در نظر داشته اند؛ ولی از ترس آخوندها و ملاهای دوره ی خود ناچار شده تا با برگزیدن آگاهانه ی روستایی به نام چرخ که در ایران بزرگ آن هنگام و شاید هم اکنون نیز کسی جای آن را به درستی نداند و نشناسد، چنین ایز گم کنند. آنچه این پندار را بیش تر نیرو می بخشد، بهره گیری وی از نام سیاره ی مُشتری در این طنزسروده به عنوان «قاضی چرخ» است که اگر آن را «مُشته ری» به آرش کسی که بر مُشته ریده، بگیریم، همان قاضی روستای چرخ از آب درمی آید و از دید من، جز راه گریز از هرگونه تهمت کفر و زندقه نبوده و کوتاه شده ی آن به «مُشتری» نیز بهانه ای برای نگهداری تراز و وزن سروده است! از سوی دیگر، واژه ی «چرخ» به آرش «گردون» و از آنجا «قاضی چرخ» آرشی فرازمینی می یابد. دو پاره یا لنگه ی (مصراع) نخست و دوم سروده، این گمان را نیروی بیش تری بخشیده، بر طنز تلخ آن می افزاید.    

۲ ـ نَدّاف به آرش پنبه زن یا حلّاج است.

۳ ـ مُشته ابزاری است که پنبه زن (ندّاف) ها با آن بر زه می زنند.

۴ ـ سیاره ی مُشتری (بِرجیس، هورمزد و زاوش از نام های گوناگون پارسی آن است.) را در گذشته ای دورتر و بنا بر باورهای دینی کهن، داور آسمان «قاضی چرخ» می نامیده و می دانسته اند.

***

۵ ساعتی که در طول آن، احمدی نژاد را توجیه کردند و پیامدهای احتمالی رد صلاحیت رحیم مشائی

خبری در خارج از کشور انتشار پیدا کرد حاکی از این که احمدی نژاد را به مدت ۹ ساعت توقیف و تهدید کرده اند که دست از پا خطا نکند وگرنه بر سر او بلائی خواهند آورد که هرگز از یاد نبرد. اینک اطلاع می یابیم که او را به مدت ۵ ساعت «توجیه» کرده اند که تند نرود برای همه، از جمله خود او، بسیار خطرناک است. اﮊه ای نیز از «توجیه» کنندگان بوده است.

   صلاحیت رحیم مشائی را رد کردند. احمدی نژاد تهدیدها که می کرد را عملی نکرد، سهل است، گفت: به رحیم مشائی ظلم شده است و موضوع را از طریق رهبری پی می گیریم. در کشوری که ولایت فقیه دارد به کسی ظلم نمی شود!

مهندسی انتخابات و نقش سپاه و بسیج در آن

   فرماندهی بسیج به كلیه دانشجویان و دانش آموزان بسیجی ابلاغ كرده است كه برای گذراندن دوره های آموزشی فوری خود را به مراكز مربوطه معرفی کنند. خواهر یكی از بسیجیان دبیرستان گفته بود كه به برادرش گفته اند باید برای آموزش خود را معرفی كند در حالیكه الان مدارس و دانشگاهها خود را برای گذراندن امتحانات آماده می سازند.

   در ضمن كلیه امتحانات دانشگاهها به جز علوم پزشكی را به گونه ای برنامه ریزی كرده اند كه باید تا قبل از برگزاری انتخابات امتحانات آنها به پایان رسیده باشد و دانشگاه تعطیل شود.

   از قرار، سپاه برای از دست ندادن قدرت، احتمال های گوناگون را بررسی و بر اساس قوت و ضعف احتمال ها، گزینه ها را سنجیده و بر روی میز گذارده است: مذاكره با برخی كاندیداها و فشار بر آنها و ترور افراد مورد نظر و انفجارهای ضروری و آدم ربایی مورد نیاز جهت گروگانگیری و عدم تایید صلاحیت برخی كاندیداها و عدم كفایت سیاسی احمدی نژاد ولو در روزهای آخر ریاست جمهوری و كودتای انتخاباتی مانند سال ۸۸ و استفاده از ۷۰۰ هزار شناسنامه مرده كه در برخی انتخابات از آن چند باره با جعل و پاك كردن مهر استفاده می شود و كودتا نظامی و اشغال شهرها و سركوب مردم.

نوار تقلبی در انتخابات سال ۸۸، نوار گفتگوی احمدی نژاد با مجتبی خامنه ایست:

   خبری انتشار پیدا کرد گویای این اطلاع که، در باره تقلب در انتخابات سال ۸۸، احمدی نژاد نواری در اختیار دارد از گفتگوی خود با یکی از مقامهای رﮊیم. آن مقام به او گفته است: باید ۸ میلیون رأی به آرای شما بیفزائیم... دفتر احمدی نژاد این خبر را تکذیب کرد.

و اینک، اطلاع می یابیم که نوار وجود دارد و برخی نیز آن را شنیده اند. نوار گفتگوی مجتبی خامنه ای با احمدی نژاد است. بادامچیان نیز حضور داشته است. مجتبی به او می گوید: شما ۱۶ میلیون رأی آورده اید. اما لازم است ۸ میلیون بر آرای شما افزوده شود تا فاصله آرای شما از آرای میر حسین موسوی زیاد شود. احمدی نژاد به او و بادامچیان می گوید: چه لزوم دارد در آرای مردم دستکاری بشود. مجتبی استدلال می کند که لزوم دارد زیرا باید نشان داده شود که در این انتخابات بیشتر از همه مردم به پای صندوقهای رأی رفته اند و با رأی بالا به شما، نظام و ولایت فقیه را تأیید کرده اند. او می پرسد: مقام معظم رهبری اجازه این کار را داده اند؟ مجتبی و بادامچیان، هر دو، می گویند از ایشان مجوز کسب کرده ایم.

   بنابر اطلاع موثق، کار مهندسی انتخابات سال ۸۸ از دو سال پیش آغاز شده بود: در تمام مكانها و دفاتر وابسته به اصلاح طلبان شنود قرار داده بودند همه مکالمات را شنود کنند. حتی در اواخر در ستادهای انتخاباتی كروبی و موسوی نیروهای خود را نفوذ داده و علاوه بر شنود دفاتر و ستادها كلیه مكالمات تلفن ها و  موبایل ها و حتی مسنجرهای اینترنتی را نیز در كنترل داشتند و  بر همه فعالیتها اشراف و مهار می داشته اند.

   درآخر شب  خرداد ۸۸، به ستادهای خبرگزاری ها حمله می کنند و همه کسانی كه در کار گردآوری آراء بوده اند و  آرای  تهران و شهرستانها را ثبت می كرده اند را دستگیر می کنند و همه وسایل آنها را به آتش می کشند. این کار به دستور مستقیم مجتبی خامنه ای انجام می گیرد برای این که هیچ اثری از پیروزی میر حسین موسوی برجا نماند.

انقلاب اسلامی: یک بار دیگر خاطر نشان می کنیم که در آن انتخابات، ممکن نبود بیشتر از ۲۶ میلیون رأی اخذ شود. بنابراین، برفرض صحت خبر وجود نوار، بخش اول تقلب را به احمدی نژاد نگفته اند: آرای او حداکثر ۸ میلیون بوده است و ۱۶ میلیون بر آنها افزوده اند. 

نشریه انقلاب اسلامی شماره ۸۲۹ از ۱۳ تا ۲۷ اردیبهشت


برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!