«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۷ خرداد ۱۱, جمعه

ناموس و شرف مردم ایران در گرو «بیضه ی اسلامی آقایان»! ـ بازانتشار

کسی، بند کوتاهی از گزارش کهنه ی «بی بی سی» درباره ی چالش به اصطلاح هسته ای رژیم جمهوری اسلامی با باخترزمین را درج کرده که در آن اشاره می شود:
«در جریان مذاکرات سه جانبه، ایران با مبادله بخش عمده اورانیوم غنی شده موافقت کرده است ... سعید جلیلی، منوچهر متکی و ثمره هاشمی از سوی ایران در مذاکرات سه جانبه حضور داشتند.»

از «گوگل پلاس»

به این نکته، مارک فیتزپاتریک، مدیر «برنامه خلع سلاح» در «انستیتوی بین‌المللی مطالعات استراتژیک در لندن» نیز در پاسخ به یکی از پرسش های خبرنگار «رادیو فردا»، اشاره نموده بود؛ خبرنگار می پرسد:
«عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران می گوید که خط قرمز ایران، حمل مواد غنی شده به خارج از ایران است. به نظر شما منظور آقای عراقچی کدام بخش از اورانیوم غنی شده است، اورانیوم بیست درصدی یا پنج درصدی؟» و وی پاسخ می دهد:
«اینکه منظور آقای عراقچی چه بوده را کسی نمی‌داند؛ اما به نظرم این گفته بخشی از مانورهای پیش از مذاکره است که انتظارات خیلی بالا نرود. اگرچه، آقای عراقچی چنین صحبتی کرده اما همین چند سال پیش بر مبنای طرح برزیل ـ ترکیه که البته موفق نشد، ایران آماده بود تا بخشی از اورانیوم غنی شده خود را به خارج ارسال کند. در نتیجه به نظرم اگر شرایط مهیا باشد،‌ دلیلی ندارد که ایران با انتقال بخشی از محموله اورانیوم خود، چه پنج درصدی چه بیست درصدی، موافقت نکند ...»

کسی دیگر در پای نوشته ی یادشده در بالا، نوشته است:
«ما مشکل‌مون اینه که الآن نمی‌دونیم، چی می‌دیم و چی می‌گیریم!»

از «گوگل پلاس»

می نویسم:
«دانستن آن چندان دشوار نیست! آقایان، ناموس و شرف مردم ایران را گرو گذاشته اند تا «بیضه ی اسلام» که همانا بیضه های خودشان است را از گزند «شیطان بزرگ» برهانند و ناآگاه تر از آنند که «بیضه ی اسلام» آقایان، سرانجام در موزه ی ملکه ی انگلیس خواهد آرمید!!»

ب. الف. بزرگمهر   ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/10/blog-post_7914.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!