«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۶ بهمن ۱, یکشنبه

بعله! فکر کردین تنها اونا ولی فقیه دارن؟!


گل پرپر شده ی دیگری از بوستان ایران


پیام مردم را نشنیدی؟! بنازم به این رو!


بررسی و پژوهشی که فرآیند آن پیشاپیش روشن باشد به هیچ نمی ارزد!


می بینی آقا بیشعور، چگونه به «این حرف ها در حد وُسع و توان» پاسخ دادند؟!

فرموده بودی:
«اعتراض ها یا درخواست های مردمی همواره بوده و اکنون نیز هست؛ در همین یکسال اخیر، برخی از مردم در بعضی شهرها یا در مقابل مجلس به دلیل مشکلات صندوق ها یا برخی مؤسسات مالی، اجتماعاتی داشتند که هیچ‌کس هم با آنها معارضه و مخالفتی ندارد و باید این حرف ها گوش داده و رسیدگی شوند و در حد وُسع و توان پاسخ داده شود.»۱

به گزارش زیر از خبرگزاری «خانه ولایت» اندکی باریک شو! در «وزارتخانه نفت» که چون گوشت خامِ خوب آماده و کوبیده شده ای به گربه دزده ای نامدار و زنگوله پا سپرده شده، سرمایه ای بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان ربوده شده و به بیرون از مرزهای کشور بار زده شده است. گربه دزده از این دزدی بزرگ با برنام «تَخَلُّف»۲ یاد نموده که خودِ کارکنان یکی از بخش های آن وزارتخانه آن را بازشناخته و گزارش داده اند و در پی افزوده که به همین شَوَند، «چند نفر از مسوولان را در اکتشاف از پست های شان برکنار کرده ام»۳

ندای نیرومندی قلبی هشدار می دهد که برکنارشدگان، درست همان کارکنانی را دربرمی گیرد که در شناسایی این دزدی بزرگ دست داشته و آن را آشکار نموده اند؛ همان ندا همراه با باریک بینی بیش تر در گفته های یادشده از زبان گربه دزده در گزارش، هشدار می دهد که خود همین بیشرفِ بدپیشینه، بگمان بسیار نیرومند در این دزدی بزرگ دست دارد؛ ولی حتا اگر چنین نیز نباشد، در رژیم هایی که جریان کارها از حساب و کتاب و وارسی رویهمرفته سنجیده ای برخوردار است، نخستین کسی که از کار برکنار شده به بازپرسی کشیده می شود، والارتبه ترین دست اندرکار این یا آن سازمان یا نهادِ پاسخگوست؛ نه برکناری چند کارمند دون پایه یا دستِ بالا، میان رتبه برای بهتر پوشاندن سرِ گنده ی زیر لحاف! ولی آیا از رژیمی سر تا پا دزد۴ می توان چشم چنین واکنشی را داشت؟! بگمانم، پاسخ آن چون روز، روشن باشد.

می بینی آقا بیشعور، چگونه هنوز زمانی کوتاه از سخن سرایی پر آب و تابت نگذشته به «این حرف ها» گوش داده، «در حد وُسع و توان» شان پاسخ دادند؟!

ب. الف. بزرگمهر   یکم بهمن ماه ۱۳۹۶

پی نوشت:

۱ ـ برگرفته از «پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم بصیرت العظما»  ۱۹ دی ماه ۱۳۹۶

۲ و ۳ ـ همانجا

۴ ـ آقا بیشعور! تا آنجا که به یاد می آورم، همین چندی پیش با نیرنگبازی ویژه ی خودت چیزی در این مایه بر زبان کژدم گزیده ات رانده بودی:
مگر می شود این همه مدیران و کارکنان اداری، همگی دزد باشند؟!

نه آقا بیشعور! همه دزد نیستند و نمی توانند هم باشند؛ تو با همه ی خر مرد رندی ات راست می گویی. اگر کسی چو من، هر از گاهی از رژیم یا ولایتی سر تا پا دزد، سخن به میان آورده ام، بیش تر مدیران جان ننه ات: پاکدستِ بلندپایه و کاربدست را نشانه گرفته ام تا دله دزدهایی دون پایه که در هر رژیم دیوانسالاری، نمونه هایی از آن ها را همه جا می توان یافت و در کنار آن ها همواره توده ی انبوه تر از کارمندان و کارکنان و از آن میان؛ مدیرانی براستی پاکدست نیز بوده و هستند که حتا در تنگدستی هیچگاه به چنین نابکاری هایی دست نمی یازند. آیا هیچ در این نکته باریک شده ای که چرا کمابیش همگی کلان دزدان و دله دزدان، اسلام را پیشه می کنند و از آن چون پوششی سود می جویند؟ آیا نیازی هست که بگویم: اندکی هم شده، خِردِ کوچک خود را بکار گیری و درباره ی آن بیندیشی؟! بگمانم نه! زیرا تو خود، همدستِ کلان دزدان و دله دزدان ولایت سگ مذهبت هستی، بیشرف! 

***

اختلاس‌گر میلیاردی اکتشافات وزارت نفت کیست؟ / میزان اختلاس تاکنون حدود ۱۰۰ میلیارد است / برکناری چند مدیر بخش اکتشاف به دلیل قصور

بیژن نامدار زنگنه در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «خانه ملت»، درباره انتشار اخباری درباره ی اختلاس میلیاردی یکی کارکنان «وزارت نفت»، گفت:
«این فرد یکی از کارمندان بخش اکتشاف بوده که تخلف کرده است و خود کارکنان بخش اکتشافات این تخلف را کشف کرده اند.»

وزیر نفت با اشاره به اینکه این فرد به مقام [کدام مقام؟!] معرفی شده، افزود:
«مقامات قضایی با جدیت این موضوع را دنبال می کنند و این فرد در حال حاضر به خارج از کشور فرار کرده و مقامات قضایی از طریق ”اینترپل“ پیگیر هستند که این فرد را به کشور بازگردانند و بررسی کنند که اگر این فرد همدستی دارد با آن برخورد کنند.»

وی با بیان اینکه بنده به دلیل قصور و نه اینکه کسی تقصیر داشته، چند نفر از مسوولان را در اکتشاف از پست های شان برکنار کرده ام، گفت:
«بر این اساس یک نفر را به ”هیأت تخلفات“ معرفی کرده ام و ممکن است چند نفر دیگر را به دلیل قصور و اهمال در انجام وظیفه به ”هیأت تخلفات اداری وزارت نفت“ معرفی کنم و این غیر از اقداماتی است که دستگاه قضاء انجام می دهد.»

وزیر نفت درباره میزان تخلف این فرد، روشن نمود که:
«تا اینجا میزان اختلاس این فرد، حدود ۱۰۰ میلیارد تومان اعلام شده که امیدواریم این رقم زودتر بازگردد.»

خبرگزاری «خانه ولایت»  ۲۹ دی ماه ۱۳۹۶

این گزارش از سوی اینجانب، بویژه در نشانه گذاری ها اندکی ویرایش و نیز پارسی نویسی شده است. برجسته نمایی های متن و افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.   ب. الف. بزرگمهر


تو بمیری، وزیر انرژی شان را چنان ضربه فنی کردم ... ـ بازانتشار

علی اکبر صالحی:
به جان تو وزیر انرژی شان را چنان ضربه فنی کردم که نای نُطُق کشیدن نداشت. با پیشنهاد فنی که دادم، مثل بز مانده بود، برّ و برّ نگاه می کرد!

حسن آقا (با خنده ای به نشانه ی: خر خودتی!)»:
عجب! کاش از اول تو را فرستاده بودیم، بن بست را باز کنی! خوب! حالا پیشنهاد فنی ات چی بود؟

علی اکبر صالحی:
جزئیاتش را نمی توانم بگویم ...

حسن آقا:
ما خودمان یک عمر مردم را سیاه کرده ایم. حالا تو می خواهی ما را سیاه کنی؟!

ب. الف. بزرگمهر ۱۶ اسپند ماه ۱۳۹۳

http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/03/blog-post_90.html

علی اکبر صالحی:
«ما در مذاکرات فنی با نوعی بن بست مواجه بودیم و تشخیص مقامات بالاتر نظام بر این بود که بنده شخصا در مذاکرات حضور یابم و در جزییات مسایل نیز با بالاترین مقام طرف مقابل که وزیر انرژی امریکاست وارد گفت و گو شوم ... در موضوعات مربوط به غنی سازی و رآکتور اراک قدم های بسیار خوبی برداشتیم و توانستیم دغدغه ها و نگرانی های ساختگی آنان را با پیشنهاد فنی که ارایه کردیم برطرف کنیم ... رییس سازمان انرژی اتمی با بیان اینکه نمی تواند جزییات این مذاکرات را بیان کند، افزود: در این مذاکرات درباره غنی سازی رآکتور تحقیقاتی اراک، موضوع تحقیق و توسعه، موضوع فردو و برخی مسائل کوچک تر گفت و گو کردیم.»

«ایرنا» ۱۶ اسپند ماه ۱۳۹۳

http://www3.irna.ir/fa/News/81532131/

بیچاره بز عزازیل ـ بازانتشار

یادداشتی بایسته درباره ی این نوشتار

نوشتار «بیچاره بز عزازیل» را هنگامی نوشتم که احمدی نژاد تازه روی کار آمده و با ندانمکاری هایش آشوب به پا نموده بود. آن هنگام با آنکه دیگران را در زمینه ی راه اندازی تارنگاشت و بهره برداری بهینه از اینترنت، راهنمایی و یاری نموده بودم، هنوز تارنگاشت شخصی خودم را راه نینداخته و چنین آماجی نیز در سر نمی پروراندم. این نوشتار برای نخستین بار در تارنگاشتی درج شد که برای آن گاه گداری نوشته هایم را می فرستادم و پس از آن در دوره ای کوتاه (کم و بیش دو ماه)، درخواست آن ها برای هم اندیشی و یاری در گشودن گره برخی دشواری های شان را پذیرفتم و سپس از آن گروه ناهمگون و ناهمساز کناره گرفتم.

در آن دوره، همان زمینه هایی که «کفتر پر قیچی نظام» (خاتمی) را بر جایگاه ریاست جمهوری ایران نشاند و امکان پیشرفت به سوی برپایی اقتصادی ملی به سود کارگران و دیگر زحمتکشان دست ورز و اندیشه ورز را گشود، هنوز ـ گرچه  کم تر از پیش ـ نیرومند بود؛ شوربختانه، آن زمینه ها که بگونه ای عقب نشینی هرچند موقت رژیم جمهوری اسلامی در برابر فشار توده های مردم بود با سمتگیری بسیار نادرست حزب توده ایران و دیگر نیروهای چپ استرلیزه شده که هماوندی میان عدالت اجتماعی ـ اقتصادی به سود نیروهای کار و زحمت با آزادی های اجتماعی را درنمی یافتند و زیرپا می نهادند از میان رفت و ضدانقلاب به قدرت رسیده ولی همچنان تودار را به برداشتن واپسین گام ها برای از میان برداشتن اصل های مهم دیگری در قانون اساسی و از آن میان، «اصل ۴۴» و رسمیت بخشیدن قانونی به بازگشایی دروازه های اقتصادی کشور به روی سرمایه داری لیبرال و اربابان سرمایه ی جهان دلگرم تر نمود؛ چنین گام هایی در دوره ی ریاست جمهوری احمدی نژاد با شتابی سرسام آور و هرج و مرج بسیار برداشته شد.

به دلیل کاستی ها و نارسایی های نیروی چپ ایران و پیشاپیش همه ی آن ها حزب توده ایران برای سمتگیری های به هنگام  به سود طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان کشور، نیروهای راست و فراراست همچنانکه با آسودگی بیش تری، پیوندهایی تازه با امپریالیست ها می بستند و پیوندهای کهنه را بازسازی می نمودند، صورتک چپ نمای دولتی "مهرورز" را که گویا قرار بود نفت را بر سر سفره ی تهی شده ی زحمتکشان و تنگدستان بیاورد، دانسته و آگاهانه نگاه می داشتند؛ گونه ای چپ نمایی حال به هم زن که همزمان با پیاده نمودن دستورهای بنگاه ها و نهادهای جهانی سرمایه ی امپریالیستی در اقتصاد و سیاست ایران، تنها به گرفتن عکس های یادگاری گرفتن «مردک پیزوری» با رهبران برجسته ی چپ یا پیشرفتخواه آمریکای لاتین چون فیدل کاسترو و هوگو چاوز از یکسو و نمایش ریشخندآمیز پخش سیب زمینی و پیاز میان مردمی خوار و کوچک شده از دیگر سو فروکاسته شده بود.  هستی و کارکرد درستِ حزب کارگری ـ کمونیستی کنشگر در این دوره، می توانست دستکم در دو زمینه سودمند باشد:
الف. راهنمایی و پیشبرد سمتگیری اقتصادی ـ اجتماعی به سود نیروهای کار و زحمت، آنجا که سخن بیش تر بر سر نادانی و ناکاردانی بود؛ و
ب. دریدن صورتک چپ نمای جریان روی کار آمده، به هم زدن سیاه بازی رژیم تبهکار و نشان دادن سرشت ضدکارگری ـ سندیکایی آن.

همه ی این ها رویهمرفته و در روندی فرسایشی و جانکاه برای توده های مردم و روشنفکران لایه های میانی، نیروی چپ ایران را نیز نه تنها بیش از پیش فرسود و ناتوان نمود که شکافِ میانِ این نیروها و راست روی و چپ روی در میان شان را بیش تر کرد؛ نمودهای آن، کم و بیش در همه ی زمینه ها، در خود حزب توده ایران، شاخه های پیش تر جداشده ی راست رو و چپ نما را نمایان تر نمود:
یکی به دنباله روی از نیروهای بورژوازی لیبرال و سپس در دوره ی کنونی، پشتیبانی آشکار از دولت «زهدان اجاره ای» و دیگری به دنباله روی از جریان چپ نمای هرج و مرج جو با پشتوانه ای پراکنده از لایه های میانی و بیش تر بی هویت اجتماعی (لُمپن پرولتاریا) تا واپسگراترین نیروهای اجتماعی!

اینکه دو جریان کژدیسه شده ی بالا تا چه اندازه به این یا آن جناح حاکمیت تبهکار فرمانروا بر میهن مان وابسته شده و سر سپرده اند، در یکی کم و بیش روشن و آشکار و در دیگری با همه ی نمودها و نشانه های آن، هنوز ناروشن و تا اندازه ای پوشیده است. با این همه، دشواریِ کار از این دو جریان و بطور کلی از جریان های راست روِ زیر پوشش چپ که دامنه ی بازهم گسترده تری در میان شاخه های گوناگون بازماندگان «جنبش فداییان خلق ایران» دارد، برنمی خیزد؛ چالش های بنیادین از درون سیاست همچنان سردرگم و رویهمرفته نادرست حزب توده ایران، بی عملی آشکار و گرایش به نشست ها و گفتگوهای سالنی با حزب هایی که شاید بسیاری از آن ها نیز در کردار اجتماعی خود، کم و بیش در چارچوب حزب های «سوسیال دمکرات» خائن به منافع طبقاتی کارگری گام برمی دارند، سرچشمه می گیرد؛ ناتوانی های چشمگیر نیروهای چپ ایران، بویژه در دوره ی کنونی، در اینجا نهفته است.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۲ تیر ماه ۱۳۹۳


***

بیچاره بز عزازیل

در مثل درباره بز عزازیل۱  آمده است:
«آن که جورکش گناه، حماقت، جهل، لاابالیگری، خودپرستی یا بی فکری دیگران است. آن که کفاره اعمال دیگران را می دهد. آن که در آتش دیگران می سوزد یا بلاگردان آنهاست»۲

زمانی که نخستین بار به سخنرانیش از تلویزیون ماهواره ای گوش می دادم، از خلوص نیتش خوشم آمد. در همان آن، با خود اندیشیدم: اگر آن یکی کفتر پر قیچی بود، این یک حتما بز بلاگردان خواهد بود.

همه شما خوب می شناسیدش. هموست که همه بر علیه اش دست به یکی کرده اند. از «پرزیدنت» گنجشک مغز ینگه دنیا و رسانه های تبلیغاتیش گرفته که از بز داستان ما به شیوه ای آشنا، شیطانی بزرگ و حطرناک برای دنیا آفریده اند تا بوقلمونهای آیت الله کوسه که از چپ و راست در داخل و خارج کشور به راه افتاده اند و می خواهند هر چی کاسه کوزه است سر وی بشکنند. هرکدامشان هم دلیل های خود را دارند.

همه دنبال گناهکار می گردند و چه کسی بهتر از وی که خداوند رحمان و رحیم همه گونه ستم و بیداد را در حقش روا داشته و حتی قرعه بز عزازیل را (به روایت تورات) به نامش انداخته است؛ مگر نه آن است که «بی اذن او برگ از درخت نمی افتد»!

اگر چرخ اقتصاد نمی گردد، ربطی به این ندارد که سالهاست سیاست های بانک جهانی و دیگر سازمانهای بین المللی امپریالیستی با همکاری تشخیص دهندگان مصلحت نظام، در کشور به اجرا گذاشته شده است؛ گناه اوست که پایش را (آهسته) روی دم لیبرالها نهاده و حساسیت شان را درک نکرده است.

اگر سیاست اتم گرایی به جای باریک کشیده، گناه اوست که چوب لای چرخ گروه مذاکره کننده پیشین گذاشته و نگذاشته مادر مرده ها معاملاتشان را با طرف مقابل به سرانجام مورد نظر برسانند. گرچه در این میان برخی هایشان به توافق های نان و آبداری دست یافتند و شرکت نفتی «کوچکی» با برخی های دیگر از آن سوی میز درست کردند.

اگر امپریالیستهای یانکی می خواهند به ایران یورش بیاورند و تمام زمینه های آن را نیز از چندین سال پیش آماده نموده اند، این گناه آنها نیست؛ همه کوتاهی ها از آن وی است که چند شعار بی پشتوانه در سازمان ملل سر داده و آنها را شیر کرده است.

اگر عزراییل، ایران را تهدید می کند و قصد جان وی را نیز دارد، بی دلیل نیست. او بود که دروغ های پیرامون  داستان «هولوکاست» را دوباره زنده کرد و تازه یادش رفت بگوید چگونه صهیونیست هایی که بعدها کشور اسراییل را بنیانگذاری کردند، در جنگ جهانی دوم، همکیشان ضد فاشیست خود را به ماموران گشتاپو لو می دادند. این گناه اوست که واقعیت ـ آن هم تنها بخشی از آن را ـ بیان کرده است.

اگر کالاها روزبروز گران تر می شوند، این گناه بازاریان محترم، این حبیبان خدا و خرما و واردکنندگان بنجلهای گوناگون از سرتاسر دنیا نیست که با مشاوره تشخیص دهندگان مصلحت نظام و برای رویارویی با سیاستهایی که خدای ناکرده منافع آنها را به خطر  خواهد انداخت، به جنگ برخاسته اند. این گناه اوست که با نادانی چوب را در لانه زنبور گردانده و اکنون هم حقش است که چنین بی رحمانه گزیده شود.

اصلا گناه همه چیز بر گردن اوست. بیچاره بز عزازیل، با همه این ها به دوندگی هایش ادامه میدهد. انگار نه انگار که بزودی به قربانگاه می برندش. به همه جا سر می کشد و کوشش می کند که مسایل و مشکلات را تا آنجا که عقلش قد می دهد حل و فصل کند. البته، می دانید که از چنان موجودی با سادگی بیش از اندازه و آن چیزی که نام اخلاص بر آن گداشته اند و ایمان کورکورانه به چیزهای موهوم، بیش تر هم نمی توان انتظار داشت. از پایین ترین لایه های اجتماعی برخاسته و به مسایل زحمتکشان و ستمدیدگان آشناست. دلش می خواهد برای آنها کاری انجام دهد؛ ولی راه و چاه را درست از هم نمی شناسد و بدتر از همه دستش را هم گذاشته اند تو حنا. اول که آمده بود، دورخیز کرد برای درآوردن وزارت نفت از دست «مابهتران».  وزارتی که برای خود دولتی جداگانه است و در آن، انگار آب از آب تکان نخورده است. مانند زمان شاه و حتی بدتر از آن، همان قراردادهای پنهانی، زیر میزی ها، معاملات پشت پرده و همان آدمها (منظورم بر و بچه ها و نوه هایشان است) که حالا کمی پشمالوتر شده اند و وسط پیشانی بعضی هاشان هم یک گردی تیره تو چشم می زند. خدای نکرده اشتباه نکنید؛ جای سوختگی نیست! بیچاره بز عزازیل، نخستین درسش را آنجا فرا گرفت. بهش فهماندند که آنجا منطقه ممنوعه است و سرخر هم نمی خواهند. بعدش پایش را گذاشت رو  دم بورس بازها. آنها هم قهر کردند و هر چی تا آن زمان اندوخته بودند، بار کردند و بردند به دوبی، ابوظبی و جاهای دیگر. میگویند در این کشور دموکراسی نیست. دمکراسی از این بهتر؟!

البته، همه این کارهایی را که تاکنون بز عزازیل انجام داده، بیشتر مانند تک های ایذایی به جبهه دشمن باید بشمار آورد و نه بیشتر از آن. مشکلات نه تنها حل نشده که بدتر هم شده است. از طرفی سرمایه داران (بزبان آنها: کارآفرینان) بزرگ وطنی و غیر وطنی، با وجود همه دستکاریهای قانونی و غیر قانونی آقا قربانش بروم در اصل ٤٤ قانون اساسی، روحیه و اعتماد خودشان را از دست داده اند و تضمین های بیشتر می خواهند و از طرف دیگر توده مردم گرسنه و داغدیده هنوز منتظر پول نفت سر سفره هایشان هستند.

خواست مسایل را با «سهام عدالت» تا حدی حل کند. دید آقا قربانش بروم، نظر دیگری دارند و تنها با چیزی در حدود ده بیست درصد برای پاپتی ها موافقت کرده اند و قرار است بقیه آن را با یاری و همکاری مسوولین تشخیص مصلحت نظام برای بهبود اقتصاد کشور که بیش از اندازه دولتی و کمونیستی شده، میان شرکتهای بزرگ نفتی و غیر نفتی، خارجی و داخلی پخش کنند و راه را برای «کارآفرینان» باز کنند. تازه پاپتی ها پولشان کجا بود که سهام عدالت بخرند. شاید هم تاکنون سهمشان را هم به ثمن بخس به سلف خرها و کارچاق کن ها واگذار کرده باشند!

بز داستان ما هنوز درک نکرده است که سر خر سیاست های کلان اقتصادی را باید به سوی دیگری کج کرد تا بیچاره رمقی پیدا کند و کارها انشاء الله سر وسامان یابد. اکنون دیگر دستش آمده است که اقتصاد مال گاو و خر نیست؛ که مال آدمهاست و به آن سادگیها هم که می اندیشید، نیست که مثلا پول نفت را سر سفره مردم آورد. باید نخست آن را از آلودگیها زدود؛ دستهای ناپاک را برید (و نه شستشو داد) و بسیاری کارهای دیگر که آنور دنیا، در ونزویلا و جاهای دیگر،  با همه نداریشان دارند انجام می دهند یا خیال دارند انجام بدهند. ترس آقایان و دوستانشان در آنور اقیانوس هم از همین است که این درک رشد پیدا کند و کارشان یکسره شود. بویژه از آن جهت که تقریبا همه ابزارهای اقتصادی ـ اجتماعی آن هم در دست است. زنان را که نتوانسته اند خانه نشین کنند و حتی آنقدر رو پیدا کرده اند که در مسابقات مردانه ای مانند اتومبیل رانی هم شرکت می کنند و آقایان را پشت سر می گذارند. ٦٠ درصد دانشگاه ها را هم که پر کرده اند و خواهان سهم بیشتر در اداره امور اقتصادی، اجتماعی و سایر جاها هستند؛ جوانان که دیگر اکنون بیشترشان دانشجو هستند، جای خود دارند و خواهان کار، آبادانی و بهبود اوضاع هستند و شکیبایی هم  دیگر سرشان نمی شود. این همه تاکنون  شکیبایی بخرج داده اند و دیگر حوصله شان سر رفته است. بهشت را هم در همین دنیا می خواهند. شوراها که کم کم جا می افتد و باید شاهد نیرو گرفتن هرچه بیشتر آن در آینده نزدیک بود. از کارگران و کشاورزان که «سند، دستهای پینه بسته آنهاست»، دیگر هیچ نمی گویم؛ که دیگر کارد به استخوانشان رسیده است و زبانشان را دیگر نمی توان برید.۳ حتی شکمباره ها و مفتخوارگان «حزب الله» و مانند آن نیز کم کم سطحشان بالاتر رفته و به  آسانی آن زمانها اسباب دست این و آن نمی شوند. همه این ها، آقایان را سخت ترسانده و آینده را برایشان تیره و تار نموده است. راه پس و پیش هم ندارند. برای همین است که بجای یکپارچگی ادعایی، مرتب دو دستگی و چند دستگی در میانشان پیدا می شود و درست همین زمان است که یاد بز عزازیل افتاده اند.

بیچاره بز عزازیل، همه اینها را بگردن گرفته است و صدایش درنمی آید. شاید هم منتظر معجزه ای از آسمان است. اما اگر معجزه ای آسمانی نیز رخ ندهد، بلايی زمینی در راه است و قربانی کردن بز عزازیل نیز کاری از پیش نخواهد برد.

ب. الف. بزرگمهر   ٧ بهمن ماه ١٣۸۵


پانوشت:

۱ ـ عزازیل واژه ای است عبری که در تورات آمده و می تواند مترادف ابلیس و شیطان گرفته شود. بز عزازیل بزی است زنده که در آیین «روز کفاره»ی یهودیان، گناهان و خطاهای قوم را با خود به وادی بی آب و علفی می برد:
«دو بز را بگیرد و آنها را به حضور خداوند به در خیمه اجتماع حاضر سازد و هارون بر آن دو بز قرعه اندازد، یک قرعه برای خداوند و یک قرعه برای عزازیل... و بزی که قرعه برای عزازیل بر آن برآمد ... آن را برای عزازیل به صحرا بفرستد. (سفر لاویان، باب ۱۶، آیه های ۷ تا ۱۰) . آنگاه بز زنده را نزدیک بیاورد و هارون  دو دست خود را بر سر بز زنده بنهد و همه خطاهای بنی اسراییل و همه تقصیرهای ایشان را با همه گناهان ایشان اعتراف نماید و آنها را بر سر بز بگذارد و آن را به دست شخص حاضر به صحرا بفرستد و بز همه گناهان ایشان را به زمین ویران بر خود خواهد برد پس بز را به صحرا رها کند (سفر لاویان، باب ۱۶، آیه های ۲۰ تا۲۲) و آن که بز را برای عزازیل رها کرد رخت خود را  بشوید و بدن خود را به آب غسل دهد و بعد از آن به لشکرگاه داخل شود (همانجا، آیه )۲۶،
(نقل از کتاب کوچه، حرف ب، دفتر دوم، احمد شاملو با همکاری آیدا سرکیسیان، انتشارات مازیار، تهران، ۱۳۷۷)

۲ ـ کتاب کوچه، حرف ب، دفتر دوم، احمد شاملو با همکاری آیدا سرکیسیان، انتشارات مازیار، تهران، ۱۳۷۷

٣ ـ دود یورش سازمان یافته لات و پاتهای دستور گرفته از آیت الله کوسه برای برهم زدن سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه و ضرب و شتم اسالو، به چشم خود آنها رفته است.


۱۳۹۶ دی ۳۰, شنبه

گندی زده ای بیشرف به همه ی ایران!


حقوقی بانمک تر از حقوق شهروندی در ولایت مان سراغ دارید؟!


دنبال بز بلاگیر می گردید؟!


پیروزی، چندان دور از دسترس نیست

تصویر پیوست، گواهی ارزنده ای از پوشالی بودن رژیم سزاوار سرنگونی دزدان اسلام پیشه ی همچنان فرمانروا بر میهن مان است. این گواهی بروشنی نشان می دهد که بسیاری از نیروهای سرکوبگر از همدستی با رژیم سگ مذهبی که کیش و آیین و باورهای توده های مردم را به بازی گرفته و از آن چماقی برای سرکوب بهتر ساخته، سر باز می زنند و آنگاه که کار بالا گیرد، نه تنها از گشودن آتش بروی توده های مردم به میدان آمده که خود نیز فرزندان شان هستند، خودداری خواهند ورزید که بسان واپسین روزهای رژیم ستمشاهی به مردم پیوسته بسوی دزدان و میوه چینان سگ مذهب انقلاب توده ای بهمن ۱۳۵۷ شلیک خواهند نمود. آنچه بایسته تر و درنگ ناپذیرتر از همیشه است، سازماندهی و یگانگی هر چه بیش تر نیروهای کنشگر رزمنده در آمیختن و در هم تنیدن پیکارهای رستایی و سیاسی با هر گونه جنبش کوچک و بزرگ اجتماعی است. پیروزی بر چنین رژیمی پوشالی، چندان دور از دسترس نیست.

ب. الف. بزرگمهر   ۳۰ دی ماه ۱۳۹۶


۱۳۹۶ دی ۲۹, جمعه

در حد وُسع و توان، پاسخ داده شود! نیازی هم نیست زمین لرزه زده باشند؛ ولایت زده اند!

اگر آنچه گفته ای از نابدترت بیرون نیامده، بفرما تا «در حد وسع و توان پاسخ داده شود»! وگرنه، کون خر را ببند و گوشه ای بتمرگ و بلدرچین و تخم بلدرچینت را بخور تا روزگارت بسر آید، مردک پفیوز!

آقا بیشعور! پس از آرام گرفتن تخم های جفت شده ات در پی فروکش نسبیِ خیزش توفنده ی توده های مردم و خلق های آگاه و قهرمان در چهارگوشه ی ایران، سر از لاکت بیرون آوردی و تا اندازه ای۱  بسان «دُن کیشوت»، آلاغ فصاحت در میدان بلاغت راندی و چون همیشه، مشتی سخن بی پشتوانه گفتی که هم اکنون، حتا کودن ترین بوزینگان خیمه و خرگاهت نیز به درستی آن ها بدگمانند. در آن سخنرانی پر آب و تاب با آبزیرکاهی نهادینه شده در سرشت پست و پلیدت با نادیده گرفتن شعارهای کوبنده ی توده های مردم که از آن میان ترا نشانه گرفتند و گویی هیچ چیز شگرفی رخ نداده از آن میان، گفتی:
«اعتراض ها یا درخواست های مردمی همواره بوده و اکنون نیز هست؛ در همین یکسال اخیر، برخی از مردم در بعضی شهرها یا در مقابل مجلس به دلیل مشکلات صندوق ها یا برخی مؤسسات مالی، اجتماعاتی داشتند که هیچ‌کس هم با آنها معارضه و مخالفتی ندارد و باید این حرفها گوش داده و رسیدگی شوند و در حد وسع و توان پاسخ داده شود.»۲

به تصویر پیوست بنگر و نوشته ای که آن دو کودک خردسال در دست گرفته اند را بخوان! سپرده از دست دادگان آن «صندوق ها و مؤسسات مالیِ» مالِ مردم خور نیستند؛ زمین لرزه زدگان سرِ پل ذهاب اند که همه چیزشان را از دست داده اند؛ درمی یابی آقا بیشعور؟! همه چیز! درخواست شان بیش از داشتن سرپناهی درخور به اندازه ی ارابه هایی که کولی ها در آن زندگی می کنند، بیش نیست و مانند آن ها باز هم هستند و نیازی هم نیست زمین لرزه زده باشند؛ اسلام زده اند.

فرمودی که «باید این حرفها گوش داده و رسیدگی شوند و در حد وسع و توان پاسخ داده شود.» بگمانم زبان کژدم گزیده ات لغزید و بجای این نیازها، این دشواری ها و مانند آن، «این حرف ها» از دهانت بیرون پرید. می بینی چه درست گفته اند: «تا مرد سخن نگفته باشد  عیب و هنرش نهفته باشد»؛ ولی عیب و هنرت که خودت هم نمی دانی، هر بار که آن اُلاغ فصاحت میدان می یابد، چه اندازه از آن ها را برای کسانی که به مصداق آن آیه ی کتاب سپندینه: «کور و کر و لال» نیستند آشکار می کنی به کنار! سخن بر سر نیازها و دشواری های جانکاه توده های مردم است و نه «این حرف ها» و اینا، مردک آبزیرکاه! بگمانم از اندازه ی «وُسع و توان» دولت و کسانی که درآمدهای میلیاردی نفت و گاز و اینا را بالا می کشند و خُمس و زکات پُر و پیمانی هم در جیبت می ریزند، خوب آگاهی. با این همه، در زیر گزیده ای از دو گزارش درباره ی درآمدهای سال ۲۰۱۷ ترسایی و پیش بینی آن برای سال ۲۰۱۸ ترسایی را آورده ام تا اندازه های آماری آن «وُسع و توان» بگونه ای باریک روشن شود. این را هم تنها به عنوان نمونه یادآور شوم که نه با درصدی کوچک از چنین درآمدهای هنگفت سالیانه که با یک هزارم آن می توان به همه ی نیازهای بنیادین و درنگ ناپذیر یکی از استان های بسیار ستمدیده و هست و نیست از دست داده ای ایران: «سیستان و بلوچستان» پاسخی درخور داد. اگر آنچه گفته ای از نابدترت بیرون نیامده، هم اکنون بفرما تا به همه ی نیازهای بنیادین توده های مردم در همه جا و پیش از همه در ستمدیده ترین بخش های کشور ولایت زده، «در حد وسع و توان پاسخ داده شود»! وگرنه، کون خر را ببند و گوشه ای بتمرگ و بلدرچین و تخم بلدرچینت را بخور تا روزگارت بسر آید، مردک پفیوز!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ دی ماه ۱۳۹۶

پی نوشت:

۱ ـ تا اندازه ای به این شَوَند که با همه ی چوبی بودن شمشیر هر دو، آن یکی بر «اسبِ زبان آوری» سوار بود و شیوا سخن می گفت و این یکی بر الاغی چموش و گوزو سوار است و بگاه بایسته، بی درنگ شمشیر چوبی را غلاف کرده، زبانش بند می آید و نرمش قهرمانانه می کند!

۲ ـ برگرفته از «پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم بصیرت العظما»  ۱۹ دی ماه ۱۳۹۶

زیرنویس تصویر:
اگر آنچه گفته ای از نابدترت بیرون نیامده، هم اکنون بفرما تا به همه ی نیازهای بنیادین توده های مردم در همه جا و پیش از همه در ستمدیده ترین بخش های کشور ولایت زده، «در حد وسع و توان پاسخ داده شود»! وگرنه، کون خر را ببند و گوشه ای بتمرگ و بلدرچین و تخم بلدرچینت را بخور تا روزگارت بسر آید، مردک پفیوز!    ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ دی ماه ۱۳۹۶

***

بر اساس گزارش سایت رسمی شرکت ملی نفت، ایران در سال ۲۰۱۷، روزانه دو میلیون و ۱۳۰ هزار بشکه نفت خام صادر کرده است که ۶۲ درصد آن به آسیا و بقیه راهی اروپا شده است. متوسط قیمت نفت خام ایران نیز ۵۲ دلار بوده است.

این در حالی است که بر اساس گزارش سالانه اوپک، ایران در سال ۲۰۱۶ روزانه یک میلیون و ۹۲۱ هزار بشکه صادرات نفت خام داشت و متوسط قیمت آن نیز نزدیک ۴۰ دلار بود.

بدین ترتیب، میزان و ارزش صادرات نفت خام ایران در سال گذشته میلادی نسبت به سال ۲۰۱۶ حدود ۱۱ درصد و بیش از ۳۱ درصد افزایش نشان می‌دهد.

بر اساس آمارهای ارائه شده توسط شرکت ملی نفت، ارزش صادرات نفت خام ایران در سال گذشته ۴۰.۴ میلیارد دلار بوده است. آمارهای اوپک حاکی است که این رقم در سال ۲۰۱۶ حدود ۲۷.۷ میلیارد دلار بوده است. بدین ترتیب ایران از محل صادرات نفت خام، نزدیک ۱۳ میلیارد دلار درآمد بیشتری کسب کرده است.

ایران در سال گذشته خورشیدی روزانه نزدیک ۵۶۵ هزار بشکه صادرات میعانات گازی (نفت خام بسیار سبک) داشت که بخشی از آن محموله‌های بدون مشتری ذخیره شده در تانکرهای نفتی در دوران تحریم‌ها بود. این گزارش اشاره‌ای به ارزش صادرات میعانات گازی در سال ۲۰۱۷ نداشته، اما ارزش کل صادرات میعانات گازی ایران در سال گذشته خورشیدی بیش از ۷.۳ میلیارد دلار بود.

گزارش شرکت ملی نفت ایران می‌گوید که در سال گذشته میلادی دو میلیون تن گازوئیل و ۱۷ میلیون تن نفت کوره صادر شده است. این گزارش اشاره‌ای به آمارهای سال قبل آن یا میزان درآمدهای حاصل از صادرات این دو محصول نفتی نکرده است، اما آمارهای ماهانه شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران نشان می‌دهد که در سال گذشته خورشیدی میزان صادرات گازوئیل حدود ۳.۶۵ میلیون تن و میزان صادرات نفت کوره نیز ۱۴.۷۷ میلیون تن بوده است.

بدین ترتیب در مجموع صادرات نفت کوره و گازوئیل ایران نباید تغییر چندانی داشته باشد، اما با توجه به افزایش چشمگیر قیمت نفت در سال ۲۰۱۷، انتظار می‌رود درآمدهای صادرات دو محصول نفتی ایران نیز افزایش یافته باشد.

البته ایران محصولات نفتی دیگری مانند پروپان، بوتان و دیگر گازهای هیدروکربوری مایع شده صادر می‌کند که ارزش سالانه این اقلام نیز بنا به آمارهای گمرک، به بیش از سه میلیارد دلار می‌رسد.

بر اساس برآوردهای اوپک، ایران در سال ۲۰۱۶ کلا روزانه ۲ میلیون و ۸۲۰ هزار بشکه صادرات نفت خام، کل محصولات نفتی و میعانات گازی داشت که ارزش آنها روی هم رفته ۴۱.۲ میلیارد دلار بود که نسبت به سال ۲۰۱۵ نزدیک ۵۳ درصد افزایش یافته بود. با توجه به آمارهای ارائه شده توسط شرکت ملی نفت ایران، انتظار می‌رود این رقم در سال گذشته میلادی به حدود ۵۷ تا ۵۸ میلیارد دلار رسیده باشد.

برگرفته از گزارش «افزایش چشمگیر درآمدهای نفتی ایران در سال ۲۰۱۷»، «رادیو فردا»   ۱۸ دی ماه ۱۳۹۶

***

وزارت اقتصاد ایران در گزارشی اعلام کرد که ایران در سال آینده خورشیدی دست‌کم ۵۱ میلیارد دلار درآمد صادرات نفت و میعانات گازی خواهد داشت.

این گزارش که در وب‌سایت رسمی وزارت امور اقتصادی و دارایی ایران منتشر شده است، می‌افزاید که با فرض صادرات روزانه نفت خام و میعانات گازی به طور متوسط ۲,۶ میلیون بشکه، متوسط کل درآمدهای صادراتی ایران در سال آینده، دست‌کم ۵۱ و حداکثر ۵۵ میلیارد دلار خواهد بود.

این گزارش، متوسط قیمت نفت ایران در سال آینده را ۵۴ تا ۵۸ دلار در نظر گرفته است. قیمت نفت ایران در سال گذشته میلادی کمی بیش از ۵۲ دلار بود.

گزارش وزارت اقتصاد در ادامه به بودجه سال آینده خورشیدی اشاره کرده و نوشته است:
«با توجه به سهم تعیین شده برای دولت از محل عواید نفتی در بودجه سال ۹۷، به میزان ۵۳.۵ درصد و با در نظر گرفتن نرخ تسعیر ارز به طور متوسط ۳۶ هزار ریال، پیش‌بینی می‌شود منابع در نظر گرفته شده در سطح حداقل ۹۸۲۲۶۰ میلیارد ریال (۹۷ درصد رقم لایحه بودجه) و حداکثر ۱۰۵۹۳۰۰ میلیارد ریال (۱۰۵ درصد رقم لایحه بودجه) محقق شود.»

برگرفته از گزارش «وزارت اقتصاد: ایران در سال آینده دست‌کم ۵۱ میلیارد دلار درآمد نفتی خواهد داشت»، «رادیو فردا»   ۲۵ دی ماه ۱۳۹۶

مغزِ خر خورده هایی که بوی پول در همه جا مشام شان را می نوازد ـ بازانتشار

یک نشانه گذاری تاریخی دیگر، آقا بیشعور! بیش از نیمی از مردم ایران در زیر مرز تنگدستی! مبارک باشد، انشاء الله! نمی خواهی به شکرانه ی این نشانه گذاری، روستاهای کردستان را گلوله باران کنی یا موشکی چند با هماهنگی «شیطان بزرگ» به مرغداری «داعش» در بیابان های عراق روانه کنی تا چشم مقلدان روشن شود؟


به گزارش آماری به نمک آغشته ی زیر اندکی باریک شوید! تنها آروین منطقی که از همه ی آمارها و گواهی های یادشده در آن می توان گرفت، این است که مغز خر خورده ایم و خودمان نمی دانیم.

رییس «ستاد اجرایی فرمان حضرت امام» (ره) فراموش نمود که بگوید، رهبری بیمانند در سخن سرایی و اندرزگویی داریم که آش را با جایش به کشورهای امپریالیستی سپرده تا زحمت توده های مردم ایران، هرچه کم تر شود و در فرجامِ کار زحمت را کم کنند. وی در همان آغاز سخن سرایی اش با کوچک شمردن کشور بورکینافاسو گفته است:
«ایران، بورکینافاسو نیست، کشوری است که منابع دارد» (گزارش زیر).

هنگامی که آمارهای زشت و زیبای بر زبان رانده شده از سوی وی درباره ی توانمندی های هنوز بکار نیفتاده و ناتوانی های به مغز استخوان رسیده را می خوانی، ناخودآگاه این اندیشه و پرسش آزاردهنده در خِرَدت جان می گیرد که نه تنها بورکینافاسو که دیگر کشورهایی که هیچکدام نه نفت دارند، نه گاز و نه هیچ کانسار ارزشمند دیگری و از همه برجسته تر از داشتن چنان رهبر آسمانی ریسمانی نیز برخوردار نیستند و با همه ی این نداری ها روزگارشان بهتر از کشور ماست، مغزشان درست تر از ما ایرانیان کار می کند؟! گشودن گره این چیستان را به همین رییس ستاد اجرایی وامی گذارم که در آنچه از سخن سرایی اش بازگو شده، هیچ نشانی از سمتگیری اقتصادی به کدام سو و اینکه در کشورمان، کلان بازرگانان و سوداگران، در کردار همه کاره هستند، دیده نمی شود؛ کلان بازرگانان و سوداگرانی که قیچی و ریش «آقا بیشعور نظام» نیز در دست شان است؛ آقا بیشعوری که بگفته ی وی «تئوری اقتصاد مقاومتی را چند سال پیش اعلام کردند؛ اما امروز در آمریکا عملیاتی شده است»! (گزارش زیر)؛ بزبانی دیگر، «یانکی»ها انگاره ی اندیشه پرداز بزرگ که «... ۱۵ سال را در مورد مسائل اقتصادی نامگذاری کردند» (گزارش زیر)، ربودند و بکار بستند و سر مسوولین ریز و درشت نظام که سخنان وی را سال ها نادیده گرفتند، بی کلاه ماند!

خوب! به این رییس ستاد اجرایی چه باید گفت؟ چنانچه یاوه گویی چابلوسانه و سر تا پا نادرستش را درست انگاریم، آیا به آرش آن نیست که همگی مسوولین نظام از بالا تا پایین، مغز خر خورده و همه ی دشواری های کشور، پیامد فرمانروایی رژیمی بر ایران است که بیش از ۴۰ میلیون از مردم کشور را به زیر مرز تنگدستی مطلق و نسبی رسانده است؟ این ها را من نمی گویم؛ گفته های خودِ وی، چنین آروینی دربردارد. با این همه، چگونه است که بیش ترِ چنین مغز خر خورده هایی با الهام از یکی از سخنان پرمغز «آقا بیشعور نظام» که گفته بود: «مسوولین ما بلدند چه جوری ...»، بوی پول در همه جا مشام شان را می نوازد و چگونگی پول درآوردن، اندوختن و شستن آن از هر راه شایست و ناشایستی را نیک فرا گرفته اند؟! این نیز چیستانی شایان درنگ است.

ب. الف. بزرگمهر ۱۶ تیر ماه ۱۳۹۶

http://www.behzadbozorgmehr.com/2017/07/blog-post_85.html


***

نیازمندان را باید پیش از احتیاج ثروتمند کنیم / هرجا حرف رهبری را گوش کردیم، در دنیا سربلند بودیم

به گزارش خبرنگار اجتماعی «ایرنا»، محمد مخبر این سخنان را امروز (پنجشنبه) در «جشنواره ملی برکت جهادگران» با حضور گروه‌های جهادی همکار «بنیاد برکت» در نمایشگاه همیشگی این بنیاد بر زبان راند.

«رییس ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره)» گفت:
«وضعیت فقر در کشور بسیار نامناسب است به گونه ای که ۱۲ میلیون تن، زیر خط فقر مطلق قرار دارند و ۲۵ تا ۳۰ میلیون تن، زیر خط نسبی فقر بسر می برند.»

محمد مخبر دزفولی، روز پنجشنبه در جشنواره ملی برکت جهادگران که با حضور گروه های جهادی همکار بنیاد برکت در نمایشگاه دائمی این بنیاد برگزار شد، افزود:
«شیب شتابی که فقر و فقرزدایی در کشور گرفته است ، بسیار تند است چرا که ظرف هفت ، هشت سال گذشته این شیب به سرعت پیش رفته است.»

وی گفت:
«در ستاد اجرایی هر طرحی که در این زمینه باشد حمایت می‌شود زیرا در ابتدا مردم را نجات می دهیم تا عزتمند زندگی کنند و در مرحله دوم نیروی انسانی تربیت می شود.»

وی در پی با بیان اینکه «ایران، بورکینافاسو نیست، کشوری است که منابع دارد»، گفت:
«چهارمین ذخائر نفتی دنیا را داریم یعنی ۹.۳ درصد ذخائر نفتی در اختیار ماست؛ در دنیا در قبال استخراج هر بشکه نفت، هشت بشکه نفت معامله می شود؛ اگر ۱۰۰ میلیارد دلار نفت بفروشیم یعنی ۸۰۰ میلیارد دلار می توانیم بازار داشته باشیم؛ اکنون در قبال هر بشکه نفت همان یک بشکه را برداشت می کنیم.»

مخبر یادآورشد:
«نخستین دارنده ذخائر گاز دنیا هستیم به طوری که ۱۸.۲ درصد ذخائر گاز دنیا در اختیار ماست؛ برای همین است که رهبر معظم انقلاب می گویند خام فروشی نکنید؛ خدا می داند چقدر در این بخش می توانیم اشتغال ایجاد کنیم.»

رییس «ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره)» گفت:
«رتبه نخست تولید زعفران، پسته، خاویار، زرشک و انار در دنیا به کشور ما تعلق دارد؛ ارزش بازار زعفران دنیا ۸.۵ میلیارد دلار است؛ آن هم در حالی که ۹۵ درصد زعفران دنیا در ایران تولید می شود؛ با این حال فقط ۴۰۰ میلیون دلار از آن استفاده می کنیم.»

وی افزود:
«مرکز تولید زعفران در خراسان شمالی و جنوبی و تولید پسته در کرمان است؛ اکنون وضعیت اشتغال در این استان‌ها چگونه است؟»

مخبر در پی افزود:
«چهارمین رتبه را در استخراج از معادن داریم؛ درآمد ما از صادرات این بخش ۲۰۰ میلیون دلار است؛ از سوی دیگر می رویم در قائنات خراسان شمالی، کارخانه فولاد راه‌اندازی می کنیم؛ در حالی که قیمت هر لیتر آب برای فولاد در آن منطقه برابر با ارزش سه لیتر بنزین است.»

وی با یادآوری اینکه ۲ هزار و ۷۰۰ کیلومتر به دریای بین المللی دسترسی داریم، گفت:
«هر کشوری که ۲۰۰ کیلومتر مرز دریایی داشته باشد، ۲۰۰ میلیون نفر باید آن را اداره کند؛ در حالی که همه شهرهای آباد دنیا در کنار دریاست؛ اما فقیرترین و بیچاره ترین شهرهای ما در کنار دریا قرار دارند؛ مردم را از کنار دریا بردیم در کویر و به آنها می گوییم، کشاورزی کنید.»

رییس «ستاد اجرایی فرمان حضرت امام» (ره) خاطرنشان ساخت:
«در ایران ۵۰۰ گونه گیاهان دارویی در استان هایی همانند چهارمحال و بختیاری وجود دارد.»

وی، بارندگی گیلان را با کشور هلند سنجید و گفت:
«هرچند کشورمان کم آب است و ما منکر آن نمی شویم، اما استان گیلان دو برابر هلند بارندگی دارد؛ با این حال، درآمد این کشور از صادرات گُل به هفت میلیارد می رسد؛ ما در گیلان چه کرده ایم؟

مخبر افزود:
«در تولیدات صنایع دستی و همچنین تنوع آن رتبه نخست جهان را داریم؛ بازار صنایع دستی دنیا بین ۲۵ تا ۳۰ میلیارد دلار است؛ اما درآمد ما در این بخش به ۵۰۰ میلیون دلار می رسد.»

وی همچنین کشورمان را از نظر میزان آب های سرزمینی جزو ۱۰ کشور نخست دنیا دانست و گفت:
«میزان آب های سطحی خوزستان به اندازه آب های سطحی فرانسه، آلمان و اسپانیاست؛ با این آب ها چه می کنیم؟»

وی به نعمت وجود رهبری در کشور اشاره کرد و افزود:
«هر جا حرف رهبری را گوش داده ایم، در دنیا سربلند بودیم و هر جا گوش نکردیم به مشکل برخورد کردیم؛ رهبری ۱۵ سال را در مورد مسائل اقتصادی نامگذاری کردند؛ اگر به الگوی مصرف و تولید عمل کنیم، امروز شاهد پیشرفت های بیشتری بودیم.»

وی یادآورشد:
«ایشان تئوری اقتصاد مقاومتی را چند سال پیش اعلام کردند؛ اما امروز در آمریکا عملیاتی شده است.»

مخبر به مدیریت جهادی اشاره کرد و گفت:
«مدیریت جهادی غیر از مدیر جهادی است؛ باید روحیه جهادی در گروه حاکم باشد که یکی از شاخص های اصلی آن توکل است.»

رییس «ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره)» گفت:
«اگر فرد روحیه جهادی داشته باشد، سر تا پایش را خلوص می گیرد و دنبال مستضعف و خستگی ناپذیر است.»

مخبر گفت:
«نزد هر مسوولی می‌روی، می گوید امروز از هشت صبح تا ۱۰ شب کار کردم. انسان برای استراحت آفریده نشده است؛ هر کسی در بهترین وضعیت ۵۰ تا ۶۰ ماه رمضان را می تواند پشت سر بگذارد. فرد جهادی استمرار در حرکت دارد، با قدرت پیش می رود و کوتاه نمی آید، امام و رهبری را می بیند.»

وی افزود:
«مواضع رهبری را از ابتدای جمهوری اسلامی مستند کنید؛ یک روال دارد؛ این افرادند که به دلیل تنوع روحی و ضعف نفس، بالا و پایین می کنند. وقتی روحیه جهادی حاکم باشد استمرار حرکت و ثبات قدم ایجاد می شود و تغییر نمی کند.»

مخبر همچنین نبود وحدت در گفتار و عمل دارد را از گرفتاری‌های جدی ما بیان کرد و افزود:
«در حرف و عمل ثابت قدم نیستیم که نتیجه آن بی اعتمادی مردم به ماست زیرا هوشمندترین مردم را داریم. کسانی که روحیه جهادی دارند، باعث می شود انقلابی باشند، تبعیت از رهبری، همه این شاخص های انقلابی بودن را دارد؛ مجموعه این روحیه، مدیریت جهادی است.»

مخبر گفت:
«تا امروز که ۳۸ سال از انقلاب می گذرد اگر سابقه مسوولان را ببینید، خواهید دید که در جنگ و انقلاب تربیت شده‌اند؛ براین اساس امروز باید این روحیه جهادی تقویت شود.»

رییس «ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره)» با تاکید بر بکارگیری مردم در بخش های مختلف اداره کشور گفت:
«در این صورت امنیت و سیاست تضمین می شود؛ هر جا مردم را کنار گذاشته‌ایم، باخته ایم.»

وی افزود:
«شما می توانید مردم را به سیستم مملکت وصل کنید؛ البته با مدیریتی که تابع ولایت باشد؛ از مسوولیت‌های سنگین شما این است که مردم را درگیر اداره کشور کنید و آنان را مشارکت دهید.»

مخبر اضافه کرد:
«اگر در ستاد اجرایی، جریان جهادی را پشتیبانی کنیم در رسیدن به اهداف موفق تر و در اجرای تدابیر رهبری قدم برداشته‌ایم؛ همچنین با یک ریال، پنج ریال کار کرده‌ایم؛ البته هر چه در کشور کار زیربنایی کنیم، خوب و نیاز است؛ اما مشکل اساسی کشور بحث اشتغال است.»

وی گفت:
«جریانات جهادی تاکنون به سمت کارهای زیربنایی حرکت کرده‌اند که البته نیاز است و در این زمینه، تردیدی وجود ندارد.»

«ایرنا» ۱۵ تیر ماه ۱۳۹۶ 


این گزارش از سوی اینجانب تا اندازه ای ویرایش و پارسی نویسی شده است. دو سه بند نخست گزارش نیز از تارنگاشتی دیگر برگرفته شده که به همین گزارش اشاره می کند؛ ولی از خودِ «ایرنا» زدوده شده است. ب. الف. بزرگمهر

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!