«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۷ مرداد ۲۵, پنجشنبه

گور پدرِ آن خدا و خانه و کلیددارش، ترامپ شاشید! ـ بازانتشار


در چند سال کنونی، شاید به هیچ مردمی در جهان چون مردم یمن، ستم نشده است. امپریالیست ها برهبری «یانکی» در شرایطی که در پهنه و ترازی جهانی روزبروز از نیروی شان کاسته می شود، در وامانده ترین منطقه ی جهان که به شوند هستیِ ننگینِ رژیم ضد انقلابی دزدان اسلام پیشه، ایران را نیز دربرمی گیرد، هنوز دستِ بالا را دارند و اینجا و آنجا همچنان می تازند. در میان همه ی این کشورهای وامانده که در کمابیش همگی شان، مسلمانان بیش ترین گروه مردم با باورهای هوایی (بجای آسمانی!) را دربرمی گیرند، چگونگی زیستِ مردم یمن از دیگران از هر باره، بدتر و ناگوارتر است. زیست و زندگی مردم در آنجا، بیش تر به کابوسی سهمگین می ماند که میلیون ها شهروند آن کشور باستانی را در خود فرو برده است؛ از بیماری های واگیر و بلاخیزی چون وبا گرفته تا پَر پَر زدن کودکان روی دست مادران خود و رییس جمهوری وارداتی و دست نشانده ی خداوندان زَر و زور  منطقه و جهان، گریبان مردمی را گرفته است که نخواسته و نمی خواهند سر بر آستان امپریالیست ها و شیخک ها و خرسک های مزدور خوب نمازخوان شان از آن میان، مادربخطاهای جان ننه شان، «کلیددار خانه ی خدا» بسایند که باید گفت:
گور پدرِ آن خدا و خانه و کلیددارش، «ترامپ» (بجای سگ!) شاشید!

آمارهای مردم وبا گرفته، انبوه میلیونی گرسنگان و کودکانِ در آستانه ی مرگ بویژه از چندی پیش به این سو، نشانگر بلایی سترگ است که خاستگاه آن نه در آسمان و «خواست خدا» (یا بزبان کژدم گزیده شان: «مشیت الهی»!)، آنگونه که مشتی دروغگو برای وادارنمودن مردم به فرمانبرداری، چپ و راست بر زبان می رانند که در آنسوی اقیانوس، در همین کره خاکی است. امپریالیست های «یانکی» و انگلیسی بویژه چنین می خواهند؛ نیروهایی اهریمنی که در این منطقه از جهان، هنوز دستِ بالا دارند و یکی از واپسگراترین رژیم های مزدور و کهنه کارشان: خاندان سعودی فرمانروا بر عربستان، در این خونخواهی و بزانو درآوردن جنبش توده ای مردم یمن، نقشِ بازوی خرپول ولی نه چندان کارآمدشان را بر دوش دارد. از سوی دیگر، نقش پلید رژیم دزدان اسلام پیشه ی فرمانروا بر ایران در آن کشور بخت برگشته را نمی توان و نباید نادیده یا دستِکم گرفت؛ نقشی که از سویه ی کارکرد اجتماعی آن، بارها و بارها از ریختن بمب و گرفتن گلوی مردم یمن از سوی رژیم سعودی و دیگر رژیم های خرسک نشین شاخاب پارس، نشانه گذارتر بوده و زمینه ی کژدیسگی جنبش اجتماعی دربرگیرنده ی یمن به جنبشی مذهبی را فراهم نموده است؛ نقشی که خواه ناخواه، آگاهانه یا از سرِ ناآگاهی در سمت و سوی سیاست کشورهای امپریالیستی و اسراییل در منطقه و باریک تر که نگریسته شود، رونویسیِ دستکاری شده از همان بلایی است که با «خودی» و «ناخودی» نمودن آدمیان بر بنیادِ «شیعه باوری» و «اسلام باوری» در پیِ انقلاب شکوهمند بهمن ۱۳۵۷به سر توده های مردم انقلابی ایران آورده، زمینه های خونریزی و آدمکشی نیروهای میهن پرست و انقلابی و در پی، بازگشت ضدانقلاب اقتصادی ـ اجتماعی در کالبدِ «بورژوازی وابسته» (کُمپرادور) از یکسو و نولیبرال های اسلام پیشه از سوی دیگر را فراهم نمودند. ناگفته نگذارم که چنان روند نابکارانه بر بنیادِ «شیعه باوری» همراه با سایر شاخه هایی چون «طالبان»، «القاعده»، «حماس» و ... از «بنیادگرایی نژادپرستانه ی ی یهودی» نامور به «سیونیسم» ریشه گرفته و در کشورهای وامانده ی منطقه گسترش یافته اند؛ فرآیندی بس زیانبار و کمابیش همه جا مرگبار برای مردم منطقه و بسود کلان سرمایه داران جهان و نوکران منطقه ای شان که پیامدهای ناگوار و خونبار آن، هم اکنون، روشن تر از روز، دیدگان مردم منطقه و جهان را می آزارد. زیست کنونی مردم یمن، ناگوارترین نمونه از این همه است.

از دید من، باید بی هیچ هارت و پورتی که سود آن، تنها و تنها به جیب کشورهای امپریالیستی، «اسراییلِ نادان یابو» و سایر مزدوران منطقه ای خواهد رفت، همه سویه و از هر راه شدنی به یاری جنبش مردم یمن که تنها دربرگیرنده ی «حوضی» های دلبندِ تبهکاران و مزدورانی چون «آقا بیشعور نظام» نیست، شتافت و نگذاشت تا بزانو درآیند. باید به آن «سازمان نامور به ملت های یگانه» و سوسمارِ گماشته در بالای سرِ آن همه گونه فشار آورد تا راه کمک های خوراکی و دارویی باز شود.

از دید من، نباید از تبلیغات پردامنه ی امپریالیستی ـ سیونیستی در زمینه ی کمک نظامی به یمن هراسید و از هوده ی مردم یمن در پاسخ نظامی درخور به بمباران های پی در پی مردم بیگناه آن کشور از سوی آن رژیم های ددمنش و پشتیبانان امپریالیستِ بی شرم و آبروی شان که هم اکنون به «ریختنِ اشک تمساح» برای مردم آنجا روی آورده و همزمان به عربستان و دیگر شیخک های پفیوز جنگ ابزار می فروشند، پشتیبانی همه سویه نمود.

از دید من، باید در برابر نیرنگبازی خودی و ناخودی کردن جنبش مردم یمن و دگردیسیدن باز هم بیش تر آن به جنبش کوته بینانه ای بر بنیاد کیش و آیین ایستاد و همه ی مزدورانی که به چنین نابکاری هایی دست می یازند را رسوا نمود. باید این نکته را بدیده گرفت که چنین نابکاری بزرگی، دادخواهی یکپارچه ی توده های مردم یمن که از آن میان، خواستار رییس جمهوری از آن خودند را نشانه گرفته و شکست فرجامینِ آن جنبش و سرشکستگی مردم آن سرزمین را در پی خواهد داشت.

ب. الف. بزرگمهر    ۲۸ آذر ماه ۱۳۹۶


سیاست بیرونی ما چون سیاست درونی ما آغشته به ویروس اسلام پیشگی است!

مگر می شود رژیمی درون کشور خود، سیاستی ضدانقلابی دنبال کند و در سیاست بیرونی، درست واژگون آن رفتار نماید؟

تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» در یکی از گزارش های یاد شده در بالا از آن میان، آورده بود:  
«حوثی‌ها از پشتیبانی جمهوری اسلامی ایران [بخوان: جمهوری اسلامی سگ مذهبان!] برخوردارند. گروهبندی برهبری عربستان، سه سال پیش برای بازگرداندن جایگاه از دست رفته به «عبد ربه منصور هادی»، رئیس‌جمهوری یمن [بخوان: رییس جمهور پوشالی و گرانبار شده به مردم یمن از سوی ششلول بندهای جامعه جهانی!] که پس از شورش حوثی‌ها از صنعا خارج شد، کالبد یافت. دولت آقای هادی، همچنان در ”سازمان ملت های یگانه» کرسی نمایندگی کشور یمن را دارد.» (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی درخور از سوی اینجانب؛ برجسته نمایی های متن و افزوده های درون  [ ] نیز از آنِ من است.    ب. الف. بزرگمهر)

پدرسوختگی را می بینید؟ آن گروهبندی اهریمنی با پشتیبانی همه سویه ی سیاسی و نظامی «یانکی» ها و دیگر کشورهای امپریالیستی کالبد یافت و کوشید تا جنبش انقلابی مردم یمن را سرکوب کند؛ جنبشی که آن رییس جمهور پوشالی و دست نشانده ی شیخک ها و خرسک ها و خداوندان سرمایه ی جهان را از سرزمین یمن بیرون رانده بود و می رفت تا سرنوشت کشور خویش را بدست گیرد. «حوثی ها» که به شَوَندهایی، نامِ ریشخندآمیزِ «حوضی ها» بر آن ها نهاده ام، در آن هنگام، تنها بخشی از این جنبشِ رویهمرفته یکپارچه بودند و کم و بیش همگام و همسو با دیگر نیروهای درون آن جنبش، پیکار می کردند. به این ترتیب، بیرون رانده شدن آن رییس جمهور پوشالی که از اندک پشتیبانی توده ای و اجتماعی در یمن نیز برخوردار نبود، تنها بدست «حوضی ها» یا آنگونه که در برگرفته ی بالا، «پس از شورش حوثی‌ها» از آن یاد شده، انجام نپذیرفته بود. جنبش رویهمرفته سراسری مردم یمن با اندک فراز و نشیب در شمال و جنوب آن سرزمین باستانی، گریز آن مردک مزدورِ بی سر و پا به عربستان را در پی داشت؛ مردکی که در آن سازمان پوشالی، همچنان «کرسی نمایندگی کشور یمن را دارد»؛ پدیده ای که جز ریشخند توده های مردم یمن و جهان از سوی ششلول بندهای «جامعه جهانی» بیش نیست که بویژه از دوره ی فروپاشی «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» به این سو از توان کاشتن چنین نوکران فرومایه ای در والاترین جایگاه های فرمانروایی این یا آن کشور در هر جا که دست شان رسیده، برخوردار شده و حتا گاه با پشتیبانی آشکار نیروی نظامی، رییس جمهور، نخست وزیر و مانند آن به چنان کشورهای بخت برگشته ای فرستاده اند.

با این همه، پدرسوختگی چشمگیرتر و همراه با سفسطه در برگرفته ی بالا، فروکاستن جنبشِ توده ای مردم یمن به شورش «حوضی» ها از یکسو و وابسته وانمودن آن جنبش به کشوری بیگانه از سوی دیگر است؛ سفسطه ای که چنانچه باریک تر به درونمایه ی آن نگریسته شود، همه ی روند پر فراز و نشیب پیموده شده تاکنون را در چارچوبِ تنگِ پشتیبانی های یکسویه اسلام پیشگان سگ مذهب فرمانروا بر کشورمان از «حوثی» های چهار امامی و خودی و ناخودی نمودن جنبش مردم یمن می گنجاند؛ کوششی که شوربختانه تا اندازه ای کامیاب بوده و بر بنیاد آزمون پیش تر انجام پذیرفته در خودی و ناخودی نمودن جنبش اجتماعی و انقلابی ایران در بهمن ماه ۱۳۵۷ و سپس سرکوب آن استوار است و از آن مایه می گیرد. همین زمینه ها در اینجا دستاویز این تارنگاشت دروغپرداز برای ساخت و پرداخت سفسطه ای نیرنگبازانه بسود خداوندان خود قرار گرفته است. در این باره، پیش از این در یادداشتی از آن میان، چنین نوشته بودم:
«... نقش پلید رژیم دزدان اسلام پیشه ی فرمانروا بر ایران در آن کشور بخت برگشته [یمن] را نمی توان و نباید نادیده یا دستِکم گرفت؛ نقشی که از سویه ی کارکرد اجتماعی آن، بارها و بارها از ریختن بمب و گرفتن گلوی مردم یمن از سوی رژیم سعودی و دیگر رژیم های خرسک نشین شاخاب پارس، نشانه گذارتر بوده و زمینه ی کژدیسگی جنبش اجتماعی دربرگیرنده ی یمن به جنبشی مذهبی را فراهم نموده است؛ نقشی که خواه ناخواه، آگاهانه یا از سرِ ناآگاهی در سمت و سوی سیاست کشورهای امپریالیستی و اسراییل در منطقه و باریک تر که نگریسته شود، رونویسیِ دستکاری شده از همان بلایی است که با «خودی» و «ناخودی» نمودن آدمیان بر بنیادِ «شیعه باوری» و «اسلام باوری» در پیِ انقلاب شکوهمند بهمن ۱۳۵۷به سر توده های مردم انقلابی ایران آورده، زمینه های خونریزی و آدمکشی نیروهای میهن پرست و انقلابی و در پی، بازگشت ضدانقلاب اقتصادی ـ اجتماعی در کالبدِ «بورژوازی وابسته» (کُمپرادور) از یکسو و نولیبرال های اسلام پیشه از سوی دیگر را فراهم نمودند.»۱ 

چنانچه آن «خودی» و «ناخودی» نمودن آدمیان بر بنیادِ «شیعه باوری» و «اسلام باوری» در آغاز انقلاب بهمن و شاید یکی دو سالی پس از آن را بتوان از سر نادانی و ناآگاهی انگاشت که بگمانم نیازمند پژوهشی کارشناسانه و گروهی است از دوره ای به این سو بویژه پس از زیر پا نهاده شدن «اصل ۴۴ قانون اساسی» از سوی "رهبر" دَبَنگ، نمی تواند تنها از نادانی و ناآگاهی سرچشمه گرفته باشد؛ بسیاری نمودها و نشانه ها گواه آن است که پیشبردِ چنین سیاست یا بی سیاستی در آفرینش پراکندگی میان گُردان های درونِ جنبش هایی که می بایستی یکپارچه کار و پیکار نمایند، دانسته و آگاهانه بوده و همچنان نیز هست.۲ 

اینک، پس از نزدیک به چهل سال آزگار، نقش تبهکارانه ی رژیم اسلام پیشگانِ دزدِ تبهکار که اندک اندک به موش هایی پرخور و همزمان توسری خورِ بیگانگان دگردیسیده اند، برای بخش سترگی از توده های مردم ایران روشن است. با این همه، گاهی چنین بدیده می آید یا بگونه ای گولزنک (یا خودگولزنک!) چنین انگاشته می شود و پیرامون آن هیاهوهایی از سوی خرموش های تمرگیده در آن بالا نیز سازمان داده می شود که گویا چنین رژیمی از توده های مردم ستمدیده در یمن و پلستین و جاهای دیگر پشتیبانی می کند:
یک ناهمتایی آشکار و گونه ای خشک مغزی، حتا در میان نیروهای نامور به «چپ» که چشم را می آزارد. مگر می شود رژیمی درون کشور خود، سیاستی ضدانقلابی، ضد خلقی و حتا ضد زندگی دنبال کند و در سیاست بیرونی، درست واژگون آن رفتار نماید؟!۳ 

با آنچه آمد، بگمانم برای برخی روشن و برای برخی دیگر، دستکم شایان درنگ باشد که افزون بر امپریالیست ها برهبری «یانکی» ها که نقشی بنیادین در جنگ افروزی های منطقه و آنچه در یمن، افغانستان، عراق، سوریه و سایر جاها رخ می دهد، داشته و دارند، خرموش های اسلام پیشه ی فرمانروا بر ایران نیز نقشی درخور و از سویه ای برجسته تر از آتش افروزی بر دوش داشته و دارند. در کم و بیش تک تک کشورهایی که در آتش جنگ برافروخته از سوی امپریالیست ها می سوزند، می توان ردِ پای خرموش ها را در دشمن تراشی های ساختگی بر بنیاد «خودی» و «ناخودی» دید و بازشناخت؛ نقشی برجسته و زمینه ساز برای پیشبرد بنیادی ترین و کانونی ترین سیاست های امپریالیستی در منطقه ای با خلق های گوناگون!

آن بُزمچه ی کاسه ی داغ تر از آشِ «وزارت خبرچینی بسود «یانکی» ها در ایران»، ۲۹ مهر ماه سال گذشته، در واکنش به گفته ‌های دستیار نخست‌وزیر ترکیه از آن میان، گفته بود:
«فرقه‌گرایی، قومیت‌گرایی و دامن زدن به اختلافات مذهبی در سیاست‌های اصولی منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران هیچ جایگاهی نداشته و ندارد.»۴ و من، تنها بخت آن را یافتم که در کنار آن گزارش بنویسم:
کدام کشور از درون جنبش یکپارچه ی یمن، حوضی ها را بیرون کشید؟

بزبانی ساده تر و واژگون آنچه آن بُزمچه بر زبان رانده، سیاست بیرونی چنین رژیمی بسیار دورویانه، کوته بینانه و نااستوار بوده و به افزایش پراکندگی میان خلق های منطقه و برآمدن تندروترین گونه های ملی گرایی آمیخته با کیش و آیین آسمانی ریسمانی یاری رسانده است؛ سیاستی سر تا پا سازگار با سیاست های امپریالیستی بویژه در چارچوب دوربردی (استراتژیک) آن تا جنبش های توده ای مردم در تک تک کشورهای منطقه را تکه تکه نموده و سپس سرکوب کند. سیاستِ خرموش های اسلام پیشه، حتا در خود اسراییل که در میان همه ی کشورهای منطقه بگونه ای نسبی از نیرومندترین و دامنه دارترین جنبش اجتماعی پیشرو و خواهان همزیستی آشتی آمیز برخوردار است، در کردار به نیرومندتر شدنِ فراراست ترین نیروها در آنجا کمک های شایان نموده است.۵ به باور من و تا آنجا که آگاهی دارم، هیچ رژیمی در منطقه به اندازه ی رژیم تبهکار اسلام پیشگانِ فرمانروا بر میهن مان به امپریالیست ها یاری نرسانده است. به این ترتیب با بهره مندی از گفته ی پرآوازه ی «نشانه خدا»، حسن مدرس و دستکاری درخور در آن، می توان از زبان کژدم گزیده ی خودشان، چنین گفت:
سیاست بیرونی ما چون سیاست درونی ما آغشته به ویروس اسلام پیشگی است!
  
ب. الف. بزرگمهر   ۲۵ اَمرداد ماه ۱۳۹۷

پی نوشت:

۱ ـ برگرفته از یادداشتِ «گور پدرِ آن خدا و خانه و کلیددارش، ترامپ شاشید!»، ب. الف. بزرگمهر  ۲۸ آذر ماه ۱۳۹۶

۲ ـ همین نقش پلید را رژیم دزدان اسلام پیشه در تکه تکه نمودن جنبش پلستین بویژه پس از ندانمکاری بزرگ زنده یاد یاسر عرفات در بستن پیمانی بی پشتوانه با رژیم سیهونیستی بازی نمود و جریان های گمان برانگیزی چون «حماس» را از دل آن بیرون کشید که به باور من نمی تواند بی همدستی با رژیم سیهونیستی انجام پذیرفته باشد.

۳ ـ من به گروهبندی هایی با نام های ملی گرا یا هر روندی وابسته به جریان های سیاسی برخاسته از لایه های میانی و میان به بالای اجتماعی کاری ندارم؛ ولی این نکته شایان درنگِ مغز خر خورده هایی با پرچم و کلاه چپ است که یا دوپهلوگویی ها و سیاست های دوپهلوگونه شان را بهبود بخشند یا آن کلاه دروغین را از سر خویش و دیگرانی که کلاه سرشان رفته، بردارند.

۴ ـ برگرفته از گزارش «قاسمی: دامن زدن به اختلافات مذهبی در سیاست‌های ایران جایگاهی ندارد»، «خبرگزاری تسنیم» ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۵

۵ ـ «... در واپسین گزینش نخست وزیری آن کشور [اسراییل]، در حالیکه نمودها و نشانه های روشنی گواه شکست سنگین وی [«نادان یابو»] بود، در پی یکی دو سخن سرایی ضد یهودی و گمان برانگیز ”آقا بیشعور نظام“ در آستانه ی رای گیری در آن کشور، دوباره به نخست وزیری برگزیده شد ...»

برگرفته از یادداشتِ «میخ را بر دیگران کردند و من گوزُک شدم ...»، ب. الف. بزرگمهر  ۳۱ خرداد ماه ۱۳۹۶    

۶ ـ «سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ما» حسن مُدَرّس

یورش پیشگیرانه

... بعله کودک بودند؛ ولی کودکان حوضی!

همین شش هفت روز پیش بود که در یورش تبهکارانه ی هوایی از سوی گروهمبندی اهریمنیِ شیخک ها و خرسک های درون و پیرامون شاخاب پارس برهبری عربستان زیر چکمه ی خاندان پلید سعودی، دستِکم ۲۹ کودک یمنی همراه با شماری از بزرگسالان در بازار دهیان در شمالِ استان صعده به خاک و خون کشیده شده و جان دادند. «خبرگزاری رویترز» شمارِ کودکان جان سپرده در پی این یورش ددمنشانه را دستِکم ۴۰ تن گزارش داده است. (بنیادِ گزارش از «رادیو فردا» ۲۳ اَمرداد ماه ۱۳۹۷)

نمایندگی آن خاندان پلید در سازمان پوشالی و ابزار دستِ ششلول بندهای "جامعه ی جهانی"، نامور به «سازمان ملت های یگانه» در پیامی به «آنتونیو گوترش»، دبیر کلِّ آنجا، یورش را قانونی دانسته و نوشته است که آماج یورش هوایی، رهبران حوثی بوده اند که گویا «مسوول سربازگیری و آموزش [نظامی] به کودکان هستند»!

یکی از تصویربرداران خبرگزاری فرانسه که صحنه ی دلخراش بمباران را دیده، گفته است که اتوبوس دبستان به توده‌ای آهن درهم پیچیده، دگردیسیده شده و نوشت ابزار بچه‌ها و تکه های بدن شان روی زمین پخش شده بود. (بنیادِ گزارش از «رادیو فردا»  ۱۹ اَمرداد ماه ۱۳۹۷)

به این ترتیب، گستاخی و تبهکاری بیمانند آن گروهمبندی اهریمنی در یورش به اتوبوس کودکان خردسال (به اندازه ی تابوت های آن کودکان نگونبخت اندکی باریک شوید!) را می توان از زبان کژدم گزیده ی نمایندگی آن خاندان پلید در آن سازمان پوشالی اینچنین بازسازی نمود:
... بعله کودک بودند؛ ولی کودکان حوضی! همین ها بزرگ می شوند؛ جنگ ابزار بدست می گیرند و به کاخ های مان یورش می آورند! ما هم چون شما که به بهانه ی پیکار با «داعش» و «طالبان» به افعانستان و جاهای دیگر، پیشگیرانه یورش می برید از این هوده برخورداریم که بچه های حوضی را پیش از بزرگ شدن و جنگ ابزار بدست گرفتن، نابود کنیم! بعله! مگر ما چه چیزمان از شما کم تر است؟! بحمدلله هم بمب داریم؛ هم بمب افکن که هر دو را از خودتان خریده ایم؛ بحمدلله ولیعهدی همه فن حریف هم داریم که خودش پشت بمب افکن می نشیند و مانند شاهین به دل دشمن یورش می برد! گیریم که گاهی هم اشتباه می کنیم و بمب های مان روی خانه های مردم، آموزشگاه، بیمارستان و حتا مژگت (مسجد) فرود می آید؛ خوب! ما که مانند شما آزمون های جنگیِ پی در پی، پشت سر نگذاشته ایم. باید کم کم یاد بگیریم و یاد می گیریم! و چه کاری بهتر از یورش پیشگیرانه؟! ترسمان هم می ریزد. چون می دانیم هنوز بچه اند و نمی توانند کون مان را به موشک ببندند. بعله! ...

ب. الف. بزرگمهر   ۲۵ اَمرداد ماه ۱۳۹۷

۱۳۹۷ مرداد ۲۳, سه‌شنبه

ادعاها خروار خروار؛ عملکرد، پوچ یا سردرگم! ـ بازانتشار

تصویری است از «مقام معظم رهبری»، «دامت برکاته» ( پارسی آن همانا «دامت پربرکت باد!») ، همراه سخنانی "حکیمانه" از وی (تصویر پیوست از «گوگل پلاس»).

به آن چهره ی خودخواه بنگرید! از دشمن شناسی و دوست شناسی و جریان شناسی و از همه مهم تر نیروی نحلیل سیاسی سخن رانده است. نیازمند توضیحی افزوده نیست که چگونه در همه ی این زمینه ها آزمون خود را پس داده است؛ آزمونی که گاه حتا «اهل بصیرت» ادعایی اش نیز آنچنان گه گیجه می گیرند که جای دوست و دشمن را گم می کنند! پیامد آن نیز فتنه هایی است که پی در پی از اینجا و آنجای خیمه و خرگاه و پیرامون آن برمی خیزد. با این همه، نکته ی سزاوار درنگ، رد پای تجزیه و تحلیل های چپ در بسیاری از گفته های اوست؛ ولی تنها ردِ پایی کمرنگ شده یا به رنگی دیگر درآمده؛ بگونه ای که حتا بهترین تحلیل ها نیز در مغز آچمز شده اش، کمانه نموده و دگردیسه می شود. ادعاها خروار خروار؛ عملکرد، پوچ یا سردرگم! آن هم در شرایطی که این یکی، بسی بیش تر از رهبر پیشین، نیازمند رسانه های چپ است؛ ولی از آن یکی بگونه ای نسنجیدنی یا بزبانی گویاتر در این باره: «قیاس مع الفارق»، کم تر از آن تحلیل ها و نیز کارِ جهان سر در می آورد؛ از او که چنین عرّ و تیزها و خودنمایی هایی نداشت و هیچگاه نمایشی از دانش و بینش خویش برای کسی نمی داد؛ در حالی که نه تنها از دانش و بینشی برتر از این دَبَنگِ خودنما برخوردار بود که هوشی سرشار نیز داشت. هماوندی های گاه واژگونه ی جُستارها با خوی و سرشت آدمیان را می بینید؟!

ب. الف. بزرگمهر    ۲۴ دی ماه ۱۳۹۳

http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/01/blog-post_43.html

اقتصادی بیش از پیش نظامی شده و پای در گِل


برای همین، چهل سال است آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! ـ بازانتشار

از زبان «آقا بیشعور نظام»:
وقتی به شما می گوییم، استکبار به اسلام هجمه آورده، همین است که می بینید. هر روز گروهی بی بصیرت را به فتنه تحریک می کنند. ما در سخنرانی مان در دیدار با هزاران تن از مردم قم (تصویر پیوست) از سه گوش فتنه نام بردیم۱ و فراموش نمودیم تا گوشه ی چهارم آن را یادآور شویم! آماری که برادر سخنگوی مان در وزارت کشور بیرون داده، نشان می دهد که «... از ابتدای دولت تدبیر و امید تا امروز حدود ۴۳ هزار تجمع را شاهد بوده‌ایم که تعدادی با مجوز و تعدادی هم بدون مجوز بوده است.»۲ به این ترتیب، روشن می شود این فتنه که بس عظیم تر از همه ی فتنه ها و انحراف های پیشین است، چهارگوش دارد. البته ما انحراف های کوچکی چون آنچه بچه باز بیت خودمان چندی پیش پدید آورد و کم مانده بود تا شلوار صد تن از مسوولین بحمدلله پاکدست مان را پایین بکشد و بیش تر آبروی نظام را بریزد را بشمار نیاورده ایم.

آن هنگام که «این آتش‌بازی‌ها و شیطنت کاری‌ها آغاز شد»۳ از خدا پنهان نیست؛ از شما نیز پنهان نباشد که زبان مان بند آمده بود و در اقدامی احتیاطی، «اهلِ بیت» را با شتاب بسیار به ولایت برادر عزیزمان: «آقا رجب طیّب اردوغان، دامت برکاته» فرستادیم. از این ناراحت بودیم که مسوولین نظام کجا گم و گور شده اند که تا فتنه بزرگ تر نشده، جلوی آن را بگیرند. انگار این همه مسوول گماشته شده در اینجا و آنجا کیر خر بودند که هیچ کاری نمی کردند؛ نگو که برخی از ایشان با «استکبار جهانی» ساخت و پاخت کرده و «دشمنان حتی برای نفوذ در برخی ارکان، افرادی را تطمیع کردند و خود نیز مستقیم وارد میدان شدند که دخالت های مسوولان آمریکایی را در این چند روز اخیر همه دیدند ...»۴

«می گویند حکومت ایران از مردم خود می ترسد! خیر. حکومت ایران متولد این مردم است و نظام اسلامی چهل سال است که به پشتوانه همین مردم در مقابل شما ایستاده است.»۵ البته ناگفته نماند با آنکه «جذب حداکثری و دفع حداقلی» را به ارکان نظام رهنمود و پیشنهاد داده بودیم، هر سال شمار بیش تری از خودی ها ناخودی شده یا پول و پله ای بهم زده، راه «ینگه دنیا» را در پیش گرفته اند. کار به آنجا رسیده که هم اکنون، حتا برادران چماق بدست و سرکوبگرمان هم چون گذشته ها که همه چیزشان را در راه الله خرج می کردند، دیگر خودی بشمار نمی روند. برای همین ناچاریم جز حقوق و مزایای سرکوبگری و چماق کشی، هر از گاهی، دهان شان را با چیزهای دیگری نیز شیرین کنیم. اگر می پندارید، منظورمان تنها «ساندیس» و ایناست، اشتباه می کنید. این بار دستور دادیم به هر یک از برادران بسیجی ارزشی که «حداقل سه روز در فراخوان ها به جهت مقابله با اغتشاشگران حضور بهم رسانده بودند، یک سکه بهار آزادی هدیه دهند.»۶ 

«می گویند حکومت ایران از قدرت امریکا هراس دارد؛ در پاسخ می گوییم اگر ما از شما هراس داشتیم، چگونه در دهه پنجاه شما را از ایران بیرون ریختیم و در دهه نود نیز شما را از کل منطقه بیرون راندیم.»۷
به همین زودی یادتان رفته، چگونه و به چه زیبایی نرمش قهرمانانه انجام دادیم؟!

«شما خجالت نمی کشید؟ در یک‌ سال گذشته هشتصد نفر از مردم امریکا به دست پلیس کشته شده اند. در قضیه قیام وال استریت هر کاری که توانستید بر ضد مردم کردید و با هر احتمال و تهمتی، مردم را کشتید؛ آن وقت برای مردم ایران اظهار نگرانی می کنید؟»۸ گیریم تنی چند را کهریزکی کرده اند. به شما چه؟! در صدر اسلام هم از اینگونه رویدادها بسیار بوده است.

«دشمنان مانند مگس روی زخم ناشی از مشکلات و ضعف ها می‌نشینند، بنابراین باید زخم را خوب کنید و نگذارید بوجود آید؛ چرا که اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، تبلیغات و فضاسازی بیگانه اثر نمی گذارد و آمریکایی ها هم نمی توانند هیچ غلطی بکنند.»۹

برای همین، چهل سال است آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۵ دی ماه ۱۳۹۶


پی نوشت:

۱ ـ « قرائن و شواهد اطلاعاتی نشان می دهد که این قضایا سازماندهی شده بوده و در شکل گیری آن، یک مثلث فعال بوده است. یک رأس این مثلث، امریکا و صهیونیستها بودند که طراحی را انجام دادند و چند ماه برروی این طراحی کار کردند و بنای آنها این بود که حرکت ها از شهرهای کوچک شروع شود تا به مرکز برسد. رأس دوم این مثلث، یکی از دولتهای پولدار خلیج فارس است که هزینه این نقشه را تأمین کرد و رأس سوم نیز، پادوها بودند که مربوط به سازمان آدمکش منافقین هستند و از ماهها قبل آماده بودند.»


۲ ـ برگرفته از گزارش «در مراحل پایانی تغییر استانداران هستیم»، «خبرگزاری فارس»  ۲۳ دی ماه ۱۳۹۶

۳ ـ برگرفته از «پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم بصیرت العظما»  ۱۹ دی ماه ۱۳۹۶

۴ و ۵ ـ همانجا

۶ ـ گواهی پیوست

۷ ـ برگرفته از «پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم بصیرت العظما»  ۱۹ دی ماه ۱۳۹۶

۸ و ۹ ـ همانجا
 

عبارتی تازه در ادبیات نوادگان تازی

بتازگی در ادبیات نوادگان تازی در میهن بلاگرفته مان، عبارتی پا به میدان نهاده که هر چه کوشیدم آرش آن را دریابم به جایی نرسیدم:
«دام ظله الوارف»۱

ناگفته نگذارم که در این میان، «دامت اضافاته»۲ و «دامت برکاته»۳ را همگی تا ژرفای جان دریافته ایم و براستی دریافتن این دو، چندان دشوار نبوده و نیست؛ زیرا از یکسو، گواه جیب های هر روز پرپول تر و کاخ های پهناورتر تخم و ترکه ی نوادگان تازی در میهن مان هستیم و از سوی دیگر، پای مردم هر روز در چاله چوله ی تازه ای گیر می کند و آسیب می بیند. به آن می گویند: «آسیب اجتماعی» که در پی نیز گروهی "آسیب شناس" بسیج می شوند تا ببنند، چگونه می شود در این چاله یا آن چوله یا همانا دام پا ننهاد و گرفتار نشد؛ یا از روی این یا آن یکی پرید یا چنانچه بزرگ است از کنارشان، یواشکی رد شد! در این میان، آسیب شناسی که به چگونگی پر کردن چاله بپردازد، اگر نگویم نایاب، بسیار کمیاب است؛ زیرا پر کردن چاله چوله هم هزینه های اجتماعی و اقتصادی دارد، هم هزینه هایی سیاسی از اینگونه که گوشَت را بکشند یا زبانت را بِبُرند و از همه بدتر، در زندان یا در راه زندان، ناچار به خودکشی شوی!

کسی می داند این یکی به چه آرشی است؟ اگر از من که عربی نمی دانم، بپرسید، چیزی در این مایه از آب درمی آید:
«دامت را در سایه ی دیوار پهن کن!»

ب. الف. بزرگمهر   ۲۳ اَمرداد ماه ۱۳۹۷

پی نوشت:

۱ ـ «ابتکار عمل حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (دام ظله الوارف) و دستور تشکیل شورای هماهنگی اقتصادی به سران سه قوه و معاونان آنان با اختیارات ویژه و همچنین فراخوان دولت توسط معظم‌له و بیان توصیه‌ها و رهنمودها و دستورهای دقیق، اقدامی بسیار مهم در ترسیم نقشه راه اصلاح اوضاع اقتصادی و حل مشکلات معیشتی مردم می‌باشد و رهبری حجت را بر همگان به‌ویژه دولتمردان تمام کرده است.» برگرفته از «بیانیه ی مجلس خُمرگان رهبری»، «خبرگزاری تسنیم»، ۱۵ اَمرداد ماه ۱۳۹۷

برگردان به پارسیِ «گوگل» (Google translation)، آن را اینگونه به پارسی برگرداند:
«سایه اش طولانی شد» که امیدوارم درست باشد؛ گرچه، بگمانم برگردانِ درست آن، «سایه اش دراز باد!» باشد

۲ ـ «بر شمار دام هایت افزوده باد!»

۳ ـ با اشاره ای ناسرراست: «بر شمار جانورانی که در دامت می افتند، افزوده باد!»

رفتیم، زدیم، نشاندیم؛ ساده تر از روم باستان! ـ بازانتشار

همه چیزشان عوضی۱ است؛ حتا نام های شان! آن یکی، ملّا اختر محمد منصور نام داشت که چند روز پیش با یورش موشکی «شیطان بزرگ»، تکه تکه شد و آنچنان سوخت که از گوشش نیز کم ترین نشانه ای برجای نماند که بگوییم تکه ی بزرگش، گوشش بود؛ و این یکی، ملّا هیبت‌الله آخوندزاده۲ نام دارد که جانشین وی شده است. هرچه این یکی، چهره ای روشن، دستِکم به اندازه ی اختری کم سو نورانی دارد، آن یکی که اختر بختش به خاموشی گرایید از هیبتی ترسناک چون الله برخوردار بود.۳

با خاموشی ملّا اختر، آنچه مزدوران رسانه ای «شیطان بزرگ» از زبان «مبارک»۴، «روند احیا و تثبیت صلح در افغانستان»۵ نامیده اند، گشوده شد که هنوز چند و چون آن، نقش نوکران منطقه ای و از آن میان رژیم تبهکار دزدان اسلام پیشه در میهن مان در چنین گشایشی (؟)، چندان روشن نیست. آنچه روشن است، خرسندی بیش از اندازه ی «مبارک» از مرگ آن رهبر بداختر است که چنین سپارش یا بهتر است بگویم: دستوری نیز فرموده است:
«طالبان باید از بخت بدست‌ آمده برای گزینش تنها راه راستین، برای پایان دادن به نبردهای درازمدت بهره مند شود؛ [و] برای آشتی جویی۶ در روندی که فرجام آن آشتی پایدار و سازواری۷ است به دولت افغانستان بپیوندد.۸»۹ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از سوی اینجانب؛ افزوده ی درون [ ] نیز از آن من است.  ب. الف. بزرگمهر)

آیا آن رهبر بد اختر، کشت و کشتار و «جهاد در راه اسلام»۱۰ یا آنچه بگونه ای ریشخندآمیز و بی هیچگونه آرش و مانشی روشن، «پیکار با استکبار جهانی» خوانده می شود را بیش از اندازه جدی گرفته بود و چندان همسو با سیاست های خداوندان امپریالیست و نوکران منطقه ای اش ره نمی پیمود؟ پرسشی که پاسخ به آن، هنوز دشوار است.

آیا برگزیده شدن یا برگماری شتاب آمیز ملّا هیبت‌الله آخوندزاده به رهبری آن گروه دوزخی را گونه ای دهن کژی به «یانکی» ها و آنچه آن رسانه ی مزدور از زبان روزنامه ی «وال‌استریت‌ ژورنال» آورده بود،۱۱ باید انگاشت؟

بگمان نیرومند نه! زیرا یافتن و برکشیدن رهبری تازه که از آمادگی برای نرمش بیشتر و همسویی فراتر از آن بخت برگشته با سیاست های منطقه ای امپریالیست ها برهبری «یانکی» ها برخوردار باشد، می توانست به همان اندازه برنامه ریزی شده و همزمان با (یا شاید حتا پیش تر) از سر راه برداشتنِ ملّا اختر آغازیده باشد. بگمانم، سخنان همراه با خرسندی و دستور «مبارک» و نیز برگماری شتاب آمیز نزدیک ترین دستیار رهبر جان سپرده بجای وی تا اندازه ای بسیار، گواه این گفتار است. اینکه روندها و ستیزه های درونی دستیابی به بالاترین رده های فرماندهی در چنان گروهی، در آینده چگونه پی گرفته شود و بهره برداری «یانکی» ها از این گروه دوزخی چه سمت و سو یا برجستگی بیش تر یا کم تری یابد، جُستار دیگری است که در اینجا به آن نمی پردازم؛ ولی از این ها که بگذریم، شیوه های کارکرد و "منطق" امپریالیست های «یانکی» در از میان برداشتن یکی و نشاندن دیگری بجای وی، چشمگیر است؛ "منطق"ی برخاسته از زورگویی، بی پرده و کمابیش بی هیچ آراستگی به ادعاهای دمکراسی:
رفتیم، زدیم، نشاندیم! به همین سادگی؛ ساده تر از روم باستان!

ب. الف. بزرگمهر    ششم خرداد ماه ۱۳۹۵


پی نوشت:

۱ ـ عوضی به آرش جابجا شده!

۲ ـ نام کوچک وی، «هبت الله» است که آن را دانسته، «هیبت الله» نوشته ام.

۳ ـ بر بنیاد برخی کیش های آیین های ترسایی و اسلام و شاید برخی دیگر کیش ها، خداوند کالبد آدمی را از روی کالبد خویش آفرید و جان بخشید. چرایش را نمی دانم؛ ولی می پندارم، چهره و اندام ملا اختر، بیش از هر کسی به الله می ماند.

۴ ـ همانا «بَرَک حسین اوباما»

۵ ـ رئیس‌جمهوری آمریکا رسما مرگ ملا منصور، رهبر طالبان افغانستان را در حمله هوایی ایالات متحده تائید کرده و می‌گوید کشته شدن او «گام مهمی» در روند احیا و تثبیت صلح در افغانستان است.

برگرفته از تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»، سوم خرداد ماه ۱۳۹۵


پارسی نویسی:

۶ ـ بجای واژه ی از ریشه عربی «مصالحه»، بهتر است از آمیخته واژه ی پارسی «آشتی جویی» سود برد.

۷ ـ بجای واژه ی از ریشه عربی «رفاه»، می توان بسته به مورد از واژه ها یا آمیخته واژه های «سازواری»، «فراخ زیستی» یا «آسوده زیستی» سود برد.

۸ ـ بجای «ملحق شدن» باید «پیوستن» گفت و نوشت.

***

۹ ـ به گفته رئیس‌جمهوری آمریکا «طالبان باید از فرصت به‌دست‌آمده برای انتخاب تنها راه واقعی، جهت پایان دادن به نبردهای طولانی استفاده کند؛ برای مصالحه در روندی که به سوی صلحی پایدار و رفاه می‌انجامد، به دولت افغانستان ملحق شود».

برگرفته از تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»، سوم خرداد ماه ۱۳۹۵


۱۰ ـ نمونه ای از برداشت این گروه دوزخی و وابسته به امپریالیست های «یانکی»، انگلیس و نوکران منطقه ای شان: پاکستان، عربستان و نیز تا اندازه ای رژیم اسلام پیشه ی ایران از آیین وامانده ی اسلام در گذشته ای دورتر، در دوران حاکمیت رژیم دمکراتیک و پیشروی افغانستان به زهر آلودن آب چاه دبستانی دخترانه در یکی از روستاها یا شهری کوچک در آن کشور بود که به مرگ شماری کودک انجامید.

۱۱ ـ  روزنامه وال‌استریت‌جورنال گفته است کاخ سفید امیدوار است حمله اخیر ضربه‌‌ای اساسی به طالبان وارد کرده و به اختلافات و نبردهای داخلی آنها برای پیدا کردن رهبر جدید دامن بزند.

برگرفته از تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»، سوم خرداد ماه ۱۳۹۵


۱۳۹۷ مرداد ۲۲, دوشنبه

گروه «۴ + آفتابه آب کُن»


تو تنگنا گیر کرده ای مردک کودن؟


واللهِ قادر مُتّعال هم چنین چیزی را در خواب نمی بیند


آنچه در پس درگیری امپریالیست ها هر روز پررنگ تر و چشمگیرتر می شود ... ـ بازانتشار

در تارنگاشت وابسته به وزارت امور بیرونی «یانکی» ها درباره ی چالش های بازرگانی میان «یانکی» ها و چین از آن میان، آمده است:
«لیو هه، دستیار نخست‌وزیر و نماینده ی ویژه رییس‌جمهوری چین، هفته پیش برای گفتگو بر سر چالش های اقتصادی و بازرگانی میان ”پکن“ و ”واشینگتن“ به ”ایالات متحد“ سفر کرد. به گزارش ”خبرگزاری دولتی چین“، این سفر با درخواست بلندپایگان آمریکایی [بخوان: «یانکی»ها!] انجام شد.

آقای لیو، روز شنبه ۲۹ اردیبهشت ماه به خبرنگاران گفت که دو طرف همداستان شده اند تا ”وارد جنگ تجاری نشوند و جلوی برقراریِ تعرفه‌های تازه بر ضد یکدیگر را بگیرند؛ آنچه برجسته ترین آروین گفتگوها بود“ ... دستیار نخست‌وزیر دولت چین، خشنودی خویش از سفر به واشینگتن را نشان داده و گفته‌ است که همداستانی های بنیادین، پیش‌تر میان ”دونالد ترامپ“ [بخوان: لات بی سر و پای «یانکی»!] و ”شی جین‌پینگ“ [بخوان: کاسه بشقاب فروش چینی!] بدست آمده بود. 

در بیانیه ی منتشر شده از سوی ”ایالات متحد“ [بخوان: «یانکی»ها!] و چین در همان روز، گفته شده که این کشور، همداستانی خود با افزایش چشمگیر واردات کالا و خدمات از ”ایالات متحد“ را اعلام نمود. با این همه، خبرگزاری‌های ”آسوشیتدپرس“ و ”رویترز“ می‌گویند که در آن بیانیه از ۲۰۰ میلیون دلار۱ تراز بازرگانی منفی میان دو کشور سخنی به‌ میان نیامده است.»۲ 

با خود می اندیشم، در آنجا جنگ و ستیز اقتصادی بر سر تراز منفی ۲۰۰ میلیون دلاری (میلیارد دلاری؟) میان بزرگ ترین اقتصادهای جهان است. در کشور ما با اقتصادی ناتوان، حسن کوتول پفیوز، تنها در یک قلم، قراردادهای اقتصادی به ارزش ۱۸ میلیارد یورو۳ با ایتالیا دستینه نموده که بخش سترگی از آن نیز خرید کالاهای بُنجل و قراردادهای خدماتی را دربرمی گیرد که بسیاری از چنان خدماتی در خودِ ایران بخوبی انجام پذیر است! همانند چنین قراردادهایی با فرانسه، آلمان، انگلیس، سوییس، اتریش و دیگر کشورهای اروپایی و سایر جاها نیز بسته شده که بگمانم ارزش آن ها، رویهمرفته از ۲۰۰ میلیارد دلارِ یاد شده در بالا سر می زند. آنگاه «آقا بیشعور نظام» از «اقتصاد مقاومتی» داد سخن می دهد که شاید نمادی از آن، تصویرِ زن فروشنده ی بچه به کولی در جایی پرت و کم رهگذر باشد (تصویر پیوست)؛ اقتصادی دچار سخت ترین بیماری های مقاربتی۴ ؛ آن هم در شرایطی که دست شان ـ و نیز دستِ ایران! ـ زیر ساتورِ «قطعنامه فصل هفتم منشور سازمان نامور به ملت های یگانه» است. این بار نیز بگمان بسیار نیرومند، بند را به آب داده اند و آنچه در پس درگیری امپریالیست های اروپایی برای پاسداری از سفره ی گسترده و رنگین ایران با امپریالیست های «یانکی»، هر روز پررنگ تر و چشمگیرتر می شود، گونه ای بخش بندیِ زورگویی و بهره کشی برای به بند کشیدنِ باز هم بیش تر و همه سویه ترِ تار و پود اقتصاد و اجتماع و سیاست ایران اسلام زده و به بدبختی دچار شده است. با آنکه چنان جنگ و ستیزهای اقتصادی و سیاسی میان کشورهای امپریالیستی اروپایی و امپریالیست های «یانکی» از زمینه هایی درخور برخوردار است و حتا می تواند به درگیری های جنگی میان شان در آینده ای دورتر (نه نزدیک!) نیز بینجامد،۵ در زمینه ی برخورد با کشورهایی چون روسیه، چین و سایر کشورهای پیرامونی چون ایران، همه ی کلان سرمایه داران جهان در کالبد کشورهای امپریالیستی، دست در دست یکدیگر دارند و همچشمی های گرگ منشانه شان بس کمرنگ تر از آن است که بتوان از آن ها بر بنیادِ آنچه درست یا نادرست، «سیاست تراز (موازنه) منفی» نام گرفته، بهره برد. این، پنداری بیهوده است که هم اکنون نیز همه ی نشانه های خودفریبی و مردم فریبی را دربر دارد؛ زیرا افزون بر شمار نه چندان کمی از غول پیکرترین «کارتل» ها و «تراست» های سرمایه داری در زمینه های نفت و ترابری دریایی و امور مالی و بانکی که به پیروی از فرمان تازه ی لات بی سر و پای «یانکی» از قرارداد با رژیم تبهکار سگ مذهبان اسلام پیشه کناره می گیرند و خواهند گرفت، پهلوهایی از سخنان دوپهلوی سیاست بازان فریبکار اروپایی نشان می دهد که هیچگونه پایوری برای رژیم فرمانروا بر میهن مان در کار نیست و در آینده نیز نخواهد بود؛۶ حتا روسیه و چین نیز از دادن چنان پایوری سر باز زده اند. این ها هنوز به آرش اینکه کشورهای امپریالیستی بگونه ای بایسته برای سرنگونیِ رژیمِ آدمکشِ موش های اسلام پیشه سمتگیری نموده یا خواهند نمود، نیست؛ به این شَوَندِ ساده که چنین رژیمی، هم در زمینه های اقتصادی و هم در زمینه ی سیاست های دوربردی و راهبردی منطقه ای و جهانی، نقش بس سودمندی برای کشورهای امپریالیست برهبری «یانکی» ها بازی نموده و همچنان بازی می نماید. به یاری چنین رژیمی بود که آنچه «بنیادگرایی یهودی» («سیهونیسم») نام گرفته و هماوندی تنگاتنگی با رژیم سیهونستی اسراییل از آغاز پیدایش خود تاکنون دارد در گونه های ریز و درشت «بنیادگرایی اسلامی» کالبد و جان دیگری یافت و به نوبه ی خویش، زمینه ی باز شدن دوباره ی پای امپریالیست های کهنه و نو به منطقه را فراهم نمود. بکوشش چنین رژیم تبهکاری بود که جنبش های پایدارِ منطقه در برابر امپریالیست ها از جنبش های با گرایش های چپ گرفته تا جنبش های ملی، پارچه پارچه شده و سمت و سوی جنبش های کور و کورترِ هرج و مرج جویانه با جامه های گوناگون "اسلامی" بخود گرفتند.

 به باور من، برجسته ترین شَوَندِ زیر پا نهادنِ رسمی قراردادی که از همان نخست در دوره ی گماشتگیِ «برادر بَرَک حسین اوباما»، زیر پا نهاده شد و مُرد،۷ اوضاع بسیار بحرانی اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی ایران است که کشورهای امپریالیستی برهبری «یانکی» ها نیز ناگزیر به دیدن و بشمار آوردن آن هستند؛ ناگفته نگذارم که خیزش توده های مردم ایران در دی ماه سال گذشته، آن ها را نیز دستِکم به اندازه ی رژیم پوشالی «ایلخانان ولایت» ترساند. 

با آنچه کوتاه و فشرده در بالا از آن یاد شد و هنوز برخی دیگر سویه هایِ جُستار را ناگفته نهاده ام، خود را در جایگاه راهنمایِ رژیم پوشالی دزدان اسلام پیشه یا «دولت زهدان اجاره ایِ» آن نشاندن و بر زبان راندن پند و اندرزهایی چون «... در این موقعیت بسیار خطیر، باید با بهره‌جویی از اختلاف‌نظر پنج امضا کنندهٔ دیگر برجام با دولت آمریکا به تلاش جدّی ‌برای حفظ و تداوم توافق برجام ادامه داد.»۸ در خوش بینانه ترین برخورد، نشان از خریّتی همه سویه دارد؛ گرچه، اینجانب با چنین خوش بینی که سر به خوش باوری کودنواری می زند به چنین گروهبندی های نادرستی نمی نگرم.

ب. الف. بزرگمهر  ۳۰ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۷

http://www.behzadbozorgmehr.com/2018/05/blog-post_34.html 

پی نوشت: 

۱ ـ بگمانم سخن بر سر ۲۰۰ میلیارد دلار باشد که این تارنگاشت شلخته و ناپاسخگو، آن را ۲۰۰ میلیون دلار نوشته است. 

۲ ـ برگرفته از گزارش «چین: واشینگتن و پکن توافق کرده‌اند درگیر جنگ تجاری نشوند»، تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»، ۳۰ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۷ (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی و نیز بازنویسی درخور از سوی اینجانب؛ برجسته نمایی های متن و افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)

۳ ـ «با آغاز اجرایی شدن ”برجام“، میان ایران و ایتالیا قراردادهایی به ارزش ۱۸ میلیارد یورو دستینه شد که کمابیش پنج و نیم میلیارد یورو آن از آنِ ”صنعت فولاد“ بود. در بهمن ماه سال ۹۴ و همزمان با سفر حسن روحانی به رم، اعلام شد که قراردادی میان ایران [بخوان: رژیم سگ مذهب دزدان اسلام پیشه!] و شرکت ”دانیلی“ بسته شده که ”پرشین متالیک“ نام دارد و ارزش آن دو میلیارد دلار است [بی هیچ گمان گفتگو، راهی درخور برای پولشویی های کلان دزدان اسلام پیشه؛ شرکت هایی پوشالی و کارچاق کن!].

برگرفته از گزارش «یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فولاد جهان همکاری با ایران را متوقف کرد»، تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»، ۲۸ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۷ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ برجسته نمایی های متن و افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)

۴ ـ همانا نزدیکی های جنسیِ پیامد نرمش های قهرمانانه پی در پی با «شیطان بزرگ» و همدستانش 

۵ ـ «نکته ی دیگری را نیز در اینجا تنها اشاره می کنم؛ ولی به آن بیش تر نمی پردازم؛ نکته ای که به پندار من، در آینده نقشی برجسته تر در روند دگرگونی های سیاسی جهان خواهد یافت:
دگرگونی ناگزیر سیاست امپریالیست های یانکی و همدستان امپریالیست اروپایی باختری آن در رویارویی با تراز نیروهای نوپدید جهانی و از آن میان بویژه روسیه و سیاست های ماجراجویانه ی آن!

آیا چون روسیه تزاری، رژیم مافیایی کنونی آن کشور به همدستی و همیاری بیش تر در فرآیندهای جنگ جویانه و آماج های اهریمنی چیرگی بر کشورهای دیگر و به بردگی واداشتن خلق ها و ملت ها کشانده خواهد شد و نقشی پایور از سوی کشورهای امپریالیستی برای آن رژیم بدیده گرفته شده و برسمیت شناخته خواهد شد؟ آیا با افزایش تنش ها از آن میان، میان امپریالیست های ”یانکی“ در نقش سرکرده با امپریالیست های اروپای باختری، پدیداری پیشانی های سیاسی ـ نظامی تازه ای چون آنچه پیش از جنگ های جهانی نخست و دوم پدیدار شد و به جنگ فرارویید را گواه خواهیم بود؟

به پندار من، چه آن ماچه سگ بر سر کار آید، چه ”ترومپت پرهیاهو“، این جُستارها با برجستگی هرچه بیش تر در آینده رخ نموده و به میان خواهند آمد. جُستارهایی که نمودهایی نه چندان روشن از آن را در ستیزه های میان آن دو گواه بوده ایم.» 

برگرفته از نوشتارِ «نکته هایی چند پیرامون گزینش میان سگ زرد و شغال در کشور ”یانکی“ ها»، ب. الف. بزرگمهر    ۱۸ آبان ماه ۱۳۹۵ 

http://www.behzadbozorgmehr.com/2016/11/blog-post_8.html 

۶ ـ «... رهبران اروپایی از آن میان، رییس‌جمهور فرانسه در روزهای گذشته گفته بودند که نمی‌توانند شرکت های اروپایی را به سرپیچی از قانون های تحریمی ”ایالات متحد“ یا سرمایه‌گذاری در ایران وادارند.»

برگرفته از گزارش «از تمهیدات کمیسیون اروپا برای حفظ برجام چه می‌دانیم؟»، تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» ۲۸ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۷ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر) 

۷ ـ بویژه در این زمینه، مزدورِ خبرچینِ «یانکی» ها: «سیّد از خرجسته» که جوهر آن قرارداد ننگین هنوز خشک نشده، آن را برای دستینه شدن از سوی «سازمان نامور به ملت های یگانه» به آنجا برد تا «قطعنامه فصل هفتم منشور» آن سازمان بکار گرفته شود، نقش شایان درنگی داشت. 

۸ ـ برگرفته از «اعلامیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران ـ ضرورت مبارزۀ مشترک و هماهنگ با سیاست‌های جنگ‌طلبانهٔ آمریکا و ارتجاع در منطقه» ۲۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷

این بار امانت که خدا داد، بزرگ است ... ـ بازانتشار

تقصیر کسی نیست، اگر پول نداریم
قحطی شده و میوه و محصول نداریم

جز این که مگس کیش کنیم و بپرانیم
در کشورمان شاغلِ مشغول نداریم

ای دوست بیا هُل بده از پشت کمک کن
در گل، خرِ ما مانده و هرکول نداریم

دیوار اگر کج شده، این بار ببخشید
تحریم شدیم و نخ و شاغول نداریم

یک مساله داریم و هزاران تز و استاد
اما قلم و کاغذ و فرمول نداریم

هرکس شده بیمار، چه بهتر که بمیرد
زیرا سرم و شربت و کپسول نداریم

این بار امانت که خدا داد، بزرگ است
ما هم که ضعیفیم و کت و کول نداریم

از روی سر و گردن تحریم پریدیم
با این که مدال پرشِ‌ طول نداریم

هرچند همه فلسفه دانیم ولی حیف
هنگام عمل، شیوه‌ی معقول نداریم

چندی‌ست که اوضاع خرابست و به هرحال
جز داعشیان، آدم مسوول نداریم

در وادی ما احمق و دیوانه زیاد است
مشکل سر این است که بُهلول نداریم

آمار گرفتند و مشخص شده حالا
در کشورمان آدم گاگول سه نقطه...

از «گوگل پلاس»

برنام را از متن سروده برگزیده ام. ب. الف. بزرگمهر

http://www.behzadbozorgmehr.com/2016/09/blog-post_94.html

... به یاد برومندترین فرزندان پرپر شده ی ایران زمین


آن روز، چندان دیر و دور نیست


برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!