«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۶ مهر ۱۶, یکشنبه

بنازم به این خِرَد و بینش!

تصویر نامه ای از ۲۶۰ وکیل دادگستری ایران به آخوند پفیوز امنیتی در ناهمداستانی با تکه پاره شدن عراق را در «گوگل پلاس» درج کرده (تصویر پیوست) که در آن به «پیامدهای خطرناک تهدید تمامیت ارضی کشورها و بروز پدیده  قوم گرایی و تجزیه طلبی» و «تشکیل یک دولت قومی در همسایگی ایران» اشاره شده و «اخذ نام کردستان  به وسیله  مسوولان اقلیم شمال عراق را که نام یک استان کشور جمهوری اسلامی ایران است [را] تخطی آشکار از حقوق بین المللی مستقر و جاافتاده در نامگذاری کشورها دانسته [و] آن را قویا محکوم نموده، از دولت ایران، سازمان ملل متحد و جامعه بین المللی ... [خواسته] که دولتی با چنین نامی را هیچگاه شناسایی نکنند»! (افزوده های درون [ ] از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)

روشن است که جنین نامه یا بیانیه ای از سوی نانخورهای رژیم دزدان اسلام پیشه، در هماهنگی با سیاست ضد ملی و ضد خلقی این رژیم تبهکار و ایران بربادده نوشته شده است. از عرّ و تیزهایی آن و شکرخوری ناشیانه در نادیده گرفتن نام باستانی کردستان که بگذریم، با خود می اندیشم:
بنازم به این خِرَد و بینش! این نامه یا بیانیه که رونوشت آن برای «جناب آقای آنتونیو گوترش» یا همانا «سوسمار کارچاق کن جامعه جهانی» نیز فرستاده شده، خود، بهترین گواه در چنگ اندازی رژیم ایران در امور کشور در کردار ناپدید شده ای به نام عراق و نشانه ای آشکار از تکه پاره شدن آن کشور ساختگی در پی پیمان امپریالیستی نامور به «سایکس ـ پیکو»ست؛ کشور تکه پاره شده ای که افزون بر چنگ اندازی های امپریالیستی در دوره ی کنونی برهبری «یانکی» ها، راه را برای سگ های زنجیری همین کشورها در کالبد رژیم هایی چون رژیم مافیایی اسلام پیشه در ترکیه، دزدان اسلام پیشه ی فرمانروا بر ایران، عربستان زیر چکمه ی خاندان سعودی و شیخک ها و خرسک های شکم گنده ی شاخاب پارس نیز گشوده است.

با این همه، آیا نوشتن چنین نامه ای با درونمایه ای آنچنانی که تنها به بخشی از آن اشاره کردم و پرداختن به آن، آماج این یادداشت نبوده و نیست،* جای شگفتی دارد؟ بگمانم نه! از چنان نانخورهایی که بی هیچ گمان و گفتگو، شمار بسیاری از آن ها با سهمیه های دریافتی از سوی رژیم پایمال کننده ی ایران و ایرانی به دانشگاه های کشور راه یافته و در «ولایت آقا بیشعور نظام»، "وکیل" و "حقوقدان" و "وزیر" شده اند، نمی توان بیش از این چشم داشت.

ب. الف. بزرگمهر     ۱۶ مهر ماه ۱۳۹۶

* از یکماه پیش از همه پرسی استقلالِ بخشی از سرزمین کردستان در آنسوی استان کردستان ایران، سرگرم نوشتن نوشتاری ویژه در آن باره بودم که به شوندهای گوناگون از آن میان، اوج گرفتن بیماری و سرگیجه های پی در پی، نیمه کاره ماند. شوربختانه، روند بهبودی کندتر از آن است که پیش بینی می کردم. امیدوارم در روزهای پیشِ رو به آن بپردازم؛ گرچه، هم اکنون چند و چون بدرازا کشیده شدن آن را نمی توانم پیش بینی نمایم.    ب. الف. بزرگمهر     ۱۶ مهر ماه ۱۳۹۶


هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!