«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۶ تیر ۱۹, دوشنبه

پول مردم را نمی‌توان با هوچیگری و سر و صدا خورد! ـ بازانتشار

به نوبه ی خویش، دزد پلیدی است؛ نمونه ای از کلان دزدان رشوه خوار و زنهارخواه (خائن) در رژیم تبهکار اسلام پیشگان که چون بختکی بر سینه ی ایران و ایرانی نشسته، گلویش را می فشارند؛ نام این یکی بیژن نامدار زنگنه است؛ دزدی زنگوله پا که پرونده ی «کرسنت» و زد و بندی فراقانونی و زنهارخواهانه وی به همراه تنی چند از خانواده ی پلید اکبر نوقی بهرمانی (نامور به هاشمی رفسنجانی) با شیخک های شاخاب پارس، چون زنگوله ای برای همیشه به پایش بسته شده و هر جا که می رود، پژواک صدای آن گوش را می آزارد:
ک...ر...س...ن...ت ... ک...ر...س...ن...ت ... ک...ر...س...ن...ت ...

هنوز روشن نیست، آن به گفته ی خود «تابلو»* در نامه اش به نمایندگان مجلس فرمایشی چه نوشته که دزد نامدار زنگوله پا را به فرار به جلو واداشته و در واکنشی شتابزده گفته است:
«پول مردم را نمی‌توان با هوچیگری و سر و صدا خورد.»

بیگمان حق با این کلان دزد بیشرم است؛ باید آن را با آرامش هر چه بیش تر و دور از چشم دیگران در گلو فرو برد؛ بویژه اگر هرچه چرب تر و گنده تر باشد.

ب. الف. بزرگمهر ۳۰ مهر ماه ۱۳۹۴

http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/10/blog-post_50.html 

* بی سر و پایی به نام بابک زنجانی که گویا پیش از آوازه یافتن، چند سالی به پادافره کلاهبرداری در زندان بوده و سپس برای پولشویی و حیف و میل میلیاردها دلار درآمدهای نفتی و جابجایی سرمایه های توده های مردم ایران از سوی کلان دزدان و رشوه خواران اسلام پیشه به عنوان ابزار یا آنگونه که خود یکبار گفته بود: «تابلو» مورد بهره برداری قرار گرفته بود و هم اکنون نیز چنانچه پول های اینجا و آنجا سرمایه گذاری یا سپرده شده از سوی وی را از چنگش بیرون آورند، سرش را چون نمونه هایی دیگر به زیر آب خواهند کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!