«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۵ اسفند ۲۴, سه‌شنبه

این گفتگوهای دونفره برای چیست؟! ـ بازانتشار

یادداشتی بایسته

از مدت ها پیش از آن که یادداشت زیر را بنویسم و همچنان تاکنون، نشست های درازمدت این دو تن، بی هیچ گواه دیگری، گاه ساعت ها بیرون از هرگونه عرف و رسم دیپلماسی، پی گرفته شده و می شود.

پیش تر درباره ی این مردک ایرانی تبار حجتیه ای زاده و سال ها جا خوش کرده در کشور «شیطان بزرگ» نوشته ام. درباره ی خودفروختگی وی، گرچه می دانم درون همان دم و دستگاه خر تو خر «ولایت» گواهی هایی باید باشد، من چیزی در دست ندارم؛ ولی نمودها و نشانه هایی نیرومند گواه آن است که می توانستم و می توانم به برخی از مهم ترین آن ها بگونه ای گواهمند اشاره کنم؛ ولی دانسته و آشکار به آن ها اشاره نکرده و نمی کنم؛ زیرا تنها هشیاری بیش تر وی و مزدوران همدستش در بهتر پنهان نمودن دم خروس ها در آن دم و دستگاه انباشته از خبرچین های «یانکی» و انگلیسی ها و سایرین را به همراه می داشت و هنوز دارد. شاید زمانی دورتر، چنانچه مغزم از سرگیجه ها تاب برنداشته باشد، حتا کتابی در زمینه ی چگونگی شناخت و بازشناخت چنین ردِ پاهایی در نوشته ها و گفتارهای فرومایگان تن به سرسپردگی این و آن داده بنویسم و دانسته های خود را با دیگران بخش کنم. هم اکنون، همانگونه که «خدا خر را شناخت و شاخ نداد» و چنین فرومایگانی را نیز از آنچنان بهره ی هوشی و بینشی برخوردار نکرد تا دم خروس های بیرون زده را بهتر پنهان نمایند، بگذار همینگونه بماند.

ب. الف. بزرگمهر ۲۱ تیر ماه ۱۳۹۴

***

هر دو تصویر را از تارنگاشت نام آشنای «بی بی سی» برداشته ام. تصویر بالایی از نشست رسمی میان وزیران امور خارجی و مشاورین و دست اندرکاران همراه شان در ژنو گرفته شده و تصویر پایینی نیز از همانجاست:
گفتگویی دونفره میان «سیّد از خر جسته» با آن مردک اسب چهره که «بچه انقلابی آقا» سرگرم پرچانگی است و این یکی گوش می دهد.

نمی دانم نام چنین نشست های دونفره که بیش تر به دردِ دل کردن می ماند را چه باید نهاد و درنمی یابم که چنین گفتگوهای خودمانی در کنار گفتگوهای رسمی میان کشورها، برآورنده ی کدام نیازهای این یا آن کشور است و چه دردی را درمان می کند!

آیا پیامی خصوصی از رهبر دَبَنگ به "برادر دینی" اش در آن سوی اقیانوس که تا اینجایِ کار شیره ای درست و حسابی به سر و ریش وی مالیده و دستش را در حنا نهاده، می رساند؟ یا شاید گزارشِ پیشرفت های کار خود که تا چه اندازه دست ایران را زیر ساتور «قطعنامه فصل هفتم» آن سازمان خیرِ سرِش «ملت ها» برده، می دهد؟

تصویر دیگری از همین دیدار در رسانه ها درج شده که به نوبه ی خود چشمگیر است؛ گویی «اسب چهره» به نوکر خودفروخته می گوید:
تو قرار بود از پس این کارها بربیایی؟!

نگاهی دوباره و کمی باریک تر به آن یکی تصویر، این پندار را برمی انگیزاند که آیا با همسرش نیز به همین اندازه گرم و خودمانی و افتاده گفتگو می کند؟ آیا در برابر او نیز اینچنین قوز کرده، چون بچه آبزیرکاهی در ظاهر «حرف گوش کن» می نشیند و برای کارهای به هنگام انجام نداده اش، بهانه می تراشد؟

ب. الف. بزرگمهر دهم خرداد ماه ۱۳۹۴

http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/05/blog-post_270.html


هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!