«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۵ تیر ۱, سه‌شنبه

ناکجاآبادهایی به نام بهشت و دوزخ! ـ بازانتشار

تصویر پیوست را درج کرده و به شوخی در بالای آن نوشته است:
«وزير فرهنگ و ارتباطات داعش» 

از «گوگل پلاس» 

می نویسم:
دلیل اصلی ساخت و پرداخت ناکجاآبادهایی به نام بهشت و دوزخ از همان نخست، آرزو و امید توده هایی که برده وار بکار گماشته می شدند و جان می کندند از یکسو و از آن مهم تر بهره برداری نابجای بهره کشان (برده داران و سپس فئودال ها و اکنون سرمایه داران) از این آرزو و امید آدمیانی که به ناچار خوشبختی را بجای زمین در آسمان می جستند برای تحمیق و خر کردن و به فرمانبرداری بیش تر واداشتن آن ها و بهره کشی بهتر و بیش تر بوده است.

در مورد دین اسلام، آنگونه که به عنوان دین و آیینی پیش پا افتاده و پیش از آنکه بویژه بدست ایرانیان به علم کلام و عرفان و افزوده های دیگر ساز و برگ یابد، بهشت و دوزخ بویژه برای به میدان جنگ کشاندن تازیان بادیه نشین بیابان های عربستان که در صورت شهید شدن به بهشت رهسپار شده، حوری به چنگ می آوردند و در صورت دزدی غنایم جنگی به دوزخ رهسپار می شدند، پررنگ تر از سایر انگیزه ها بود و اینچنین بود که در برابر سپاه خوب ساز و برگ یافته ی امپراتوری ایران با نادیده گرفتن خیانت های اشراف ایران و نیز سایر جاها کامیاب شدند. خونخواری های «داعش» زیر پرچم اسلام، گرچه نه تنها به آن انگیزه ها تا اندازه ای یادآور آن دوران است. گواهی های تاریخی و برخی آیه های قرآن بخوبی این ها را بازتاب می دهند. حتا بهشت در کالبد نخستین خود جایی به نام سراندیب (سریلانکا و مالزی و آن پیرامون) بوده و سویه ای آسمانی نداشته است. همه ی این ها بسان دگرگونی های دین های دیگری چون مسیحیت و حتا آیین های باستانی خود ایران، پس از آن و سازگار با دوره و زمانه و نیازهای بهره کشان هر دوره به دین و ایین نخستین افزوده یا از آن کاسته شده است. همچنانکه در دین پیش پا افتاده ی نخستین اسلام، خدا بسان آدمی دارای کالبد است و هنوز هم یکی از دین های اهل سنت به آن باور دارند.

ایرانیان از «خدا»، مانشی مطلق و دسترس ناپذیر آفریدند. آفریده ای که بدرازای تاریخ بر دوش خودمان بیش از دیگران سوار بوده و همچنان هست.

ب. الف. بزرگمهر    ۲۹ شهریور ماه ۱۳۹۳

http://www.behzadbozorgmehr.com/2014/09/blog-post_69.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!