«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۴ مهر ۲۷, دوشنبه

توده های مردم ایران به قراردادی پوشیده و ننگین گردن نخواهند نهاد! ـ بازانتشار

می دانم! سرانجام، کاری خواهند کرد تا آن دَبَنگ، پس از این همه سرشکستگی که ناچار شد خود را به موش مردن بزند و از دید دوست و دشمن پنهان شود، دوباره گُه گیجه بگیرد و این بار کارش به «کُما» بکشد یا سر از تیمارستان درآورد؛ شاید هم شرایطی بسان آنچه بر سر عیسا مسیح، روی چلیپا پیش آمده بود، پیش بیاید که با دست ها و پاهای میخکوبی شده ی خون چکان و رنجی که از مرگ تدریجی می برد، ناچار بود ناسزاهای چارواداری و ریشخندهای تند آن دیگری که در چلیپای کناری میخکوب شده بود را نیز بجان بخرد و تنها کاری که می توانست بکند، درخواست از خدا یا به گفته ای: «پدر خویش» بود تا جانش را بگیرد و روحش را به آسمان ببرد؛ در خواستی که بسیار زود جامه عمل نپوشید و خدا چندین روز کار را کش داد تا واپسین آزمون های پسر خود بر روی زمین را با سرخوشی گواه باشد و به گفته ی تریاکی ها: «کیفور» شود.

اکنون، این یکی هنوز درست و حسابی از گیج و گولی ضربه های مغزی پیامد رد شدن های پی در پیِ «دوست» و «دشمن» از «خط قرمز»هایی که اینجا و آنجا به رنگ های زرد تا قهوه ای گراییده اند، بیرون نیامده و هنوز از سایه بیرون نخزیده با ترفندی تازه روبرو می شود:
«۴۷ سناتور جمهوری‌خواه آمریکا که در میان آنها شماری از نامزدهای احتمالی این حزب در گزینش آینده ریاست جمهوری ایالات متحد“ نیز هستند، در نامه‌ای سرگشاده به رهبران جمهوری اسلامی هشدار دادند که هرگونه توافق هسته‌ای با دولت آمریکا، بدون نظر موافق کنگره، پس از ریاست جمهوری اوباما، پایدار نخواهد ماند.» (گزارش زیر)۱

درباره ی این نامه و انگیزه ی نوشتن آن، می توان گمانه های گوناگونی به میان آورد که ساده لوحانه ترین شان، انگاره ی نیکخواهانه بودن آن و هشداری است که به آن دَبَنگ داده اند تا فرجام کار را نیک بداند و نسنجیده گام برندارد! ولی، این تنها یک سوی گمانه ای بسیار خوش بینانه است و او نیز با همه ی دَبَنگی خویش که از دوش کارهایی بسیار ساده تر از رهبری یک کشور، چون چرخاندن یک نانوایی نیز برنمی آید و درست به همین دلیل به آسمان ریسمان بافتن بسیار دلبسته است، آن را با همه ی سادگی و درستی درونمایه ی هشدارِ آن نخواهد پذیرفت و شاید با خود بیندیشید:
نکند کاسه ای زیر نیم کاسه باشد که ما نمی بینیم؟! ...

... گرچه، این هنوز پاسخی باریک به انگیزه ی نوشتن چنان نامه ای به رهبر آسمانی ریسمانی که از دریافت آن، بیگمان بادی به گلو انداخته و پیپی به خرسندی چاق نموده، نیست.

با آنکه هنوز همه ی آخشیج های بایسته برای تحلیلی همه سویه درباره ی چرایی و آماج آن نامه در دست ندارم، می پندارم کلید رمزگشایی چیستان در خبری از زبان آن مردک خودفروخته نهفته است که درباره ی توافق احتمالی با کشورهای گروه «۱+۵» از آن میان، گفته بود:
«تغییر دولت در هیچ كشوری به معنای منتفی شدن تعهدات بین‌المللی آن كشور نیست و لذا هر دولتی در امریكا ملزم به اجرای تعهداتی است كه دولت فعلی آن كشور در یك توافق احتمالی هسته‌ای پذیرا می‌شود و اگر رییس‌جمهور بعدی به تعبیر سناتورهای مزبور با یك گردش قلم تعهدات بین‌المللی ایالات متحده را منتفی كند، مرتكب نقض آشكار حقوق بین‌الملل شده است. به ویژه آنكه این تعهدات در قالب یك قطعنامه لازم‌الاجرای شورای امنیت و حاصل مذاكره و توافق با حضور پنج كشور دیگر از جمله تمامی اعضای دایم شورای امنیت باشد.
...
این توافقی است که در یک قطعنامه فصل هفتم منشور ملل مورد تایید قرار می گیرد و در نتیجه به یک توافق بین المللی و الزام آور برای همه دولت ها تبدیل خواهد شد و دولت های فعلی و آتی ایران و آمریکا هم ملزم به رعایت مفاد آن خواهند بود.»۲

... و استاد «حقوق بین الملل» ایرانی تباری در یکی از دانشگاه های سوئد که در بهترین حالت،  وی را «منگولی از گونه ی اروپایی زده ی آن» می توان نامید با وارونمایی جُستار و ماجرا از آن میان گفته است:
«... اگر موضوع ارجاع توافق به شورای امنیت عملی شود، امری کم سابقه و "راه حلی هوشمندانه" خواهد بود ... یکی از نگرانی ها این بود که حتی در صورت حصول توافق، کنگره آمریکا یا مثلا پارلمان کانادا ممکن است در مقابل لغو تحریم ها مقاومت کنند؛ اما در صورت تصویب قطعنامه در شورای امنیت، همه پارلمان ها و دولت ها موظف به اجرای آن خواهند بود.»۳

می پندارم که پیگیری دنباله ی ماجرا و چگونگی شیره مالیدن به سر آن دَبَنگ که خود نیز پیشگامِ آن بوده و با خودفریبی، راه گریزی از این ماجرا با دستیابی به هرگونه توافقی می جوید، چندان دشوار نخواهد بود:
آخوند ریش حنایی آبزیرکاه همراه با وزیر امور خارجی مزدور «یانکی» ها یا بدون وی به «خیمه و خرگاه مقام مُعظّم» شرفیاب شده و همان تحلیل کودنانه ی منگول اروپازده در بالا را همراه با چاچول زبانی های «سیّد از خر جسته» برای توجیه کردن وی به برداشتن واپسین گام ها برای پذیرش و دستینه کردن ننگی بزرگ برای ملت ایران و ورشکستگی تاریخی برای آن رژیم تبهکار و خود وی که پیش تر نیز گام هایی در این راه خائنانه برداشته و هر دو چشم خویش را نیز دانسته و آگاهانه بر برخی رخدادهای خائنانه ی دیگر بسته، بازگو خواهند نمود که:
الحمدلله، جای هیچ نگرانی نیست ... ماشاء الله ما قرارداد را به تایید شورای امنیت می رسانیم و یک توافق جهانی و الزام آور برای همه دولت ها بدست خواهد آمد که دولت کنونی و آینده ی آمریکا هم انشاء الله وادار خواهند شد تا به آن گردن بنهند ...

آیا آن دَبَنگ از خود نمی پرسد که آن توافق به اصطلاح الزام آور برای همه دولت ها، «یانکی» ها، همدستان و ریزه خواران روسی و چینی شان را به کدام «الزام» ها از دیدگاه «حقوق جهانی» پایبند خواهد نمود و به کدام «الزام» ها برای ایران در همان چارچوب، سویه ای حقوقی و قانونی خواهد بخشید؟

آیا جز آن است که همه ی الزام های خوارکننده و مایه ی سرافکندگی توده های مردم کشورمان بر دوش ایران نهاده شده و زین پس، بر بنیاد همان «الزام ها»، تنها به عنوان یک نمونه، ایران ناچار خواهد بود تا هر پایگاه نظامی و هر سوراخ سنبه ای را به هر بهانه ی آن ها و بگونه ای سرزده، نشان شان بدهد۴ و اگر از آن سرپیچی کند، «قطعنامه فصل هفتم منشور ملل»، چون «شمشیر داموکلس» آویخته بر سرِ توده های مردم ایران، فرود آمده، رگ گردن ایران و ایرانی را بدرّد و میهن مان را به خاک و خون بکشد؟ آیا آزمون های تاریخی نه چندان دور در کشورهای چنگ اندازی شده ای چون کشور همسایه ی ما عراق، آرش روشنِ «قطعنامه فصل هفتم منشور ملل» و چگونگی بهره برداری های نابجا از آن را از سوی «ششلول بندهای دمکرات جامعه جهانی» به اندازه ای بسنده روشن نکرده است؟

آیا «الزام» های «یانکی» ها، همدستان و ریزه خواران شان فراتر از سخنانی است که «باراک حسین اوباما» و برخی دیگر از بلندپایگان حاکمیت «یانکی» ها به تازگی بر زبان آورده اند؟ همه ی درونمایه «الزام» های آن ها در عبارت زیر فشرده می شود:
«... اگر شفافیت بی پیشینه داشته باشیم و بتوانیم تصدیق کنیم که آن ها درحال گسترش جنگ ابزارهای اتمی نیستند، در آن صورت داد و ستد جوش خواهد خورد ... لازمه این کار پذیرش تدابیر راست آزمایی و محدودیت هایی است که ایران، حداقل تاکنون نپذیرفته ... و ایران به بخش هایی از دارایی های خود دست پیدا کرده است.»۵ سخنانی که جز فشار بیش تر بر دوش رژیم پوسیده و همراه با آن، مردم خسته و مانده ی ایران از آرشی دیگر برخوردار نیست و تا آنجا که همه می دانند، رژیم تبهکار که تاکنون بسیار به چنان «راست آزمایی» هایی تن داده، همچنان باید «راست آزمایی» پس بدهد!

آیا سرمایه ی آزادشده ی ایران از سوی کشورهای امپریالیستی در این مدت، رقمی گزاف تر از سرمایه ها و پول های ربوده شده از سوی «دزدان الله کرم» در همین دوره بوده است؟ و آیا این سرمایه ها کمکی به بهبود اوضاع اقتصادی ـ اجتماعی بسیار ناگوار و بحرانی ایران نموده اند؟ در این زمینه، بد نیست، بخشی از گفته های «دیوید کوهن»، یکی از کارشناسان بلندرتبه ی دستگاه دیوانی امپریالیست های «یانکی» را یادآور شوم:  
«تنها بخش اندکی از تحریم های هماوند با برنامه ی هسته ای، بگونه ای بازگشت پذیر، وانهاده (تعلیق) شد؛ تحریم های مالی، بانکی، نفتی و بازرگانی بجای خود هستند؛ وضعیت اقتصادی کنونی ایران به مراتب بدتر از هنگامی است که هنوز «برنامه اقدام مشترک» دستینه (امضاء) نشده بود؛ وانهادن (تعلیق) بسیار ناچیزِ برخی تحریم ها زیر [برنام] «برنامه اقدام مشترک» هیچ تأثیری بر روند  تحریم ها نگذاشت ...»۶ و بلند پایه ی دیگری از دولت «یانکی» ها به شرط آشکار نشدن نامش به «خبرگزاری آسوشیتدپرس» بگونه ای زیرکانه از آن میان، گفته بود:
«آماج گفتگوکنندگان اکنون یک آماج کلی تر است: رسیدن به تفاهمی ـ تا پایان مارس ـ که سپس خرده ریزهای (جزئیات) بسیاری به آن افزوده  خواهد شد»۷

این کدام خرده ریزهاست که قرار است به «تفاهم نامه» افزوده شود؟! آیا می توان چنان «تفاهم نامه» ای یا هر قرارداد یا پیمانی را به تایید «شورای امنیت سازمان ملل» رسانید و گفت:
خرده ریزهای آن باشد برای آینده؟!

بیگمان چنین نیست و نمی تواند باشد. دُم خروسِ «سیاه بازی» اسلام پیشگان فرمانروا بر میهن مان، یکبار دیگر از گفته ی زیرکانه ی آن بلندپایه ی دولت «یانکی» ها بیرون زده و تبهکارانی که با بیشرمی و گستاخی هرچه بیش تر، توده های مردم ایران را به بازی رسوا، ریشخندآمیز و ننگ آوری کشانده اند، لو می دهد؛ تبهکارانی بس فرومایه که پایوری هستی ننگین خود را روی دوش زجرکشیده و خردشده زیر بار نابسامانی های گوناگون همین مردم با «شیطان بزرگ» و همدستانش پی می گیرند. درست به همین انگیزه است که آن مقام دولتی از خبرگزاری یادشده، خواسته است تا نامش آشکار نشود؛ زیرا این خرده ریزها، همان بند و بست های پنهانی است که نمایندگان رژیم تبهکار از مدت ها پیش و از دید من، حتا پیش از گفتگوهای «عُمّان» با نمایندگان «شیطان بزرگ» بر سر آن ها همداستان شده و همگی به گذشته برمی گردد؛ نه به آینده! خرده ریزی در کار نیست و اینک بیش از پیش روشن می شود که گفتگوهای پرهیاهو، شام های به اصطلاح کاری همراه با «آبگوشت بزباش»، «گوشت و نخود کاشی» و شاید «کوفته برنجی و شلغم» با آن «بوقلمون انگلیسی» و گفتگوهای دوسویه و چند سویه با ریزه خواران دیگری چون روسیه و چین و فرانسه که از این سفره ی گسترده بهره ها برده و می برند، رویهمرفته جز سیاه پازی پلیدی برای رنگ کردن توده های مردم و روشنفکران ایران، بیش نبوده و نیست.

همینجا، نه برای بوزینگان فرمانروا که حتا توانایی دیدن دو گام جلوتر را ندارند که برای توده های مردم میهنم و روشنفکران خلقی آن می گویم و بر آن پامی فشارم که دستینه شدن چنان قراردادی پوشیده از سوی رژیمی تبهکار به نمایندگی از سوی خلق های ایران، بیم های بزرگ تر و سهمگین تری در چارچوب تهدیدهای فزاینده ی نظامی به پشتوانه ی «قطعنامه فصل هفتم منشور ملل» برای ایران دربرخواهد داشت.

یادمان نرود که برخلاف گفته های آن خودفروخته و آن یکی منگول اروپازده، چنان قراردادی حتی اگر دربردارنده ی «الزام»هایی برای «شیطان بزرگ» و سایر امپریالیست ها به سود ایران نیز باشد که چنین نیست، در شرایط کنونی جهان و اوضاعی که اسلام پیشگان تبهکارِ ورشکسته به آن تن داده اند، آنگاه که از آن ناخوشنود باشند به آسودگی زیر پا می نهند و هنوز کسی نمی تواند به آن ها بگوید:
«بالای چشم تان ابروست!»؛ زیرا «ریش و قیچی در دست خودشان است»! و آن سازمان به اصطلاح ملل متحد و نهادهای وابسته به آن، انباشته از پادوهای خودشان است. گرچه، دود همه ی این نابکاری ها به چشم مردم ایران می رود، چه خوب گفته اند:
«خودکرده را چاره نیست»! از همین روست که راه خود را باید از چنین رژیم پلیدی که میهن مان را به سوی باتلاق می راند، هرچه زودتر جدا نمود و با آن تسویه حساب کرد؛ این تنها یک آرش دارد:
سرنگونی رژیم!

 ب. الف. بزرگمهر    ۱۹ اسپند ماه ۱۳۹۳


متن های برگرفته شده از خاستگاه های گوناگون، همگی از سوی اینجانب، ویرایش و پارسی نویسی درخور شده است؛ برجسته نمایی های متن و افزوده های درون [ ] نیز همه جا از آنِ من است.   ب. الف. بزرگمهر

پی نوشت:

۱ ـ «کاخ سفید: نامه سناتورها به رهبران ایران «چوب لای چرخ» مذاکرات هسته‌ای است»، «رادیو فردا»، ۱۸ اسپند ماه ۱۳۹۳

۲ ـ  محمدجواد ظریف در گفتگو با «هفته نامه صدا»، ۱۶ اسپند ماه ۱۳۹۳، برگرفته از تارنگاشت «روزنامه اعتماد»:

۳ ـ «ظریف از احتمال ارجاع توافق اتمی به شورای امنیت می‌گوید»، «بی بی سی»، ۱۷ اسپند ماه ۱۳۹۳
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2015/03/150308_l10_zarif_nuclear_talks_unsc

۴ ـ نمونه ای از آن را در زیر می بینید که در گذشته بارها پیش آمده و در آینده نیز بیگمان با اشاره ی «ارباب بزرگ» به هر بهانه ای رخ خواهد داد:
«يوکيا آمانو، ”مديرکل آژآنس بين المللی انرژی اتمی“ گفته بود که دو چالش درباره ی برنامه هسته ای ايران و از آن میان، چالش های هماوند با آزمايش احتمالی انفجاری [به ادعای آن ها در مریوان] برجای مانده و قرار بوده که شهريور ماه به آن پاسخ داده شود. مديرکل ”آژانس“ گفته بود که ايران تاکنون به اين دو پرسش، پاسخ نداده است. آقای آمانو [بخوان: پادوی دست به سینه ی ”ششلول بندهای دمکرات“!] با اين همه تاکيد کرده بود، بدون روشن کردن چالش های برجای مانده، تاييد صلح آميز بودن ماهيت برنامه هسته ای ايران دشوار است. در واپسین گزارش ”آژانس بين المللی انرژی اتمی“ درباره ی برنامه هسته ای ايران نيز پاسخگو نبودن ايران در دو مورد اشاره شده بود:
چالش «شبيه‌ سازی رایانه ای هماوند با انفجار هسته‌ای» و «آزمايش‌ چاشنی‌های انفجاری.»،

«هيات آژانس بين المللی انرژی اتمی وارد تهران شد»، «رادیو فردا»، ۱۸ اسپند ماه ۱۳۹۳
(با ویرایش و پارسی نویسی درخور از سوی اینجانب؛ برجسته نمایی های متن و افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.   ب. الف. بزرگمهر)

۵ ـ «ظریف از احتمال ارجاع توافق اتمی به شورای امنیت می‌گوید»، «بی بی سی»، ۱۷ اسپند ماه ۱۳۹۳
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2015/03/150308_l10_zarif_nuclear_talks_unsc

۶ ـ دیدگاه دیوید کوهن، یکی از کارگزاران چگونگی اجرا، بررسی و بازرسی تحریم ها در دولت کنونی «یانکی» ها در نشستی با برنام «گفتگوی هسته ای ایران؛ وضعیت گفتگوها و نقش کنگره» به تاریخ ۲۱ ژانویه ۲۰۱۵:
ـ هیچ چالشی به اندازه جلوگیری ایران از دستیابی به جنگ ابزارهای هسته ای، ما را در وزارت دارایی به خود سرگرم نکرده است؛
ـ ایران سرگرم همکاری است؛ زیرا تنها از این راه ممکن است از تحریم ها رهایی یابد؛
ـ بستن همه ی راه های ایران به سوی جنگ ابزارهای هسته ای زمانبر است؛
ـ در «برنامه اقدام مشترک»، برنامه ی هسته ای ایران در بخش های مهم ایستانده شده و در برخی بخش ها نیز به پس بازگردانده شده [است]؛
ـ بجای آن، تنها بخش اندکی از تحریم های هماوند با برنامه ی هسته ای، بگونه ای بازگشت پذیر، وانهاده (تعلیق) شد؛
ـ تحریم های مالی، بانکی، نفتی و بازرگانی بجای خود هستند؛
ـ  وضعیت اقتصادی کنونی ایران به مراتب بدتر از هنگامی است که هنوز «برنامه اقدام مشترک» دستینه (امضاء) نشده بود؛
ـ وانهادن (تعلیق) بسیار ناچیزِ برخی تحریم ها زیر [برنام] «برنامه اقدام مشترک» هیچ تأثیری بر روند  تحریم ها نگذاشت؛
ـ پیگیری همین تحریم ها، ایران را بر میز گفتگوها نگاه می دارد؛
ـ تصویب تحریم تازه، هم اکنون، نابایسته (غیرضروری) و حت زیانبار است؛
ـ تحریم ها به خودی خود جلوی ایران را نمی گیرد که این امکان را پدید می آورد که ایران بر سر ایستاندن برنامه های هسته ای خود گفتگو کند؛
ـ تحریم های تازه برخی از همدستان ما را از پیرامون مان می پراکند؛
ـ ایران، هم اکنون به اندازه ای بسنده زیر فشار است و نیاز به پذیرش ریسک تصویب تحریم های تازه نیست.

برگرفته از «مجموعه گزارش های راهبردی اندیشکده راهبردی تبیین»، رصد ماهانه کنگره ایالات متحده آمریکا، شماره ۲ ، ژانویه ۲۰۱۵
(با ویرایش و پارسی نویسی درخور از سوی اینجانب؛ برجسته نمایی های متن و افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.   ب. الف. بزرگمهر)

۷ ـ «ظریف:‌ توافق می تواند خیلی نزدیک باشد»، «تارنگاشت بی بی سی»، ۱۴ اسپند ماه ۱۳۹۳

***

کاخ سفید: نامه سناتورها به رهبران ایران «چوب لای چرخ» مذاکرات هسته‌ای است

سخنگوی کاخ سفید، نامه سناتورهای جمهوری‌خواه آمریکا به رهبران ایران را اقدامی «حزبی» و «چوب گذاشتن لای چرخ» مذاکرات هسته‌ای توصیف کرده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، جاش ارنست روز دوشنبه ۱۷ اسفند گفت که نامه ۴۷ سناتور آمریکایی به رهبران ایران «در راستای نقشی نیست که پدران بنیانگذار آمریکا برای قوه قانون‌گذاری در نظر گرفته بودند.»

۴۷ سناتور جمهوری‌خواه آمریکا که در میان آنها شماری از نامزدهای احتمالی این حزب در گزینش آینده ریاست جمهوری ایالات متحده نیز هستند، در نامه‌ای سرگشاده به رهبران جمهوری اسلامی هشدار دادند که هرگونه توافق هسته‌ای با دولت آمریکا، بدون نظر موافق کنگره، پس از ریاست جمهوری اوباما، پایدار نخواهد ماند.

در این نامه آمده که «هرآنچه به تصویب کنگره نرسد صرفا یک توافق اجرایی [از سوی رییس جمهوری] است» و «رییس جمهوری آینده می‌تواند بلافاصله این توافق اجرایی را باطل کرده و کنگره بعدی می‌تواند مفاد این توافقنامه را در هر زمان تغییر دهد».

کنگره آمریکا که اکثریت آن در دست جمهوری‌خواهان است، شدیدا با توافق احتمالی با ایران که دولت باراک اوباما به دنبال آن است، مخالفت می‌کند.

اکثریت کنگره آمریکا در این راستا خواهان تصویب قانونی است که هرگونه توافق اتمی با جمهوری اسلامی پیش از نهایی شدن به تایید کنگره برسد. باراک اوباما و دولت او تهدید کرده‌اند که چنین قانونی را وتو خواهند کرد.

سخنگوی کاخ سفید درباره نامه سناتورها به رهبران ایران، همچنین گفته که جمهوری‌خواهان از «اقدام نظامی علیه ایران دفاع می‌کنند» و افزوده است که چنین مسئله‌ای «بهترین منفعت» آمریکا نیست.

ایران، آمریکا، فرانسه، بریتانیا، روسیه، چین و آلمان، ماه‌هاست که در حال گفت‌وگو برای یافتن راه‌حلی به منظور پایان دادن به بحران پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی هستند.

این گفت‌وگوها باید تا اواسط فروردین پیش‌رو به توافق سیاسی منجر شود.

«رادیو فردا»   ۱۸ اسپند ماه ۱۳۹۳


هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!